حجاب هم نوعی محدودیت است!!!

در آلمان درصد بسیار قابل توجهی از دختران علاقمند هستند که با جوانان ترکیه ای ازدواج کنند و با اینکه آنها مهاجر هستند و آلمانی ها هم نژاد پرست هستند و.‌..
۰۶ بهمن ۱۳۹۷

یکی از سؤالاتی که در سال های اخیر در بحث حجاب مطرح است این است که آیا حجاب سبب محدودیت انسان می شود؟ پاسخ این سؤال توسط منابع و افراد مختلف داده شده است. ما در این نوشتار به بررسی پاسخ حجت الاسلام پناهیان می پردازیم. 

 

 

حجاب کاملا محدودیت است. محدودیت هایی که همه جا می پذیریم. البته این عبارت را از استاد مطهری داریم که می فرماید: “حجاب محدودیت نیست، مصونیت است.” این نگاه کردن از زاویه ی دیگر است و نیازبه بحث دارد و اِلا ما که میدانیم حجاب محدودیت است. شما کت و شلورا هم که می پوشید خوب این هم نوعی محدودیت است .
شما می توانستید به جای آن لباس اسپورت و راحت بپوشید وخیلی هم مقید به اتو کردن لباستان نباشید و به سختی نیوفتید.

 

 

حجاب محدودیت در لذت بردن آقایان و خانم ها

 

هرکسی در زندگی نوعی از محدودیت را لاجرم می پذیرد. آن کسی که اسپورت می پوشد هم نوع دیگری از محدودیت را می پذیرد. آن کسی که دارد یک جور دیگری رفتار می کند، یکسری محدودیت های دیگر را در زندگی اش می پذیرد. اینطورنیست که زندگی انسان خارج از محدودیت باشد. مگر شما با ماشین در تهران بدون محدودیت می توانید رانندگی کنید ؟ اما این مسائل به دین که می رسد مشکل پیدا می کند زیرا خیلی از انسان ها آثار زیانبارعدم محدودیت را درک نمی کنند و می گویند که چرا خدا محدودیت برای ما قائل شده است ؟ بله حجاب محدودیت است ولی حجاب یک نوع محدودیت در لذت بردن خانم ها و آقایان از یکدیگر است.

 

 

فلسفه ی محدود شدن لذات انسان چیست ؟

 

خیلی روشن است که اگر شما در لذت بردن محدود شوید، کیفیت لذت بردن تان عمیق می شود و افزایش پیدا می کند. ممکن است لذت بردن شما با تاخیر و محدودیت هایی همراه شود ولی نوع لذت بردن تان متفاوت می شود و عمق بیشتری پیدا می کند. حتی در لذت های دنیوی یکی از فلسفه های حجاب این است که انسان ها در زندگی شان از مسائل مربوط به روابط زن و مرد بیشتر لذت ببرند.

 

در این جور ارتباط ها خوشایندی افزایش پیدا می کند. یکی از سوالات این است که در خارج حجاب ندارند و آدم ها نسبت به هم حریص نیستند و همدیگر را رها کرده اند. ببینید دامنه ی سخن تا کجاست؟ تا جایی است که دیگر دارد انقراض نسل پدید می آید و در غرب افراد تن به ازدواج نمی دهند.

 

 

دامنه ی این سخن به آنجا کشیده که دیگر همدیگر را دوست ندارند. همین لذت خودش عامل محبت بین زن و شوهر است و اگر این لذت مخدوش بشود، در کوچکترین دعواها نفرت پدید می آید. لذا بی حجابی مطابق است با افزایش آمار طلاق. ما از آن تعریف به یکی از تعریف های حجاب می رسیم که تازه این خشن ترین و معقول ترین تعریفی است که برای حجاب می توانیم قائل بشویم لطیف تر از آن هم هست و آن هم این است که حجاب پذیرش یک محدودیتی است مثل تمام محدودیت هایی که می پذیریم اگر حکمتش را نمی دانیم و به این دلیل پذیرفتن فلسفه اش برای مان سخت است و سعی می کنیم حکمتش را بفهمیم.

 

حالا می گویند که در کشورهای که محدودیت حجاب ندارند مشکل زیادی ندارند چون چشم و دلشان سیر است ولی در کشور ما تا یک خانم کمی بدحجاب است توجه همه را به خودش جلب می کند، پس ما هم مثل آنها بشویم ؟ شاید آن ها در در ابتدایی ترین مسائل چشم چشم چرانی نداشته باشند ولی مشکلات عاطفی و غریزی فراوانی برایشان پدید می آید که شما می توانید مستندات و آماری که این بحران های روحی را نشان می دهد نگاه کنید.

 

 

اسلام حجاب را مطرح نکرده که به من بگوید می خواهم مشکل چشم چرانی و حرص مردها و زن ها را برای نگاه کردن به یکدیگر از بین ببرم، اسلام می گوید که این حرص باشد، عوض آن هزاران بدبختی دیگر کنترل بشود. شما با این حرص خودت یک جور دیگر برخورد کن. برای آن یک داروی مستقل وجود دارد ولی برکات زیادی دارد. این ها را باید واقع بینانه بپذیریم. اصلأ غرب با این برهنگی دنبال چیست ؟ اولأ این برهنگی در غرب اصلأ طبیعی نیست.

اصلأ این جوری نیست که انسان ها در کنار هم زندگی بکنند و وقتی تصمیم گرفتند که آزاد باشند به این نتیجه برسند. این برهنگی توسط کسانی که جامع بشری را اداره ی می کنند، دست ساز است.

 

 

یکی از سیاست مداران غربی می گفت که من تعجب می کنم که شما جوانان هایتان را کازینو و دانسینگ نمی فرستید و خیلی از این جور مسائل منع می کنید.

 

گفتم ما نه تنها این جور مکان ها را درست نمی کنیم بلکه اگر کسی بخواهد این مسائل را علنی کند و به جامعه بکشاند، او را منع می کنیم. سؤال کرد پس چطور جوانانتان را اداره می کنید ؟ می گفت که اگر این همه جوان هوشیار بشوند و بد مستی نکنند به کوچکترین بهانه ای شورش می کنند، اگر مردم مشغول پارتی های یکشنبه هایشان نشوند آن هم در آن استانداردهایی که فوق العاده روح هایشان را درگیر می کند، این مردم سرشان را بلند می کنند که چرا ۱۵ میلیون باید بر چند میلیارد حاکم باشند و چرا ثروت مسیحیان از یهودیان کمتر است ؟ و به سؤالات جدی تر می رسند ولی فعلا باید این جوری مشغول باشند. سرشان گرم که باشد هیچ، کاش از این بازی لذت می بردند. بخش های عمده ی روحشان از آن ها گرفته می شود.

 

 

زنی که پناهگاه امنی بنام مرد برای خودش ندارد و دیگر برایش جا افتاده و از بخش عمده ی نیازهای عاطفی اش چشم پوشی می کند، همچنین مردی که زنی در کنارش نیست که دلیل اول انتخابش محبت به مرد باشد به او احترام بگذارد و به او علاقه داشته باشد، خوب این دو نیمی از روحشان کنده شده است و دیگر انسان کاملی نیستند.

 

بعضی ها می گویند که همه در غرب اینطور نیستند. شما باید آمار بگیرید و ببینید که این جوری هستند یا خیر. اگر شما می بینید که در غرب زن و مرد بهم لبخند می زنند، این لبخند را نشانه ی رضایت قلبی عمیق نگیرید به آمارها توجه کنید. وقتی که در آلمان درصد بسیار قابل توجهی از دختران علاقمند هستند که با جوانان ترکیه ای ازدواج کنند و با اینکه آنها مهاجر هستند و آلمانی ها هم نژاد پرست هستند و حداقل طبقه دوم بحساب می آیند، علتش این نیست که آن ها مسلمان هستند و علاقه به اسلام دارند بلکه می گویند این جوانان ترکیه ای که در اینجا مهاجر هستند، بصورت فرهنگی یاد گرفته اند که غیرت بهتری نسبت به زنان دارند. این را از زنان سوال کنید که نسبت به زنشان غیرت خوبی داشته باشند البته اذیت هم نکند، این لذت چقدر تامین کننده نیازهای روحی اوست.

 

 

سایت باحجاب

منبع: سخنرانی حجت الاسلام پناهیان ـ سلسله مباحث حجاب

دیدگاهتان را بنویسید