پرونده زنان و دختران اهل البیت(ع)

سرگذشت دختر شاعره و عالمه امام حسین(ع)که بسیار مورد علاقه حضرت بود

تاملی مختصر درباره زندگی و مبارزات حضرت سکینه (س)
۱۲ آبان ۱۳۹۸

 

 

آمنه ای که سکینه شد…

 

دختر بزرگ امام حسین(علیه السلام) که تولد او را در سال ۴۷ قمری روایت کرده اند؛ «آمنه» نام داشت. مادرش «رباب» دختر امروء القیس بن عدی –مادر حضرت علی اصغر- بود.

 

پدربزرگ مادری ایشان شاعری بلندآوازه در میان اعراب بود و برای همین هم این بانو طبع شعری را از او به ارث برده بود. مادرش رباب به دلیل آرامش عجیبی که دختر عزیزش از کودکی داشت، لقب «سکینه» را به او داده بودند و به همین دلیل هم نام ایشان در تاریخ با این لقب شهرت یافته است. البته امام حسین به این دختر گرانقدرشان در روز عاشورا لقب «خیره النسوان» را هم دادند.

 

علاقه امام حسین(ع) به رباب و سکینه بسیار زیاد بود؛ آنقدر که در جواب طعنه زننده ای فرمودند: «من خانه ای را که سکینه و رباب در آن ساکنند، دوست دارم. علاقه مند به ایشان هستم و مال خود را برایشان خرج می کنم.»

 

 

 

تحمل مصیبتی بزرگ، بعد از مصیبت کربلا!

 

در واقعه کربلا حضرت سکینه(علیها السلام) در همسری پسرعمویشان «عبدالله بن حسن» بوده اند و مسلم اینکه در قضیه کربلا مصیبت های بسیاری را تحمل کرده اند. مصیبت هایی که همه ما از آن باخبریم. اما مصیبت های این بانو، بعد از واقعه کربلا را شاید بتوان شدیدتر و بالاتر دانست.

 

حضرت «سکینه» بعد از واقعه کربلا و شهادت همسرشان و پشت سر گذاشتن روزهای اسارت و سختی، همراه خاندان خود به مدینه مراجعت کردند و اینجاست که مصیبتی سخت بر ایشان وارد میشود؛ آن هم مصیبت ازدواج با «مصعب بن زبیر».

 

در تاریخ به دروغ ازدواج های متعددی را به حضرت سکینه نسبت داده اند و خواسته اند که این شخصیت بزرگ و عزیز را در اذهان شیعیان بشکنند، اما چون راوی اصلی این تهمت «زبیر بن بکار بن زبیر» -برادر زاده مصعب بن زبیر- است؛ و او جزء روات کذاب و نابکار است، دیگر لازم نیست در دروغ بودن تهمت های او تلاش زیادی بکنیم…

 

 

 

اما درباره ازدواج این بانو با مصعب بن زیبر!…

 

بعد از واقعه کربلا زبیریان –عبدالله پسر زبیر- توانستند بر منطقه «حجاز» تسلط پیدا کنند و مکه مکرمه را هم دارالخلافه قرار دهند. در دشمنی عبدالله بن زبیر و برادرانش با خاندان اهل البیت و به ویژه امیرالمومنین علی (علیه السلام) هیچ شکی نیست. مثلا عبدالله بن زبیر دستور منع فرستادن صلوات بر رسول ختمی مرتبت را به این دلیل داد که از نظر او با ذکر صلوات، خاندان حضرت رسول-صلی الله علیه و آله و سلم- سرفراز میشوند!! و یا زندانی و شکنجه کردن محمد بن حنفیه و حسن مثنّی –پسر امام حسن مجتبی- از دیگر کارهای زبیریان علیه خاندان رسالت بوده است…

 

به هرحال بنا بر روایات محکم، از جمله روایت «سبط بن الجوزی» در کتاب (تذکره الخواص -ص ۲۴۹) حضرت سکینه از روی اجبار و برای حفظ جان شیعیان با مصعب بن زبیر ازدواج کرد و حاصل این ازدواج هم دختری به نام فاطمه بوده است.

 

می توان تصور کرد ازدواج و زندگی با مصعب که دشمن اهل البیت بود و در هم کوبنده قیام مختار ثقفی و… چقدر برای این بانو سخت بوده. گرچه همین دشمن اهل البیت چند سال بعد توسط دشمنان دیگری از اهل البیت، یعنی آل مروان کشته شد.

 

 

کلام شاعرانه ای که ظلم افشا می کرد

 

جریان دفاع حضرت سکینه(س) از حق و خاندان عترت، از همان روز حرکت کاروان اسرا به سوی کوفه آغاز شد. از آنجا که حضرت سکینه دارای طبع شعر بود و در ادبیات عرب تبحری مثال زدنی داشت؛ از این طریق به افشاگری علیه ظلم یزید و اثبات حقانیت آل الله می پرداخت. 

 

ایشان حتی در زمانی که همسر مصعب بن زبیر بود، در منزلش محفل شعر برپا می کرد و با دعوت از شعرای صاحب نام و سپس خواندن شعرهایی در مورد مصیبت کربلا و شهادت امام حسین(ع) علیه قاتلان او روشنگری میکرد…

 

اما بعد از روی کار آمدن مروانیان مبارزه سیاسی و فرهنگی حضرت سکینه با این خاندان منحوس و ضد اهل البیت (علیهم السلام) به شیوه ای دیگر ادامه پیدا کرد.

 

مثلا وقتی روزهای جمعه، خالد بن عبدالملک –والی مدینه- بالای منبر می رفت و به بدگویی از امیرالمومنین علی (علیه السلام) می پرداخت؛ حضرت سکینه همراه خدمتگزارانش پای منبر خالد می رفت و با شجاعت تمام در مقابلش، او را سبّ و لعن می کرد. گماشتگان خالد جرأت آزار رساندن به این بانو را نداشتند؛ اما همراهانش را اذیّت کرده و به آن ها آسیب می رساندند.

 

حتی روایت شده در مجلسی مروان بن حکم با جسارت زیاد شروع به فحش دادن و لعن کردن مرتضی علی (علیه السلام) کرد. در آن جلسه هم دختر عثمان حاضر بود و هم دختر گرانقدر امام حسین(ع). با جسارت مروان، دختر عثمان هم جرات پیدا کرد و  رو به حضرت سکینه گفت: من دختر شهیدم! سکینه (علیها السلام) در آن لحظه سکوت کرد و اما وقتی مؤذّن شروع به اذان گفتن کرد و به عبارت: «اشهد انّ محمّداً رسول الله» رسید، خطاب به دختر عثمان فرمود: این، پدر من است یا پدر تو؟ دختر عثمان شرمسار گشت و گفت: «من دیگر هرگز به شما فخر نخواهم کرد.»

 

 

عمری که در راه دفاع از دین خدا گذشت

 

حضرت «آمنه بنت الحسین» نزدیک ۷۰ سال عمر کردند و در طول این عمر بابرکت به خاطر خدا و در راه اسلام مصیبت های بسیاری دیدند و با ایمان کامل قدمی در دفاع از حق و حقیقت کوتاهی نکردند.

 

این بانو در تاریخ پنجم ربیع الاول ۱۱۷٫ق یعنی ۵۶ سال بعد از واقعه عاشورا رحلت کردند.

 

تحریریه سایت باحجاب _ انوشه میرمرعشی

 

 

منابع:

۱-«دانشنامه امام حسین-علیه السلام-»، جلد اول و هشتم، نوشته محمد محمدی ری شهری با همکاری حجج اسلام آقایان طباطبائی نژاد، سیدطبائی و مسعودی، چاپ پژوهشکده علوم و معارف دارالحدیث، ۱۳۸۸٫ش، -جلد اول صفحات ۳۵۱، ۳۶۳ تا ۳۶۵ و جلد هشتم، صفحه ۲۱۱

۲-«منتهی الامال»-زندگانی چهارده معصوم-، نوشته حاج شیخ عباس قمی، انتشارات علویون، چاپ ۱۳۸۸٫ش، صفحات ۶۳۶ تا ۶۳۸

۳- «محدثات شیعه»، تالیف دکتر نهلا غروی نائینی، انتشارات دانشگاه تربیت مدرس، چاپ اول ۱۳۷۵٫ش، ص ۲۱۰٫

۴-«تاریخ تشیع»، نوشته دکتر محمدکاظم خواجویان، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، چاپ اول ۱۳۷۶٫ش، صفحات ۷۹، ۱۱۱ و ۱۱۲

۵-«فرهنگ عاشورا»، جواد محدثی، نشر معروف(قم)، چاپ دوازدهم ۱۳۸۷٫ش، صفحات ۲۴۶ و ۳۶۵ 

 

پاسخی بگذارید