به مناسبت وفات حضرت خدیجه (ع)

حضرت خدیجه(ع) و مدیریت یک بنگاه عظیم اقتصادی

حضرت خدیجه(ع) چهارصد کارگزار، خدمه و ناظر ویژه در اختیار داشت که امور او را اداره و نظارت می کردند او از ثروتمندان زمان خود بود، تا آنجا که در مکه کسی از او ثروتمندتر نبود...
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸

قرآن کریم می فرماید: مَن جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا؛ «هر کسی نیکی به جا آورد، ده برابر آن پاداش دارد.»(۱)

 

در آیه ای دیگر هفتصد برابر شدن آن را وعده می دهد و می فرماید: (مثَلُ الَّذِینَ ینفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِاْئَهُ حَبَّهٍ وَ اللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاءُ وَ اللّهُ وَاسِعٌ علِیمٌ)؛(۲) «کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد، و خداوند آن را برای هر کس بخواهد، دو یا چند برابر می کند و خداوند گستراننده و داناست.»

 

این ثواب عظیم مشروط به این است که خداوند متعال عمل انسان را بپذیرد: (إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ)(۳)

 

اما گاهی عمل انسان بالاتر از قبول است و خدا نه تنها آن عمل را قبول می کند؛ بلکه خود شخص را می پذیرد و آن کار را به خودش اسناد می دهد. مانند روزه که می فرماید: «الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی بِهِ؛روزه برای من است و خودم جزایش را می دهم.»(۴)

 

جهاد اقتصادی امّ المومنین حضرت خدیجه(ع) از قبیل اموری است که خداوند متعال نه تنها کار این بزرگ بانو را قبول کرد و به آن پاداش نیکو داد؛ بلکه کار ایشان را به خود اسناد داد و به رسول گرامی اش(ص) فرمود: وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فأَغْنَی؛ «و (خدا) تو را نیازمند یافت و بی نیاز کرد.» گرچه این آیه در بعضی از روایات به استجابت دعا تفسیر شده است؛ اما معنای ظاهر «اَغْنَی» همچنان محفوظ است؛ یعنی تو نیازمند بودی و خداوند تو را بی نیاز کرد. این بی نیازی رسول اکرم(ص) با مال حلال حضرت خدیجه (ع) بود که این بانوی طاهره در راه اسلام صرف کرد و خداوند متعال آن را به خود نسبت داد و آن را قبول فرمود.

 

 

خدیجه(ع) و خروج از تحریم شعب ابی طالب

 

حضرت خدیجه (ع) از ثروتمندان زمان خود بود، تا آنجا که در مکه کسی از او ثروتمندتر نبود.(۵)

 

علامه مجلسی(ره) می نویسد: «برای حضرت خدیجه (ع) در هر ناحیه غلامان، احشام و اغنامی بود، تا جایی که گفته شده برای ایشان بیش از هشتاد هزار شتر در مناطق مختلف برای تجارت قرار داشت و در مناطق مختلفی چون مصر و حبشه تجارت خانه داشت و برای او منزل وسیعی بود که تمامی مردم مکه را در بر می گرفت. در بالای این منزل گنبدی از ابریشم آبی قرار داده بودند و در آن نقش های خورشید و ماه و ستارگان بود و آن گنبد ابریشمی زیبا را با طناب هایی از ابریشم و میخ هایی از فولاد محکم کرده بودند.»(۶)

 

در دوران جاهلیت که پیمان رسمی مردم «ربا» بود و حضرت خدیجه(ع) با آن می توانست بدون تجارت، پادشاهی کند، ایشان ربا را تحریم کرده، اقتصاد را عوض کرد. این بانوی ثروتمند آن چنان تدبیری به کار برد که دارایی های او نه تنها از راه نادرست افزایش پیدا نکرد که با نوعی مدیریت و نظارت صحیح اقتصادی به گردش افتاد تا در جامعۀ آن زمان ضمن به وجود آوردن نوعی پویایی اقتصادی، باری از دوش بیکاران، گرفتاران و نیازمندان برداشته شد.

 

سران قریش در نخستین شب از سال هفتم بعثت، تصمیم گرفتند مسلمانان را تحت فشار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرار دهند؛ بنابراین پیمانی نوشتند که هر نوع معامله ای را با مسلمانان تحریم کردند.(۷)

 

 

در زمانی که مسلمانان در شعب ابی طالب(ع) در تحریم سختی به سر می بردند، حضرت خدیجه(ع) با بذل مال خویش سبب شد نه تنها نهال نوپای اسلام خشک نشود؛ بلکه دین پیامبر(ص) قرص و محکم شود و استوار بماند. اگر ثروت ایشان نبود، قطعاً در این سه سال دین و مسلمین نابود شده بود و بسیاری در مقابل ظلم ظالمان سر خم کرده، یارای مقابله با جاهلیت را نداشتند.

 

 

اشتغال و کارآفرینی حضرت خدیجه(ع)

 

مورخان و حدیث شناسان نقل کرده اند که حضرت خدیجه(ع) چهارصد کارگزار، خدمه و ناظر ویژه در اختیار داشت که امور او را اداره و نظارت می کردند. ایشان با وجود این همه دارایی و تجارت گسترده، هیچ گاه به اموال و شکوه اجتماعی خود دل نبست و ضمن اینکه نمونۀ بارزی از زهد و بی رغبتی را در این عرصه به نمایش گذاشت، با سخاوتی ستودنی و فروتنی فوق العاده ای، افراد درمانده و محروم را تحت حمایت خویش قرار داد.

 

مردانی بیکار و معمولاً از طبقات فقیر و کم درآمد که از خود سرمایه ای نداشتند؛ ولی دارای توانایی در فعالیتهای تجاری و ارتباطی بودند، در امور اقتصادی حضرت خدیجه(ع) به کار گرفته می شدند و در ازای توانایی خود، حقوق کافی دریافت می کردند و سود و زیان معاملات مربوط به خود ایشان بود.

 

این روند دو فایده داشت: نخست اینکه با به وجود آوردن فرصت های شغلی، خانواده ها را امیدوار می ساخت و دوم اینکه کارگران خود را با قوانین و راه و رسم بازرگانی درون مرزی و منطقه ای آشنا می ساخت تا بتوانند بعدها روی پای خود بایستند و با استقلال اقتصادی به تلاش های خود در این قلمرو ادامه دهند.

 

به علاوه، اشتغال صدها جوان و انسان های فعال در زمینه های تجاری، جلوی عادت های زشت و درآمدهای حرام، غارتگری و رباخواری را می گرفت و از این رهگذر زندگی مردم از آلودگی های گوناگون و سوء استفاده های مالی مصون می ماند. این بانوی بزرگ قریش، با افرادی قرارداد منعقد می ساخت که از مقداری سرمایه برخوردار بودند.

 

او با آنان در مال التجاره شریک می شد، هرچند سهم افزون تر مربوط به حضرت خدیجه(ع) بود، سپس کارگزاران را در سود حاصله از اموال تجاری سهیم می کرد. اگر با پول او سودی به دست می آمد، هم او و هم عاملانش از آن بهره مند می گردیدند و اگر متحمل خساراتی می شد، می کوشید جور شریکان را به تنهایی تحمل کند(۸)

 

حضرت خدیجه(ع) در این فعالیت اقتصادی قابل توجه، تمامی بدهکاران، عوامل اجرایی، خدمه، رابطین و ناظران را از میان انسان های سالم، امانتدار، درستکار و ریشه دار بر می گزید و به همان گزینش اولیه اکتفا نمی کرد و چنین کاروان عظیمی را با انگشت تدبیر و درایت خویش مدیریت می کرد و چنان بر آنان نظارت داشت که مبادا دچار فساد، خطا، رشوه خواری، سوءاستفاده و کج روی گردند و مورخان و راویان، حتی نمونه ای از خلافکاری در این مجموعۀ وسیع گزارش نکرده اند.

 

او برای افزایش توانمندی کارکنان و ایجاد رقابتی سالم و ثمربخش و تقویت انگیزه های کارگزارن، برنامه هایی ویژه را به اجرا می گذاشت و هدایا و تحفه هایی را به کارکنان با بازدهی مؤثر اختصاص می داد.(۹)

 

رسول اکرم(ص) در مقام حق شناسی از بخشش و بزرگ منشی این بانو فرموده اند: «من کارفرمایی مهربان تر و حق شناس تر و بهتر از خدیجه(ع) نسبت به خدمه اش ندیده ام. هرگاه من و دوستم پس از کار و تلاش و انجام مأموریت نزدش می رفتیم، غذای گوارایی که به اشاره او برایمان تدارک دیده شده بود، به ما می دادند. او با خدمه و زیردستان، بزرگوارانه و بر اساس کرامت انسانی رفتار می کرد.(۱۱و۱۰)

 

 

تعبیری اشتباه: مال حضرت خدیجه(ع) و شمشیر امام علی(ع)!!!

 

شهید مطهری(ره) می فرماید: «گاهی خود ما مسلمانان حرف هایی می زنیم که نه با تاریخ منطبق است و نه با قرآن؛ با حرف های دشمن ها منطبق است؛ یعنی حرفی را که یک جنبه اش درست است، به گونه ای تعبیر می کنیم که اسلحه به دست دشمن می دهیم.

 

 مثل اینکه برخی می گویند: اسلام با دو چیز پیش رفت: با مال خدیجه و شمشیر علی(ع)؛ یعنی با زر و زور. اگر دینی با زر و زور پیش برود، آن چه دینی می تواند باشد؟! آیا قرآن در یک جا دارد که دین اسلام با زر و زور پیش رفت؟ آیا علی(ع) یک جا گفت که دین اسلام با زر و زور پیش رفت؟

 

 شک نداریم که مال خدیجه(ع) به درد مسلمین خورد؛ اما آیا مال خدیجه(ع) صرف دعوت اسلام شد؛ یعنی خدیجه(ع) پول زیادی داشت؛ (اما) پول خدیجه(ع) را به کسی دادند و گفتند: بیا مسلمان شو؟ آیا یک جا انسان در تاریخ چنین چیزی پیدا می کند یا نه؟ در شرایطی که مسلمین و پیغمبر اکرم(ص) در نهایت درجه سختی و تحت فشار بودند، جناب خدیجه(ع) مال و ثروت خودش را در اختیار پیغمبر(ص) گذاشت؛ ولی نه برای اینکه پیغمبر – العیاذ بالله – به کسی رشوه بدهد، و تاریخ نیز هیچ گاه چنین چیزی نشان نمی دهد… پس اگر مال خدیجه(ع) نبود، شاید فقر و تنگدستی مسلمین را از پا در می آورد.

 

 مال خدیجه(ع) خدمت کرد؛ اما نه خدمت رشوه دادن که کسی را با پول مسلمان کرده باشد؛ بلکه خدمت به این معنی که مسلمانان گرسنه را نجات داد و مسلمانان با پول خدیجه(ع) توانستند سد رمقی کنند.

 

شمشیر علی(ع) بدون شک به اسلام خدمت کرد و اگر شمشیر علی(ع) نبود، سرنوشت اسلام سرنوشت دیگری بود؛ اما نه اینکه شمشیر علی(ع) رفت بالای سر کسی ایستاد و گفت: یا باید مسلمان بشوی یا گردنت را می زنم؛ بلکه در شرایطی که شمشیر دشمن آمده بود ریشه اسلام را بکند، علی(ع) بود که در مقابل دشمن ایستاد.(۱۲)

 

نتیجه

 

اکنون که در تحریم و حصری چون صدر اسلام قرار گرفته ایم، نیاز است برای خم نکردن سر و از پا در نیامدن کشور و دین، تفکر اقتصادی خدیجه گونه داشته باشیم؛ چراکه حفظ نظام اسلامی بسیار مهم تر از هزینه کردن مال و اموال است.

 

در صدر اسلام تأمین مخارج مسلمانان در زمان تحریم باعث شد اسلام جان بگیرد و دومین دین دنیا شود. امروزه نیز برای خروج از حصر و تحریم اقتصادی و برای پیشرفت و رسیدن به قله های دست نیافتنی اقتصاد، نیاز به جانفشانی و تفکری خدیجه گونه داریم.

 

یکی از مهم ترین جهادهای اقتصادی و مالی، اعتماد و تکیه بر سرمایه داخلی و کالاهای ایرانی است.

 

اگر روزی امام خمینی(ره) اشاره ای کردند و حکم جهاد دادند و فرمودند که سنگرها نباید خالی بماند و همه حرف امام را به جان دل خریدند و سنگرها را پرکردند و اکنون ثمره امنیتی را می چینیم که آن ها با گذشتن از جان عزیز خود برای ما فراهم ساختند، جا دارد در این سال ها که مقام معظم رهبری(حفظه الله) بارها و بارها بر اقتصاد مقاومتی تأکید دارند، ما نیز جای پای شهیدان بگذاریم و از حضرت خدیجه(ع) الگو بگیریم؛ چراکه در این عرصه تحریم و در این میدان، حکم جهاد ما: اقتصاد مقاومتی، اصلاح الگوی مصرف، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، حمایت از کالای ایرانی و… است.

 

 

منبع:

 ام المومنین؛ خدیجه کبری علیها السلام و تفکر جهاد اقتصادی علیرضا حسین زاده مجله مبلغان ش۲۲۷ 

بازخوانی برخی فضائل حضرت خدیجه کبری(ع)، غلامرضا گلی زواره

 

 

پی نوشت ها

[۱] انعام / ۱۶۰٫

[۲] بقره / ۲۶۱٫

[۳] مائده / ۲۷٫

[۴] الکافی، شیخ محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۴ق، ج ۴، ص ۶۳٫

[۵] بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق، ج ۱۶، ص ۲۱: «لَیسَ بِمَکهَ أَکثَرَ مَالًا مِنْ خَدِیجَهَ.»

[۶] همان، ص ۲۲.

[۷] السیره النبویه، عبدالملک بن هشام، دارالکتب، بیروت، ۲۰۰۹م، ج ۲، ص ۳۵۳٫

[۸] ر.ک: سیره ابن هشام، ج ۱، صص ۲۰۰ – ۱۹۹؛ بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۲؛ سفینه البحار، شیخ عباس قمی، دار الاسوه، تهران، چاپ اول، ۱۴۲۷ ق، ج ۲، صص ۲۴- ۲۳، ذیل واژه «خدج».

[۹] همان.

[۱۰] بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۱۰٫

[۱۱ مقاله: بازخوانی برخی فضائل حضرت خدیجه کبری(ع)، غلامرضا گلی زواره،

[۱۲] مجموعه آثار مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ج۱۶، ص ۱۸۱٫

دیدگاهتان را بنویسید