روما، تصویری واقعی و غیر قابل دفاع از فروپاشی اخلاق در غرب

به نوعی می شود گفت حیاط روما، پر از کثیفی است و کنایه از اوضاع و مشکلات پایان ناپذیر مملکتی دارد به وسعت یک خانه که هر چه ساکنین خانه تلاش می کنند، نمی توانند مشکلات را حل کنند.
۱۰ اسفند ۱۳۹۷

 به گزارش باحجاب، فیلم “روما” به کارگردانی و نویسندگی”آلفونسو کوارون” کارگردان مکزیکی هالیوود، یکی از پر سرو صدا ترین فیلم های غیر انگلیسی زبان امسال بود که علاوه بر دریافت جوایزی چون شیر طلایی، گلدن گلوب، بفتا و… در رشته های مختلف حالا هم موفق به دریافت اسکار در رشته هایی چون بهترین کارگردانی و بهترین فیلم برداری شده است. این فیلم که زندگی یک خانواده مکزیکی را در ده ۷۰ میلادی به تصویر می کشد با تکیه بر تنهایی زنان در موقعیت های سخت زندگی و با نگاهی متفاوت، فروپاشی نظام خانواده را در سطوح مختلف اجتماعی آن دوره، به تصویر می کشد.

 

 

 

 

داستان

وقایع و داستان فیلم روما در سال ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ و در شهری به نام «کولونیا روما» در حوالی نیومکزیکو رخ می دهد . داستان اصلی فیلم در مورد یک خانواده مکزیکی مرفه است که در آن زن و شوهر تحصیل کرده و چهار فرزندشان به همراه “کلئو” خدمتکارشان و یک خدمتکار دیگر در کنار هم زندگی می کنند.
در ابتدای داستان دوربین بیشتر روی زحمات کلئو به عنوان کسی که حجم بسیاری از کار خانه و شست ‌و‌شو را انجام می ‌دهد تمرکز دارد، این دختر که وظیفه رسیدگی به خوراک و پوشاک و حتی بیدار کردن بچه های خانم خانه را دارد، تمام وظایفش را در کمال محبت و صبر و حوصله انجام می دهد. داستان در ابتدا یک زندگی روزمره را به تصویر می کشد ولی کم کم با حامله شدن کلئو از پسری که نمی شناسد و فرار پسر و ترک خانه توسط آقای خانه و عجین شدن داستان فیلم با کشتار کورپوس کریستی( واقعه ای که در آن عده زیادی از دانشجویان معترض به سیاست های روز، توسط فرمان دولت کشته و مفقود می شوند) سمت و سوی دیگری پیدا می کند و عمق مشکلات و تنهایی زنان، تازه نمود بیرونی پیدا می کند….

 

 

 

زنان تنها

مخاطب در فیلم روما با زنانی روبرو است که فرقی ندارد تحصیل کرده هستند یا بی سواد، فقیرند یا ثروتمند، در نهایت سرنوشت آن ها به دوش کشیدن بار زندگی به تنهایی است که کارگردان برای دیده شدن انتقاد اجتماعی اش و راه یابی اش به جشنواره سیاست زده اسکار با بیان شواهدی مجبور شده تا انتقادش را در بستر زمانی گذشته و البته معاصر و در خانواده ای مکزیکی نشان دهد، در این فیلم ما می بینیم که دختری مثل کلئو به عنوان شخصیتی زحمتکش و مهربان چقدر بی بهاست و توسط پسری که حتی اسم فامیلش را نمی داند مورد استفاده و پس از آن دور انداخته می شود. این دختر که امیدوار بوده بعد از حاملگی فرقی در روابطش ایجاد شود عملا پس زده می شود و مجبور به کشیدن بار اشتباهش به تنهایی می شود.
از طرف دیگر ماجرا “خانم سوفیا” به عنوان همسر یک دانشمند و آقای این خانه بعد از به دنیا آوردن چهار فرزند و بزرگ کردن شان دیگر ارزشی برای همسرش ندارد و او هم از طرف همسرش به خاطر زن دیگری طرد می شود.
در فیلم روما کارگردان سعی می کند علاوه بر نشان دادن منظورش با صحنه های ساده، از کنایه و نماد هم استفاده کند برای مثال در چند صحنه از فیلم روما مخاطب در ابتدا ماشین مرد خانه را می بیند که به سختی وارد حریم خانه می شود و به خاطر بزرگیش سخت در حیاط جا می گیرد.
در حقیقت کارگردان با استفاده از ماشین دکتر طعنه جالبی می زند و از این ماشین به عنوان نمادی از تفکر مرد خانه که نمی تواند وارد این خانه شود، استفاده می کند. این کنایه حتی وقتی دکتر خانه را ترک می کند هم ادامه دارد چرا که سوفیا همسر دکتر هم نمی تواند بدون آسیب دیدن با این ماشین رانندگی کند و به ناچار ماشین را می فروشد و ماشینی در ساز و شکل مورد علاقه اش که با سایز خانه هم هماهنگی داشته باشد می خرد.
البته فیلم روما پر است از نماد ها و طعنه های این چنینی برای مثال، پر بودن حیات خانه از مدفوع سگ خانه، که مهم نیست کلئو به عنوان خدمتکار، چقدر آن را بشورد چراکه این حیاط همیشه پر از مدفوع است؛ دیگر نماد این فیلم است، به نوعی می شود گفت این حیاط پر از کثیفی کنایه از اوضاع و مشکلات پایان ناپذیر مملکتی دارد به وسعت یک خانه که هر چه ساکنین خانه تلاش می کنند، نمی توانند مشکلات را حل کنند.
در فیلم روما علاوه بر اتفاقات این خانواده، کارگردان داستان را به اتفاقات آن سال های مکزیک که شامل کشتار دانشجویان در شهراست ربط می دهد و شخصیت های داستان را به صورت نامحسوس به این اتفاقات ناگوار پیوند می زند.
می شود گفت کارگردان غم از دست دادن جوانان و این کشتار را با زندگی زنان به عنوان اولین صف از عزاداران واقعی به نمایش در می آورد.
در روما نقش تمام مردان نصفه نیمه است و آنچه در نهایت باقی می ماند زنانی هستند که باید به تنهایی از پس مشکلات و بدبختی های خود بر بیایند این مطلب از پسر بیکار و بی مایه ای که با کلئو در ارتباط است گرفته تا دکتر، به عنوان یک فرد مورد احترام اجتماع وجود دارد و این نگاه کارگردان به خانواده بدون حضور پدر، آن زمانی در فیلم کامل می شود که همسر دکتر به کلئو می گوید : « مهم نیست درباره زنان چه می گویند و شعار می دهند، ما همیشه تنها هستیم! » این نگاه سرد و به اصطلاح واقع گرایانه، نشان از تلاطم زندگی و روابط خانوادگی در سطوح مختلف جامعه فیلم را دارد که به دلیل کم رنگ شدن اخلاقیات و مذهب کاملا بر زندگی شخصیت ها سایه انداخته است و به گفته بیشتر منتقدین یکی از دلایل مهم سیاه و سفید بودن فیلم روما در حقیقت شرایط سخت زمان وقوع فیلم و نشان دادن اختلاف طبقاتی و مشکلات تمام نشدنی مردم و بی رنگ بودن زندگی شان است.

 

 

 

فیلمی با الهام از زندگی کارگردانش

فیلم روما به گفته کارگردانش براساس خاطرات زندگی خودش در سال های کودکی ساخته شده است. کارگردان روما که مانند فیلمش در خانواده ای مرفه در مکزیک رشد کرده بود و دقیقأ مانند فیلم خدمتکاری به نام “لیبو” در منزل آن ها کار می کرده که کوارون بیشترین نزدیکی را با او داشته است.
کوارون به عنوان کارگردان فیلم از همان ابتدا اصرار داشت که تمامی اعضای گروه بازیگری را افرادی تشکیل دهند که او را به یاد شخصیت‌های واقعی‌ای که در ذهنش داشت، بیاندازند. به همین خاطر پس از جست ‌وجوی روستا به روستا برای یافتن شخصیت اصلی، آن‌ها معلم مدرسه ای به نام “یالیتزا آپاراشیو” را به عنوان نقش “کلئو” برگزینند، کسی که نقش خدمت‌کار-پرستاربچه‌ای را به عهده دارد که کوارون در زمان بچگی خود به عنوان یک مادر دوم می‌دید.

 

 

 

 

جوایز بین المللی

فیلم روما از نظر ساختار بی عیب و نقص ترین ساخته کارگردانش است. این فیلم که فیلمنامه حساب شده و بازی های باور پذیری دارد در مقایسه با فیلم های قبلی کارگردانش یعنی جاذبه، فرزندان انسان و… رتبه بالاتری دارد و به نوعی بازسازی زندگی شخصی کارگردان و خاطراتش از زمان کودکی اش است .
روما علاوه بر دریافت جایزه شیر طلایی و گلدن گلاب و بفتا و …. در رشته های مختلف توانست در نود و یکمین دوره جوایز اسکار در ده رشته از جمله، بهترین فیلم، بهترین فیلم خارجی‌زبان، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی نامزد دریافت جایزه اسکار شود و سه جایزه بهترین کارگردانی بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان و بهترین فیلم برداری را از آن خود کند. با وجود جوایز و نقد های مثبت منتقدین غربی، فیلم روما در گیشه فروش چندانی نداشت و استقبالی از آن به عمل نیامد و با توجه به بودجه ۱۵ میلیون دلاری خود حتی نتوانست دو میلیون در گیشه بفروشد و مشخص است که مخاطبان عام غربی به اندازه منتقدین فیلم را نپسندیده اند، چرا که حقیقت از زبان یک خانواده مکزیکی بیان شده و البته کارگردان مجبور به انتخاب زمان گذشته شده که برای مخاطبان جذابیتش را کم می کند.

نقد بعدی از جشنواره اسکار در راه است، مخاطبان عزیز با ما همراه باشید!…

تحریریه سایت باحجاب، فاطمه قاسم آبادی

دیدگاهتان را بنویسید