چگونه موجودات اهریمنی دوست داشتنی شدند؟

در تمام این سفرها این جاسوس حرفه ای، ناشناس باقی می ماند تا اینکه در سفری که به اصفهان داشته، یکی از روحانیون شیعه متوجه می شود که این مثلا درویش، هیچ ربطی به دراویش ندارد و تنها در لباس آن ها ظاهر شده است وامبری بلافاصله بعد از اینکه هویتش توسط روحانی شیعه شناخته می شود، اصفهان را ترک می کند و...
۲۵ تیر ۱۳۹۸

بیشتر از یک دهه ای می شود که بخشی از سبد کتاب ِنوجوانان و جوانان ما، با کتاب هایی از ادبیات غربیِ فانتزی و ترسناک پر شده است. بر خلاف تصور، سرعت در ترجمه و گرفتن حق انتشار آثار این چنینی، بسیار بالا است و در مواقعی حتی، چند هفته بعد از انتشار کتاب های مورد نظر در خارج از کشور، این کتاب ها به زبان فارسی ترجمه و منتشر می شود و در سبد نوجوانان ما، آن هم با قیمت های بسیار بالا، قرار می گیرند.  

 

 

در کتاب های فانتزی و ترسناک جدید، جای قهرمان و ضد قهرمان عوض شده و مخاطبی که تا قبل از این، از موجودات اهریمنی و شیطانی مثل خون آشام ها، گرگینه ها، جادوگران و… می ترسیدند، در حال حاضر با تغییراتی که در شخصیت پردازی و شکل توانایی های این موجودات، توسط نویسندگان صورت گرفته، تبدیل شده اند به یکی از پرطرفدار ترین و جذاب ترین کاراکترهای این روزهای کتاب ها، سینما و تلویزیون هالیوود و نویسندگان و کارگردانان بسیاری را به سمت خلق آثاری با درون مایه های موجودات اهریمنی و بخصوص خون آشامی کشانده اند.

 

 

این کتاب ها و آثار هنری مربوط به آن، مخاطب را به سمتی دعوت می کنند که موجودات اهریمنی مدرن را دوست داشته باشد و داستان های آن ها را با شور و شوق دنبال کند…

 

 

 خون آشام ها از کجا آمده اند؟

 

خون آشام ها زمانی به عنوان موجوداتی ترسناک و شیطانی در بین مردم عام شناخته می شدند و معمولا تا قبل از اینکه در بین نوجوانان و بخصوص دختران محبوب شوند در کتاب ها و سینما و تلویزیون غرب، به شکل ضد قهرمان ظاهر می شدند و مردم را به وحشت می انداختند ولی اگر بخواهیم کمی دقیق تر بررسی کنیم می رسیم به اولین خون آشام در کتاب های معاصر که تمام خون آشام ها ی امروزی به نوعی برگرفته از این شخصیت شرور هستند. این شخصیت کسی نیست بجز “کنت دراکولا” نوشته نویسنده ای ایرلندی به نام “برام استوکر”.

 

 

برام استوکر

 

 

البته باید گفت که موجودات اهریمنی خون خوار و شبه خوناشام، در دنیای ادبیات کهن زیاد بوده اند و اقتباس های زیادی از این موجود در کتاب های قدیمی وجود دارد ولی شخصیت خون آشامی که در تمام این داستان های مدرن از او اقتباس می شود، را برام استوکر خلق کرد.

 

 

این نویسنده که زندگی بسیار سخت و عجیبی داشت، فرزند سوم خانواده ای هفت فرزندی بود و تا هفت سالگی تقریباً همه مطمئن بودند که به دلیل بیماری اش در سنین کودکی، هرگز قادر به راه رفتن روی پاهای خودش نخواهد بود… نوع زندگی سخت برام استوکر در سنین نوجوانی، تاثیر بسیار زیادی بر تخیلات او گذاشت. سرانجام این نوجوان بعد از طی کردن دوران نقاهت، تبدیل به انسانی عادی گشت و حتی بعداً با بازی در تیم فوتبال دانشگاهش، یک قهرمان شد و در همین دانشگاه به تحصیل تاریخ، ادبیات، ریاضیات و فیزیک پرداخت. همچنین او پس از پایان تحصیلات خود رئیس کالج جامعه فیلسوفان و مامور رسیدگی کالج جامعه تاریخ هم شد.

 

 

دیدار با جاسوس انگلیسی و خلق خون آشام

 

سرانجام برام استوکر در سال ۱۸۹۰ در لندن با “آرمینیوس وامبری” شرق شناس مجارستانی( که در حقیقت جاسوس انگلیسی بود و ماموریتش سفر به کشورهای اسلامی و ایجاد تفرقه بین مردم مسلمان بود و بعدها در دوران بازنشستگی خاطرات این سفرها را در کتاب ” سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه” آورده است)  آشنا شد و از طریق او که دشمنی عمیقی با مسلمانان داشت با افسانه‌ هایی درباره شاهزاده ای اهل رومانی به نام «ولاد سوم یا دراکولا» آشنا شد.

 

 

آرمینیوس وامبری

 

 

ولاد سوم که جزو پرنس های رومانی بود و بیشتر عمرش را به جنگ علیه مسلمانان ترک عثمانی گذرانده بود، به خاطر بی رحمی ها و کشتار بیش از حد و به سیخ کشیدن اسیرانش، در بین مردم، بسیار مشهور بود و برام استوکر با توجه به تاثیر پذیرفتن از این شخصیت و همچنین صرف هشت سال از عمرش برای تحقیق و بررسی در فرهنگ‌های اروپا و خواندن افسانه‌های مربوط به موجودات اهریمنی که خون خوارند، در نهایت شخصیت  بسیار متفاوت و خاص کنت دراکولا را خلق یا بهتر بگوییم، باز سازی کرد.

 

 

اهریمنی که اهریمنان را می سازد

 

البته اینکه شخصیت اهریمنی مانند دراکولای خون آشام که زمانی مایه وحشت بوده و جدیدا نیز محبوب شده توسط شخصی مانند آمبریوس وامبری یهودی الاصل، به نویسنده ای نام نا آشنا معرفی شود، مشخص می کند که هدفی پشت این انتخاب وجود دارد. حداقل شخصیتی مثل وامبری که عمری را در خدمت انگلستان بود و برای از بین بردن امپراطوری عثمانی تلاش کرده، تمام زندگی اش به نوعی راه رسیدن به هدفش بوده است.

 

 

این به اصطلاح شرق شناس، که جاسوس دو جانبه بوده است، در چهره یک درویش سنی و تحت نام “رشید افندی” ابتدا به ترکیه و بعد از آن به جای جای ایران سفر می کند و در تمام این سفر ها وامبری، طبق ماموریتش در ظاهری شبیه زاهدان  و یک مرد بسیار با تقوا به نظر می رسد و این ظاهر سازی تا جایی پیش می رود که عده ای هم مریدش می شوند!

 

 

در تمام این سفرها این جاسوس حرفه ای، ناشناس باقی می ماند تا اینکه در سفری که به اصفهان داشته، یکی از روحانیون شیعه متوجه می شود که این مثلا درویش، هیچ ربطی به دراویش ندارد و تنها در لباس آن ها ظاهر شده است. وامبری بلافاصله بعد از اینکه هویتش توسط روحانی شیعه شناخته می شود، اصفهان را ترک می کند و از آنجا کینه بزرگی نسبت به روحانیون شیعه به دل می گیرد. ( منبع  کتاب ” سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه”)

 

 

بعدها وقتی ماموریت وامبری در کشورهای اسلامی تمام می شود و به انگلستان بر می گردد، شروع به نوشتن خاطراتش می کند و سعی می کند خوراک ذهنی نویسندگانی چون بران استوکر را برای نوشته هایشان با توجه به سفرهای زیادی که رفته بود، تهیه کند و به ذهن این نویسندگان جهت بدهد.

 

 

با نگاهی اجمالی به زندگی این جاسوس انگلیسی می شود نتیجه گرفت که موفقیت در نویسندگی آن هم اگر قرار باشد در کشورهای غربی باشد، نمی تواند بدون اتاق فکر و بدون هدف باشد. به همین دلیل هم نویسنده ای مانند برام استوکر بعد از اینکه اندیشه اش توسط شخصی مثل وامبری بارور می شود، می تواند بر طبق داده هایی که گرفته، موجودی اهریمنی خلق کند که تاریخ انقضایی ندارد و به مدت زمانی نا مشخص، نه خون که روشن بینی ذهن مخاطبینش را می مکد و خواسته های سازندگانش را برآورده می کند.

 

ادامه…

 

 

تحریریه سایت با حجاب ـ فاطمه قاسم آبادی

پاسخی بگذارید