ماجرای انتخاب حجاب برتر توسط خانم خبرنگار و همسر شهید مدافع حرم

۱۴ آبان ۱۳۹۸

به گزارش فارس، بعدازظهر یک روز پاییزی هنگامی که آسمان باران رحمتش را بر زمین فرود می‌آورد مهمان همسر شهید مدافع حرم می‌شویم وارد منزل شهید ذورقی که شدیم با استقبال گرم همسر شهید مدافع حرم روبه رو می‌شویم.

 

 

چند سالی است که نام شهدای مدافع حرم به جمع شهدای پرافتخار کشورمان اضافه شده‌، شهدایی که فارغ از قومیت و ملیت امروز حماسی‌ترین صحنه‌های معاصر را رقم می‌زنند و در دفاع از حریم اهل‌بیت (ع) سر و دست که هیچ، جان را تقدیم انقلاب اسلامی کردند.

 

 

به در و دیوار خانه که نگاه می‌کنی عکس‌های شهید ذورقی در گوشه گوشه منزل خودنمایی می‌کند وارد خانه که می‌شویم صدای چهچهه پرندگان سکوت فضای خانه را می‌شکند گویی پرندگان نیز با زبان خودشان به مهمانان شهید مدافع حرم خوش‌آمد می‌گفتند.

 

 

اگر روزی مرگ به سراغم آمد چادرم را با من دفن کنید

همسر شهید مدافع حرم در حالی که سه فرزند برومند خود را در اتاق خوابانده بود در جمع صمیمی با اهالی رسانه گفت: شهید «افشین ذورقی» به حیا و عفت تاکید بسیار داشت تا جایی که در روز ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) از دختر سه ساله گرفته تا دختران ۱۶ و ۱۷ ساله چادر هدیه می‌داد و جالب اینجاست که بعد از گذشت چهار سال از شهادت نیز از طرف ایشان چادر هدیه داده می‌شد.

 

 

یادم می‌آید که یک روز خانمی که بسیار بدحجاب بود از منزل شهید ذورقی چادری را به عنوان هدیه دریافت می‌کند و تا جایی می‌رسد که این خانم در روز عروسی خود مقابل خانواده‌اش می‌ایستد و می‌گوید من نمی‌خواهم جشن عروسی بگیرم و به جای آن می‌خواهم سفر کربلا بروم حتی متن کارت عروسی این زوج جوان را من انتخاب کردم و سپس مهمانان این مراسم را در مسجد پذیرایی کردند و اکنون این خانم چادر را از خود جدا نمی‌کند و آن را حجاب برتر می‌داند.

 

 

این خانم در دانشگاه آزاد اسلامی مشغول به تحصیل بود و از نظر حجاب در وضعیت بسیار نامناسبی بود وقتی این خانم از منزل شهید ذورقی چادر هدیه گرفت تغییر کرد و نگاهش به زندگی عوض شد از این اتفاقات برای ما بسیار رخ داده؛ شهید ذورقی خودش بزرگ است من کی باشم که بخواهم از این شهید تعریف و تمجید کنم من احتیاجی ندارم کسی از من و همسر شهیدم تعریف کند من وظیفه دارم واقعیت را برای مردم بازگو کنم.

 

 

همسر شهید مدافع حرم خطاب به خبرنگار گلستانی که امروز می‌خواست چادر را به عنوان حجاب برتر برگزیند، گفت:  خواهری که امروز می‌خواهد چادر را به عنوان حجاب برتر انتخاب کند باید بداند که این چادر حرمت دارد هنگامی که شهید ذورقی زنده بود من به ایشان وصیت کردم که اگر روزی مرگ به سراغم آمد باید چادرم را با من دفن کنید و همین وصیت را به فرزندان و خانواده‌ام کردم می‌خواهم بگویم که برای من چقدر چادر ارزشمند و گوهربار است.

 

 

چادری که سر می‌کنم وظیفه من را سنگین‌تر می‌کند برخی‌ها چادر سر می‌کنند و زیر چادر لباس تنگ و کوتاه می‌پوشند که به نظر من چادر نپوشند بهتر است آنها با این کارشان عفت و ارزش چادر را پایین می‌آورند و در حقیقت به چادر توهین می‌کنند.

 

 

اگر انگشتر باعث زیبایی زن محسوب می‌شود باید از نامحرم پوشانده شود

همسر شهید مدافع حرم با لحنی آرام و دوست‌داشتنی ادامه داد: حرف با عمل باید یکی باشد اگر من چادر را به عنوان حجاب برتر انتخاب کردم باید حیا هم داشته باشم؛ داخل یک تاکسی نشسته بودم وقتی که کرایه تاکسی را می‌خواستم حساب کنم دستم را زیر چادر گذاشتم و کرایه را حساب کردم ناگهان خانمی که در کنار من نشسته بود رو به من کرد و گفت این چه کاری بود که کردی می‌خواهی بگویی خیلی مومنی؟ من در جواب گفتم من همچنین ادعایی ندارم اما وقتی کرایه را به مرد نامحرم می‌دهم ممکن است انگشتانم با دستان مرد نامحرم برخورد کند او مرا از پشت سر نمی‌بیند و متوجه نیست من که او را می‌بینم.

 

 

اگر امروز دست من با دستان مرد نامحرمی برخورد کند هنگامی که بازار می‌روم و برای خرید پارچه و غیره دستم به نامحرم می‌خورد این کار برای من عادی و بی‌اهمیت می‌شود و با کمرنگ شدن حیا کم کم از دست می‌رویم شهید ذورقی این موارد را به من گوشزد می‌کرد و می‌گفت به مسائل کوچکی که برای دیگران مهم نیست تو به آن توجه کن و هرگز گناه را کوچک مشمار.

 

 

از زمانی یادم می‌آید که با شهید ذورقی ازدواج کردم و حلقه‌ام در دستم بود و داشتم روسری خودم را درست می‌کردم تا از منزل خارج شوم دیدم که حلقه در دستان من چقدر زیباست و بسیار خوشم آمد و این مسئله برایم سوال شد وقتی شهید ذورقی به خانه آمد از او پرسیدم که وقتی من بروم مغازه و مرد نامحرم انگشتر من را در دستم ببیند و خوشش بیاید برای من گناه می‌نویسند شهید ذورقی در پاسخ سوال من گفت برو ببین که مرجع تقلیدت چه گفته؟

 

مرجع تقلید من حضرت آقا (مقام معظم رهبری) است و ایشان فرموده بودند اگر انگشتر باعث زیبایی زن محسوب می‌شود باید از نامحرم پوشانده شود و من حلقه را برای همیشه از دستم درآوردم و تنها در خانه از آن استفاده می‌کردم وقتی بیرون از منزل می‌رفتم انگشتر را از دستم بیرون می‌آوردم.

 

 

حرمت و ارزشی که این خبرنگار گلستانی در پیشگاه حضرت فاطمه (س) دارد من حقیر ندارم/ چادر و حجاب برای شهید ذورقی بسیار مقدس بود

 

یکی از بانوان بسیج رسانه از او پرسید من انگشترم را از مشهد مقدس خریدم و خیلی دوستش دارم آیا گناه است که این انگشتر در دستم باشد همسر شهید مدافع حرم رو به سوی آن خانم کرد و گفت اگر باعث زیبایی دستان توست باید از نامحرمان بپوشانی و این بانوی بسیجی با علاقه زیادی که به انگشتر داشت آن را از انگشتان خود بیرون کشید و گفت دیگر این انگشتر را در دستم نمی‌گذارم.

 

 

در حالی که همسر شهید از خاطراتش صحبت می‌کرد ناگهان صدای چهچهه پرندگان قطع شد گویی صدای دلنشین و جذاب همسر شهید مدافع حرم همانطور که در دلهای اهالی رسانه نفوذ کرده و با روحشان عجین شده بود در وجود این پرندگان هم نشست که اینگونه در میان کلام همسر این شهید بزرگوار سکوت را پیشه کردند و دل در گرو سخنان او می‌شوند.

 

 

همسر شهید مدافع حرم خطاب به بانوی خبرنگار گلستانی که قرار بود با هدیه گرفتن چادر زندگی تازه‌ای را آغاز کند، گفت: من این قول را به شما می‌دهم بعد از گرفتن این هدیه معنوی آرامش در زندگی شما سرازیر خواهد شد اگر چنین نشد می‌توانی به من زنگ بزنی و بگویی که من اصلا حرف‌ها قبول ندارم و هرچه گفتی فقط شعار بوده.

 

 

همسر شهید مدافع حرم با لبخند رو به مهمانان رسانه‌ای استان گلستان می‌کند و به شوخی می‌گوید «کسی که در منزل شهید ذورقی چادر هدیه می‌گیرد به نظر من فاتحه آن خوانده است» چون از این به بعد شهید ذورقی می‌شود برادر و رفیق نزدیک آن فرد و دیگر نمی‌تواند رهایش کند؛ شهید ذورقی رفیق خیلی خوبی است.

 

 

حرمت و ارزشی که این خبرنگار گلستانی در پیشگاه حضرت فاطمه زهرا (س) دارد من حقیر ندارم چون کسی او را مجبور به پوشیدن چادر نکرده است و با اختیار این حجاب برتر را انتخاب کرده و این ارزش دارد.

 

 

چادر و حجاب برای شهید ذورقی بسیار مقدس بود و هر وقتی که داخل خانه می‌شدیم و من چادرم را از سر برمی‌داشتم چادرم را می‌گرفت و آن را با دستانش تا می‌کرد و برای چادر بسیار حرمت نگه می‌داشت و یکی از وصیت‌هایش به من این بود که هر وقت از منزل بیرون می‌روی گوشه چادرت را ببوس و بعد منزل را ترک کن این خیمه حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) است.

 

 

 

 دشمنان می‌دانند که با جنگ نظامی نمی‌توانند در برابر کشور ایران بایستند

 

ما باید به خودمان افتخار کنیم که با خیمه حضرت زهرا (س) زندگی می‌کنیم شهدای ما رفتند و خونشان و جوانیشان را تقدیم کردند تا چادر از سر زنان این مرز و بوم نیافتد تا زمانی که چادر بر سر ماست دشمنان نمی‌توانند به اهداف شومشان دست پیدا کنند شهید ذورقی همیشه به من می‌گفت دشمنان می‌دانند که با جنگ نظامی نمی‌توانند در برابر کشور ایران بایستند اگر بتوانند چادر را از سر زنان ایرانی بردارند جوان‌ها و مردان آنها بی‌غیرت می‌شوند و ایمانشان سست شده و در نتیجه دشمن خواهد برد.

 

 

وقتی خبرنگار از همسر شهید مدافع حرم خواست تا از لحظات زندگی بدون حضور شهید برایشان بازگو کند از لحظاتی که نیاز به تکیه‌گاه همسرش داشت اما امروز جای خالی آن حس می‌شود بگوید در جواب پاسخ داد؛ شاید یکی از سخت‌ترین لحظاتم همین امروز بود پسرانم محسن و ابومحسن هر دو مریض بودند که با وجود زانو دردی که داشتم در باران شدیدی که شروع به باریدن کرده بود باید به مطب دکتر می‌رفتم و آنها را مداوا می‌کردم بعد از آن هم باید از بازار شلغم می‌خریدم اگر همسرم اکنون اینجا بود این کارها را به او می‌سپردم.

 

 

پسر بزرگم در تب می‌سوخت و باید او را دکتر می‌بردم تا آمپولش را بزند؛ من توان بلند کردن پسر بزرگم را در آغوشم نداشتم حقیقتا امروز جای خالی همسرم را بسیار احساس کردم از آنطرف هم باید در جلسه پسر کوچکترم شرکت می‌کردم و بعد از جلسه برای خرید خانه رفتم و واقعا هر قدمی که برمی‌داشتم با خودم می‌گفتم «افشین اگر امروز تو بودی هیچ‌وقت نمی‌گذاشتی من زیر باران شدید این کارها را انجام دهم».

 

 

خدا سایه سر را برای همه نگه دارد و هیچ زنی درد بی‌همسری را نکشد حتی زنی که شوهری بداخلاق و یا معتاد داشته باشد همیشه دعا می‌کنم که کفش کهنه مرد در خانه باشد چون آبرو، شرافت و عزت زن همان است.

 

 

من با شادی و موسیقی اصلا مخالف نیستم/ برخی از موسیقی‌هایی که صدا و سیما پخش می‌کند قابل پخش نیست

 

برای زنی که همسرش را در حادثه تصادف، مرگ و یا شهادت از دست داده باشد مردم جور دیگری به آن زن نگاه می‌کنند یک روزی بود که یک نفر به من گفت شنیدم همسر آقای ذورقی ازدواج کرده و فرزند هم دارد این برای من خیلی سنگین است من سه فرزندم را دارم به دندان می‌کشم و بزرگشان می‌کنم و با سختی این زندگی را جمع می‌کنم دیشب فرزندانم را پارک‌شهر بردم و موسیقی گذاشته بودند پسر بزرگم گفت مامان این چه آهنگی است که دارند پخش می‌کنند انگار نه انگار که الان محرم است بلند شدیم و به خانه آمدیم جنگل می‌رویم می‌بینیم خانم‌ها با وضع بد حجاب در جنگل‌ها تفریح می‌کنند پسرم به من گفت چرا سر این خانم لخت است مگر نمی‌داند که بدون روسری گناه دارد؛ چرا آن خانم در جنگل دارد قلیان می‌کشد.

 

 

بچه‌هایم از طبیعت هم نمی‌توانند استفاده کنند و می‌گویند مامان برای چی ما را اینجا آوردی من هرکجا بچه‌هایم را برای تفریح ببرم همینطور است دو سال پیش فرزندانم را برای تماشا به سینما بردم تا برنامه «فیلشاه» را ببیند می‌خواهم بدانم آیا برنامه دیگری غیر این فیلم برای کودکان هست متاسفانه هر برنامه‌ای با موزیکال به شدت افتضاح بری کودکان پخش می‌شود من با شادی و موسیقی اصلا مخالف نیستم اما برخی از موسیقی‌هایی که صدا و سیما پخش می‌کند قابل پخش نیست که من تعجب می‌کنم.

 

 

خجالت می‌کشم برخی جاها برم و بگویم خانواده شهید هستم/ برخی نگاه‌ها زجرت می‌دهند

 

همسر شهید مدافع حرم از قطع شدن دفترچه بیمه فرزندانش می‌گوید شرایط بسیار سخت است ولی من از این شرایط هرگز گلایه نمی‌کنم با دفترچه ما قرارداد ندارند و تازه امروز فهمیدم که دفترچه بیمه فرزندان من را باطل کردند.

 

 

همسر شهید مدافع حرم با کنایه به سخنان برخی از مردم که به خانواده‌های شهدا می‌گویند «هر چه هست برای خانواده شهداست» گفت: خجالت می‌کشم برخی جاها برم و بگویم خانواده شهید هستم نگاه‌ها روی من سنگینی می‌کند برخی نگاه‌ها زجرت می‌دهند و این برایم خیلی سخت هست و من هر چی فکر می‌کنم می‌بینم نمی‌توانم ناخن کوچک شهید ذورقی شوم خیلی تلاش کنم می‌توانم مانند گنجشک‌ها به بچه‌هام غذا بدهم و اینکه تنها جایی که فضا برای بچه‌هایم سالم است فرستادن آنها به باشگاه است همیشه با خودم می‌گویم که آیا در شهر گرگان یک مکان تفریحی و فرهنگی سالمی هست که بچه‌ها با آرامش خاطر تفریح کنند من هرکجا که فرزندانم را می‎برم می‌گویند برای چی ما را اینجا آوردی؟

 

 

از خدا می‌خواهم که به من توان بدهد تا بچه‌هایم را به خوبی و شایستگی بزرگ کنم و به جایی برسانم و بعد از اون من را به شهیدم ملحق کند.

 

 همسران شهدای مدافع حرم رسالت سنگینی دارند زیرا همچنان که کنایه‌های نابجای برخی افراد بی‌خرد و ناآگاه را باید تحمل کنند باید مرهم دلتنگی دردانه‌های شهدا هم باشند همسر شهید ذورقی با داشتن سه فرزند در برابر مشکلات زندگی همچون کوه پر استقامت ایستاده است و خم به ابرو نیاورد به راستی که این ویژگی خانواده‌های مردان غیوری است که در سایه استواری چنین همسرانی، شجاعانه به درجه عظیم شهادت رسیده‌اند.

 

 

در پایان دیدار صمیمی همسر شهید مدافع حرم با بانوان بسیج رسانه استان گلستان عکسی یادگاری گرفت و  چادری به بانوی خبرنگار گلستانی توسط شهید مدافع حرم اهدا شد.

 

 

«قرار مطالبه‌گری» بهانه‌ای شد تا با محوریت بسیج رسانه واحد خواهران استان گلستان شاهد اقدامات اثرگذار و جریان‌ساز در سطح استان گلستان باشیم اهدای چادر به بانوی خبرنگار گلستانی از سوی بسیج رسانه توسط همسر شهید مدافع حرم یک حرکت مفاخر بود.

 

 

پاسخی بگذارید