متولیان عفاف و حجاب خواب هستند!

۲۰ خرداد ۱۳۹۸

به گزارش بسیج،هر سال با شروع فصل گرما، بازار مقوله فرهنگی عفاف و حجاب داغ تر از همیشه می شود. موضوعی که متأسفانه بیش از یک دهه است که با نوعی سیاست زدگی همراه شده و همین مهم باعث شده است که شاهد تربیت، نفوذ، فعالیت و برنامه ریزی های دقیق عناصر و چهره های ضدانقلاب در این حوزه باشیم. به نظر می رسد مسئله عفاف و در کنار آن حجاب نه تنها دغدغه ۲۶ دستگاه متولی – خوابزده- آن در داخل کشور می باشد بلکه دستاوزیر مانورهای سیاسی برخی از عناصر داخلی و حتی ملعوم الحال های خارج نشین نیز شده است.

برای اینکه متوجه شویم این ۲۶ دستگاه متولی عفاف و حجاب تا چه اندازه توانسته اند مسئله تاریخی، عرفی، شرعی و قانونی حجاب را برای افراد جامعه به ویژه جوانان جا بیندازند، تنها کافی است به وضعیت حجاب زنان و نوع پوشش مردان در سطح جامعه توجه کنیم. چیزی که هر ساله با افت شدیدی رو به رو شده و تآسف برانگیزتر اینکه ظاهر افراد به آنچه جبهه مخالف بر آن می کوبد نزدیک تر می شود.
وجود برخی فیلم های کوتاه از هنجارشکنی های زنان و مردان جامعه در فضای مجازی که به نوعی دهن کجی به قانون گذار، قانون و ناظران اجرایی آن است، نشان می دهد تلاش ضدانقلاب برای استفاده ابزاری از کشف حجاب برای نشان دادن نارضایتی مدنی به بار نشسته است.
در این مقوله صحبت فقط بر سر نوع حجاب نیست! صحبت بر سر تغییر دیدگاه ها، ایدئولوژی و خواست افراد جامعه برای مقبولیت حجاب و رعایت قانونمند آن است، صحبت بر سر نشان دادن نارضایتی مردم از جامعه و قوانین اسلامی است. اینکه جبهه مخالف عفت عمومی جامعه با کوبیدن بر طبل بد صدای ” آزادی” و “بزک کردن چهره شعارهای فمینیستی”، “بزرگ نمایی از برخی اتفاقات در حوزه زنان” و ” نمایشی غلط از وضعیت زنان جوامع غربی” به دنبال تغییر ذائقه زنان در حجاب و بی مسئولیت کردن مردان در خصوص نوامیس خود هستند تا با از بین بردن هویت زن ایرانی، متزلزل کردن خانواده ایرانی و در کنار آن سلب مسئولیت از مرد ایرانی در قبال امنیت روانی و اخلاقی خانواده به اهداف شوم سیاسی خود برسند.
ولی متأسفانه – چه از روی غفلت وچه از روی عناد – در کنار ضد انقلاب، برخی – تازه واردین به عرصه سیاست برای کسب مقوبلیت و جذب آرا – از این آب گل آلود ماهی گرفته و به نوعی همردیف اپوزیسون فرهنگی بر آتش مناقشات عفاف وحجاب حتی با زیر سؤال بردن اقدامات پلیس اخلاق و آمران به معروف و ناهیان از منکر، می دمند.
نمونه این دست اقدامات داخلی را می توان “سکوت های نابجا” در برابر اشاعه فحشا، بدحجابی و تجملزدگی سلبریتی های زن، “حق را ناحق کردن” در برابر برخی از اتفاقات چون اتفاق اخیری که برای راننده اسنپ افتاد، “بی اهمیت جلوه دادن برخی اتفاقات زشت در عرصه حجاب” چون اتفاق در دریاچه سد فلور … برشمرد.
به هرحال وقتی مصی علینژاد صحبت از آزادی حجاب و ترویج و تشویق به بی حجابی می کند و برای کمپین های مختلف راه می اندازد، وقتی عناصر ضدانقلاب در داخل کشور شال و روسری بر چوب می کنند و در ۸ مارس داخل مترو و گذرهای شلوغ خیابان ها از حجاب اختیاری و برداشتن قانون حجاب صحبت می کنند و در کمال تعجب حداقل ترین برخوردها با این عناصر صورت می گیرد، راه برای خود شیفتگان و فرهنگ فروشانی باز می شود که حریم سواحل را شکسته و حرمت عفت عمومی را لگد مال کنند!
کار به جایی می رسد که در پایتخت ایران اسلامی، دختری به خود اجازه می دهد سوار بر وسیله نقلیه شود در حجاب خود را برداشته و برای تذکر راننده محترم دست به هتک حرمت و افشای اطلاعات او کند!
کار به جایی می رسد که کشف حجاب امری عادی و حتی حقی برای افراد می شود! بی حجابان آنقدر گستاخ می شوند که از پلیس تذکر دهنده طلب عذرخواهی می کنند!
کاربه جایی می رسد که آرایشگاهی از مانکن زنده زن برای تبلیغ خود استفاده کند، زنان بدحجاب برای تبلیغ فروش ماشین های کارخانجات داخلی یا لوکس استفاده شوند.
کار به جایی می رسد که در اقدامی هنجارشکنانه دختران تقریبا لخت و عریان به قایق سواری و شنا در سد لفور مازندران می پردازند!
شاید روزی کار به جایی برسد که محجبه ها امنیت روانی برای حضور در جامعه نداشته باشند!
اگر جلوی این دست مقولات گرفته نشود این تازه اول راه است و وای بر میان راه به ویژه اگر یکی از مسئولین حتی پایین ترین رده مدیریت در هر سازمان و نهادی نسبت به موضوع عفاف و حجاب بی اهمیت باشد و آن را اولویت اول کاری خود قرار ندهد.

طنین یاس – میترا خسروبیک

دیدگاهتان را بنویسید