عیدانه برای مخاطبان؛ گفتگویی خواندنی با نویسنده رمان های باحجاب

۲۹ اسفند ۱۳۹۷

 ‌۱.لطفا خودتان را معرفی کنید!

 

+ الهام تیموری هستم. نویسنده، سناریو نویس و منتقد در حوزه‌ی داستان نویسی. در دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی علوم‌تربیتی خواندم و در حال حاضر هنرجوی ترم ۹ داستان نویسی پیشرفته هستم و به تازگی همین رشته را تدریس می‌کنم.

 

 

۲. از چه سالی مشغول نویسندگی شدید و چرا این رشته را انتخاب کردید؟

 

+ تقریبا حدود شش یا هفت سال قبل. قطعا هر انسانی استعدادی منحصر به خود دارد، گاهی ما از این استعدادها آگاهی داریم و خوب گاهی طی یک اتفاق یا به طور ناگهانی آن را کشف می‌کنیم.
من هم علاقه‌ام به نویسندگی را در دوران مدرسه و از زنگ انشاء شناختم، اما اولین فعالیت حرفه‌ایم را با نوشتن رمان آغاز کردم.
علت آن‌ هم که نوشتن را انتخاب کردم شاید این باشد که همیشه ذهن قصه پردازی داشتم. همینطور بازی با کلمات و پس و پیش کردن آن‌ها؛ شخصیت پردازی و ساختن داستان‌ها جهانی دارد که من را جذب می‌کند و دوستش دارم‌.

 

 

۳.خانم الهام تیموری اگر باز هم به عقب برگردد آیا بازهم رمان نویس می شود؟

 

+فکر نمی‌کنم غیر از این باشد. شاید بتوانم بگویم نویسندگی یکی از جدی‌ترین علایق و اهداف زندگی من باشد.

 

 

 

 

 

 

 

۰‌۴تاکنون چند رمان با چه عناوینی نوشته اید و کدام رمان ها منتشر شد؟

 

+رمان ناتمامِ من، رمان پناه، رمان بهارنارنج، رمان تاپروانگی و رمان تو را بهانه می‌کنم.
که همه‌ی آن‌ها در فضای مجازی “سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی” نشر پیدا کرده. اگر خدا بخواهد و فرصت بکنم در حال ویرایش نهایی بعضی از آن‌ها برای چاپ هستم ان‌شاالله

 

 

۵.ظاهرأ نویسندگی شما یک قریحه خانوادگی است و خواهرتان نیز دستی بر قلم دارد’ ایشان هم آیا در رمان های شما سهیم اند و از نظرشان کمک می گیرید؟

 

+بله؛ خواهر من خانم الهه تیموری هم در زمینه‌ی نویسندگی فعال هستند. البته فعالیت ایشان بیشتر در حوزه‌ی داستان کوتاه و طنزنویسی هست. من همیشه برای نوشتن طرح‌ رمان‌هایم از نظرات خواهرم استفاده می‌کنم و باید بگویم کمک‌های فکری‌شان برایم نوعی موهبت محسوب می‌شود.

 

 

۶. شما به عنوان نویسنده رمان های پناه، تو را بهانه می کنم و…. کدام رمانتان را بیشتر دوست دارید؟ و کدام رمان از نظر مخاطبان بهترین رمان بود؟

 

+رمان تو را بهانه می‌کنم که همچنان در حال نگارش و بارگذاری هست، موضوع دفاع مقدسی دارد و یک فضای خانوادگی در سال‌های جنگ و در دهه‌ی شصت را روایت ‌می‌کند. داستانی که به شرح احوال خانواده‌ی شهدا و ایثارگران و مخصوصاً همسرانشان در روزهای جنگ می‌پردازد. این داستان به نسبت داستان‌های دیگر بیشتر در دل خود من جا باز کرده است.

 

اما تا جایی که به خاطر دارم مخاطبان، رمان پناه را خیلی دوست داشتند و این را از کامنت‌ها و نظراتی که می‌خواندم فهمیدم و واقعاً بسیار غافلگیر می‌شدم از این شدت علاقه و همذات‌پنداری آن‌ها با شخصیت پناه.

 

گاهی پیام می‌دادند و می‌گفتند که با لحظات زیارت پناه اشک می‌ریزند و از غصه‌های او غصه می‌خورند. حتی یکی دو مورد بودند که از تحول شخصیتی خودشان بعد از خواندن رمان می‌گفتند، چرا که با توجه به توضیحاتشان متوجه شدم از بعضی جهات شبیه به شخصیت اصلی داستان بودند.
خب این همذات‌پنداری با فضای داستان و احساس برانگیزی که برای مخاطبین داشت برای منِ نویسنده باعث خوشحالی بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

۷.چه وقت هایی از روز بیشتر قلمتان اصطلاحا می جوشد و ذوق نویسندگیتان فوران می کند؟

 

+من از آن دسته نویسنده‌هایی هستم که تابحال هیچ محدودیتی برای نوشتن خودم ایجاد نکرده‌ام. یعنی در هر شرایطی عادت به نوشتن دارم، حتی در سفر یا در فضای بیرون از خانه و پیش آمده که در حال و هوای مهمانی هم حتی اگر نتوانستم روی برگه چیزی بنویسم یا تایپ کنم، به صورت ذهنی داستانم را نوشته و پیش برده‌ام! یک جمله هست که می‌گوید: یک نویسنده همیشه در حال نوشتن است، مخصوصا وقت‌هایی که نمی‌نویسد! و این یعنی همان ذهنی نویسی که گمان می‌کنم اکثر نویسنده‌ها در اکثر ساعات شبانه روز درگیرش هستند.

 

۸. الهام تیموری تا کی نویسندگی خود را ادامه می دهد و با چه هدفی؟

 

 

+تا وقتی که دغدغه‌ها هست، خودم باشم و توانی برای نوشتن باشد.
در این سال‌ها نوشتن جزئی از وجود من شده و درونم ریشه کرده. امیدوارم یک روزی شبیه درخت تناوری پر از برگ و بار و ثمر بشود. من هنوز به آن دورنما و چشم‌اندازی که برای نویسندگی مدنظرم بوده نرسیده‌ام و به قول معروف تازه اول این راه هستم! تا نویسنده‌ شدن راه پر فراز و نشیبی مانده.

 

 

۹.در رمان های شما نکات اخلاقی ظریف و نهفته ای هست و در نوشته هایتان سبک مخصوص خود را دارید،چه طور به این سیاق رسیدید؟

 

+همیشه دوست داشتم از چیزهایی بنویسم که در جامعه‌ی امروز کمرنگ و منسوخ شده! چیزی به غیر از داستان عشق‌های مثلثی و یا داستان‌هایی که به بدترین شکل ممکن سلیقه‌ی مخاطب را تنزل می‌دهد و باعث فرهنگ‌سازی‌های غلط در بین نسل جوان می‌شود! به نظرم اگر نویسنده بدون داشتن دغدغه و هدف خاصی قلم به دست شود، در حق خودش، مخاطب و جامعه جفا کرده! چرا باید مدام در رمان‌ها قصه‌ی عشق های آتشین تکراری و خیانت و این‌جور چیزها را بخوانیم؟ که به چه چیز جدیدی برسیم؟

 

من حتی برای مطالعه هم چنین کتاب‌هایی را کنار می‌گذارم و سراغ انتشاراتی می‌روم که به سبک و سیاق ادبی و ارزشی نوشته‌ها توجه کرده باشد‌. بنابراین سعی می‌کنم خودم هم در مورد نوشتن و انتخاب طرح داستان‌هایم سخت‌گیری کنم تا به موضوعاتی بپردازم که واقعا نیاز به پرداخت و توجه دارد. چیزهایی مثل حجاب و خانواده و سنت‌های فراموش شده… البته بگویم که این راه سختی‌های زیادی دارد! ممکن است حتی شما را پس بزنند و انگ‌هایی مثل دگم بودن نصیبتان بشود. اما باید صبور بود و جسور…

بعد از نوشتن چهار پنج رمان در این زمینه‌ها، این را به خوبی فهمیده‌ام که شما نمی‌توانید خواننده‌ی امروزی را با یک پیام اخلاقیِ حکایت گونه در سراسر داستان، امر به معروف کنید و یا خوشحال باشید که با همان پیام توانسته اید او را به وادی بیاورید که مدنظرتان بوده. نه! مخاطبان امروزی کم حوصله هستند و به شما اجازه نمی‌دهند تا با یک خط مشی مشخص و پررنگ وارد حیطه‌ی اعتقاداتشان بشوید و آن‌ها را نهی از منکر یا امر به معروف کنید!

من انقدر در داستان‌هایم دست به عصا راه می‌روم که گاهی ممکن است مخاطب بدون آنکه بفهمد موضوع اصلی رمان، ترویج حجاب بوده، درگیر آن می‌شود. مثل مخاطبین رمان پناه…

 

 

 

۱۰.اگر بخواهید نویسنده های دیگری را برای مصاحبه معرفی کنید، چه کسانی را معرفی می کنید؟

 

 

+تمام دوستان خوب نویسنده‌ام هستند و انتخاب سختی‌ست. اما اگر به طور خاص بخواهید بگویم، خانم «فاطمه سلیمانی ازندریانی» را معرفی می‌کنم که قلم بسیار خوبی دارند و نویسنده‌ی چندین کتاب برگزیده‌ و ارزشمند مذهبی هستند همچون “به سپیدی یک رویا” که در مورد زندگی حضرت فاطمه معصومه (س) هست.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

‌۱۱.حرفی اگر با مخاطبانتان دارید بفرمایید!

 

 

+امیدوارم در مسیر اهدافی که دارند گام بردارند و حتما فرصتی را برای مطالعه در برنامه‌های خودشان قرار بدهند.

مچکرم ??

 

برای این همه صحرا که دستشان خالی‌ست
بهار، عیدی بی منت خداوند است…
فرا رسیدن سال جدید را تبریک عرض می‌کنم، امیدوارم ان‌شاالله سال پر برکتی برای همه باشد!

 

 

 

تحریریه سایت باحجاب- فاطمه نوری شکری

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

  1. حسنلو گفت:

    امیدوارم موفق باشید

  2. صباپور گفت:

    همواره بدرخشید.