معرفی کتاب

جان شیفته، روایت ایستادگی زنان در برابر طوفان سرنوشت

رمان هایی که رهبر معظم انقلاب آن ها را مطالعه کرده است

در ادامه ی معرفی کتاب و لزوم اهمیت به مساله ی کتاب و کتاب خوانی از دید رهبر انقلاب به سراغ معرفی کتاب هایی رفتیم که ایشان سال ها قبل به آنها اشاره کرده بودند و خواندنشان را موجب آگاهی و شناخت از فرهنگ و تاریخ کشور های دیگر دانسته اند.

 

کتاب جان شیفته یکی از همین کتاب هاست. رهبر انقلاب در مورد کتاب جان شیفته می گویند:

” ارزش و قیمت این کتاب به مراتب از این بیشتر است؛ هم تاریخ است، هم ادبیات است، هم اخلاق و هم هنراست… این کتاب همه چیز است، من کتاب جان شیفته را سال ها پیش خوانده ام و توصیه می کنم شما هم آن را بخوانید.”

 

 

در مورد نویسنده

 

رومن رولان درسال ۱۸۶۶ در شهر کلامسی، در ایالت بورگونی، در خانواده بورژوآی مرفهی به دنیا آمد. در چهارده سالگی به همراه خانواده‌اش برای تحصیل راهی پاریس شد، در نوجوانی با افکار”باروخ اسپینوزا” آشنا شد ولئوتولستوی را کشف کرد.در ۱۸۸۹ م. در رشته تاریخ ادامه تحصیل داد و در ۱۸۹۵ م. به رم رفت در رشته هنر مدرک دکترا گرفت. رسالهٔ دکترای او در مورد تاریخ اپرای اروپا پیش از ژان باتیست لولی و آلساندراسکارلتی است.

 

پس از اخذ دکترا، سه سال در مدرسه عالی به تدریس تاریخ هنر اشتغال داشت و از آن پس دوره‌ای کوتاه در دانشگاه سوربن تاریخ موسیقی تدریس کرد و سپس در ۱۹۱۲ به نوشتن روی آورد و طی هشت سال تا ۱۹۰۴ م. رمان ۱۰ جلدی ژان کریستف را به رشتهٔ تحریر درآورد. رومن رولان انسان صلح دوستی بود. او به دعوت ماکسیم گورکی به شوروی رفت و با استالین ملاقات داشت.

 

علی ‌رغم تمایل به اندیشه‌ های مارکس ، علیه استالین و حکومت شوروی مقالات متعددی انتشار داد. در ۱۹۱۴ م. به سویس رفت و ۲۳ سال از عمر خود را در آنجا گذراند. در همان جا بامهاتما گاندی آشنا شد. او دوبار ازدواج کرد. بار اول در۱۸۹۲ با کلوتیلد برئال که نه سال بیشتر دوام نیاورد و بار دیگر پس از سی و سه سال تنهایی در ۱۹۳۴ با ماری کوادچف ازدواج کرد که این ازدواج تا پایان عمر رومن ادامه یافت.

 

 

 

داستان کتاب

 

جان شیفته، سرگذشت زنی به نام آنت ریوی یر را نقل می‌کند که روحی شیفته و عاشق دارد و زندگی ‌اش مانند نام ‌خانوادگی ‌اش، ریوی‌یر (به معنای رودخانه ) به رودی پرپیچ و خم و پرآب و غنی شبیه است.جان شیفته با شیفتگی آنت ۲۴ ساله به پدرش و مرگ او آغاز می‌ شود. در همین زمان آنت خواهر ناتنی‌ اش سیلوی را می یابد که حاصل از ارتباط پدرش با یک زن گل فروش است، و شیفته او می‌شود. پس از این ماجرا آنت باردار می‌شود و ازدواج با پدر فرزندش را رد می ‌کند.

 

جان شیفتهٔ آنت پس از آن عشق مادرانه را درمی ‌یابد. در فصل های بعدی کتاب، آنت و پسرش، مارک ریوی‌یر درگیر حوادث تاریخی فرانسه می‌شوند و «بدین سان، زندگی آنت در دو سطح موازی پیش می‌رود. و دیگران جز زندگی رویی او را نمی‌شناسند. در آن زندگی دیگر، آنت همیشه تنها می‌ماند.» و این «زندگی دیگر»، مانند جریان زیرین و ناپیدای رود است و جان شیفته نام دارد.

 

 

اخلاق برای مردان است نه زنان!

 

سیلوی خواهر آنت از قشر کارگر فرانسه است؛ زنی  عامی که جز به تلاش برای پیشرفت و لذت جویی از زندگی به هیچ چیز دیگری اعتقاد ندارد. نقطه مقابل سیلوی، با تفاوت های ظاهری آنت است. زنی که در یک خانواده  بورژوا – قشر خرده مالک- و متمول بزرگ شده است و شعارهای روشنفکرانه  قشر خود را درمورد زندگی ایده آل و کمال گرایی دارد، ولی به رغم ادعا در مورد اخلاق محور بودن، بسیاری هنجارها را تنها برای طرف مقابل (مردان) واجب می داند و وقتی نوک پیکان به سمت خودش گرفته می شود، موضع دیگری اختیار می کند.  به همین دلیل در مواجه با دو خواستگارش “روژه بریسو” (پدر فرزند نامشروعش) و “مارسل فرانک” نمی تواند با هیچ کدام  به توافق برسد.

 

بریسو بورژوایی مقید به خانواده است. کسی که به زن، دیدگاهی سنتی دارد و آن را در میان کانون خانواده محترم می شمارد. به همین دلیل آنت نمی تواند او را بپذیرد. چرا که علی رغم ادعایی که در مورد کمال گرایی دارد، هرگز تحمل این را ندارد که بدون خودنمایی و با پای بندی به اخلاقیات در جامعه حاضر شود.

 

او حاضر نیست  پای بندی به خانواده و مسئولیت در قبال وفاداری به همسر و فرزند را بپذیرد. از طرف دیگرمارسل فرانک(خواستگار دیگر آنت) فردی لیبرال است و به روابط نامشروع اهمیتی نمی دهد و آن را برای خودش و همسر آینده اش امری طبیعی می داند. مارسل آنت را به خاطر شجاعت، آزادی طلبی و بی توجهی اش به نگاه جامعه کاتولیک می پسندد و او را مطابق سلیقه ی خود می داند، اما آنت با وجود خواستگاری های متعدد او، با وی ازدواج نمی کند.

 

چرا که معتقد است خیانت به همسر در اثر یأس و گذر زمان از طرف زن قابل قبول است (چنانچه بعدها خیانت همسر پسرش را هم همینطور توجیه می کند) ولی گذاشتن این قیود را پیش از ازدواج که  مارسل فرانک نام آن را “داشتن لذت های جداگانه و شخصی ” می نامد، از نظر آنت کاری خطا و غیر اخلاقی است.

 

 

سرگردانی به نام آزادی

 

آنت اعتقادی به دین ندارد و از آنجایی که نمی تواند منطق اخلاقیات و حد و مرزی را که به وسیله ی آن مشخص شده  بپذیرد، در تمام طول داستان دچار سرگردانی است. او از طرفی به خاطر فطرت یک زن خواهان یک زندگی معمولی با فردی است که به اصول انسانی پای بند باشد و از طرف دیگر حاضر به قبول بهای این خواسته ( صبر و سیاست زنانه در تربیت چنین مردی با مرور زمان) نیست. به همین علت مردانی که در زندگی آنت حضور یافتند هیچ کدام  با وجود تلاش های آنت و نقاط مثبت خودشان به ظهور واقعی در اجتماع دست نیافتند.

 

آنت در تمام طول کتاب به دنبال کسی است که آزادانه شیفته اش باشد ولی در نهایت هر بار شکست می خورد و نمی تواند این شیفتگی را برای خود نگه دارد، چرا که به نوعی از بقیه توقع دارد به میل و اراده ی او زندگی کنند و قدم بردارند و در عین حال او به آن اشخاص هیچ قید و بندی نداشته باشد به معنای دیگر طرف مقابل بماند و آنت هر وقت که اراده کرد برود!

 

 

فرزند تردید و آزادی

 

از نیمه بخش دوم مارک که آینه تمام نمای صفات مادر است، جای او را در رمان می گیرد.او هم مانند مادرش دچار تردید است. در ظاهر به هیچ چیز ایمان ندارد، ولی در واقع در درون خود  مدام در حال جدال بین کفر و ایمان، سرکشی و تسلیم است. او در نهایت پس از گذراندن یک دوره طولانی و تحمل تحقیرها و رنج های بسیار در مقابل ایده آل های ذهنی خود تسلیم می شود.

 

تربیت آنت طوری روی مارک تاثیر گذاشته است که زنان به قول خودش قوی و آزاد را به عنوان جنس برتر قبول کرده است و از زنان سنتی بیزار است. این تفکر باعث می شود که مارک خیانت همسرش را مثل یک امر طبیعی بپذیرد و با آن به عنوان یک حق طبیعی برای همسرش کنار بیاید.

 

 

نگاه فمینیستی غالب است

 

بخش مهم دیگری از داستان، مربوط به  شخصیت آسیا(همسر مارک) است. زن روس سرکش و معترضی که به خاطر آسیب هایی که از اجتماع دیده است، حاضر به پذیرش هیچ منطقی جز آنکه خودش قبول دارد، نیست.آنت در سراسر داستان سعی در آرام کردن و جهت بخشیدن به  جان آشفته “آسیا” همسر مارک، دارد و در نهایت  آسیا بعد از مرگ ناگهانی مارک و رها کردن تنها پسرش، با ازدواج با یک آمریکایی  به نهایت آرزوی خود در مبارزه برای آزادی دست پیدا می کند.

 

یکی از نکات مورد توجه کتاب، در این نکته است که تفکرات مردم فرانسه قدم به قدم دنبال می شود و چگونگی رها کردن تمام قید وبند ها و مهم تر از همه دین را در  این ملت نشان می دهد. رومن رولان با به تصویر کشیدن زندگی زنان ازادی خواه فرانسه در واقع سعی در نشان دادن این جنبش و به قدرت رسیدن آن در فرانسه است.

 

رومن رولان در دورانی این کتاب را نوشته است که جنبش های  فیمینیستی- مکتب فکری اصالت زن در برابر مرد-  در اروپا شروع به فعالیت جدی کرده است. خلق شخصیت های رمان جان شیفته نوعی تایید هوشمندانه اهداف این جنبش استصورت گرفته است. او نویسنده با ظرافت،  تمام معضلات و آسیب های فکری این مکتب را توجیه کرده و سختی هایی را که قهرمانان  رمان به واسطه  نبود اعتقادات و نگرش معنوی و دینی  در زندگی متحمل می شوند، با رنج بردن به خاطر اهداف والای انسانی تلفیق کرده است و در نهایت اثری قابل ستایش و قدرتمند به  ادبیات جهان ارائه کرده است.

 

 

تحریریه سایت با حجاب ـ فاطمه قاسم آبادی

دیدگاهتان را بنویسید