بانوی ایرانی که دربار هارون الرشید را به لرزه انداخت

به مناسبت شهادت امام صادق (ع)
۰۸ تیر ۱۳۹۸
حسنیه در دربار هارون الرشید

«حُسنیه» نام کنیزی ایرانی تبار بود که در کودکی وارد خانه امام جعفرصادق(ع) شد تا به خدمتکاری منزل ایشان مشغول باشد، اما در طول دو دهه سکونت در منزل امام و تلمذ و شاگردی از محضر ایشان تبدیل به بانویی دانشمند شد. بعد از شهادت امام صادق(ع)، حسنیه که نزدیک به بیست سال به مطالعه علوم و معارف حقه اسلامی پرداخته و از نظر هوشی جز شاگردان کم نظیر امام بود؛ به بازرگانی شیعه فروخته  شد.

 

پس از مدتی بازرگان دچار تنگدستی و فقر شدید شد. حسنیه که وضعیت بازرگان را چنین دید، از او خواست که به دربار هارون الرشید عباسی برود و پیشنهاد فروش کنیزی دانشمند ـ یعنی خودش ـ را به یحیی بن خالد، وزیر هارون به قیمت صدهزار اشرفی بدهد! بازرگان که هم خود شیعه بود و هم از اعتقادات شیعی حسنیه خبر داشت به این امر راضی نبود و می ترسید که جان حسنیه به خطر بیافتد. اما حسنیه قسم یاد کرد که خطری متوجه او نمی شود.

 

به این ترتیب بازرگان با وزیر هارون صحبت کرد و گفت که کنیزش آنقدر دانشمند است که می تواند با علمای فِرق مختلف مناظره کند و آن ها را در بحث قانع کند…

 

وقتی هارون الرشید ماجرا را از زبان وزیرش شنید احتمال داد که این کنیز از شاگردان امام صادق (ع) و شیعه باشد و دستور قتل اورا داد. اما یحیی بن خالد گفت که اگر این کنیز به مناظره با علما بپردازد و شکست بخورد هم تفکر شیعه شکست خورده و هم می توانیم او را بکشیم؛ اما اگر واقعا اینقدر دانشمند باشد حتما ارزش صدهزار اشرفی را دارد…

 

به این ترتیب مجلسی در دربار هارون برپا شد و علمای مخالف شیعه به رهبری «ابراهیم بن خالد عوفی» ـ معتزله ـ شروع به مناظره با حسنیه کردند. حسنیه با آرامش و طمأنینه و براساس علومی که از محضر امام کسب کرده بود؛ شروع به بحث کردن با او و سایر علما نمود. در بحث اول ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب ـ علیه السلام ـ را با شرحی طولانی و کامل از روایتی از پیامبر(ص) اثبات کردو مخالفان نتوانستند دلیلی در برابر نص مستقیم پیامبر(ص) بیاورند.

 

سپس او جریان بخشیده شدن فدک به حضرت زهرای مرضیه ـ سلام الله علیها ـ را پیش کشید و حقانیت اهل البیت علیهم السلام را در مالکیت بر آن به اثبات رساند و باز مخالفین نتواستند پاسخی مناسب بدهند. در آخر ایشان به بیان واقعه  کربلا پرداخت و چنان مرثیه ای در رثای سیدالشهدا (ص) خواند که حضار در مجلس به گریه افتادند و هارون به شدت احساس خطر کرد … سپس اعلام کرد که واقعا این کنیز سخنگوی ماهری!! است و به او صدهزار اشرفی  و خلعتی هدیه داد و مجلس را به پایان رساند و به این ترتیب بازرگان از فقر و حسنیه از مرگ نجات پیدا کرد.

 

چند سال بعد از آن ماجرا و شهادت امام موسی کاظم ـ علیه السلام ـ حسنیه به مدینه رفت و پس از هجرت اجباری امام رضا ـ علیه السلام ـ به طوس، حسنیه هم به دنبال ایشان به طرف طوس حرکت کرد اما قبل از رسیدن به حضرت در نزدیکی تربت حیدریه فعلی به رحمت خدا رفت.

 

جالب است که بدانید برخی از اهل تسنن به سندیت این ماجرا تشکیک وارد کرده اند ـ کامل این ماجرا در پایان کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی آورده شده است ـ و البته علمای شیعه در مقابل علاوه بر ارائه مستندات خود در صحت این روایت، همیشه این سوال را پرسیده اند که بر فرض اسناد این روایت از منظر شبهه وارد کنندگان معتبر نباشد اما استدلال ها و ادلّه محکم روایی و عقلی حسنیه در اثبات حقانیت اهل البیت علیهم السلام را چگونه می توان زیر سوال برد؟

 

علاقه مندان برای مطالعه مباحث مورد مناظره می توانند به منابع ذیل مراجعه کنند:

 

۱ـ رساله حسنیه، ضمیمه حلیه المتقین؛ مناظرات حسنیه با پیشوایان اهل سنت، بازنویسی علی کاظمی، (تهران، مؤسسه امام صادق(ع))، ستارگان درخشان، محمدجواد نجفی، ج۱۳، ص۲۲۸ ـ ۱۱۰٫

۲ ـ «مکالمات حسنیه در دربار هارون الرشید با علمای مخالفین»، نوشته ابوالفتح حسین بن علی رازی، ترجمه ابراهیم استرآبادی، نشر پرسش، چاپ اول ۱۳۸۳٫ش

۳-«دایره المعارف تشیع»، جلد۶، نشر شهید سعید محبّی، چاپ ۱۳۷۶٫ش، مدخل حسنیهِ

 

تحریریه سایت با حجاب

 

 

دیدگاهتان را بنویسید