معرفی کتاب

رز برفی، داستان زنانی که در دام شیادان دین می افتن!!!

زنان ماجرا به خاطر نیاز های روحی خود و سختی های زندگی شکننده می شوند و در این زمان وقتی شیادانی پیدا می شوند که به اسم مذهب و نجات به سراغشان می آیند امکان فریب خوردنشان زیاد است...
۲۸ آبان ۱۳۹۸

 

 

کتاب می تواند علاوه بر همدمی مهربان و دوستی بی صدا گاه به آدمی از تجربیات تکرار شده بگوید و او را از گزند اشتباهاتی که قبلا انسان های زیادی به سمتش رفته اند و یا تله هایی که در راه زندگی منتظر غفلت آدمی هستند، بر حذر دارد. کتاب “رز برفی” از این دسته کتاب هاست.

 

رزبرفی شرح حال زنی مصیبت دیده است که بر حسب اتفاق پایش به عمارتی مرموز میرسد وبا فرقه ای جدید روبرو می شود…این کتاب  را مریم مفتاحی به فارسی برگردانده و نشر ثالث آن را منتشرکرده است.

 

 

آغاز ماجرا

 

داستان کتاب رز برفی از جایی شروع می شود که زنی به نام “ریچل” به خاطر از دست دادن یکی از فرزندانش و از بین رفتن رابطه با همسرش، تصمیم می گیرد مدتی ناپدید شود و به همین خاطر به همراهراهی سفر شده؛ به صورت ناشناس و با اسمی مستعار به عنوان خدمه به عمارتی متروکه که نیاز به آماده سازی دارد، می رود.

 

در این عمارت اما اتفاقات و آدم های جدیدی سر راه ریچل قرار می گیرند و باعث می شوند او گذشته اش را و اینکه چرا راهش به این عمارت کشید، در طی داستان مرور کند.

 

ریچل بعد از مدتی متوجه می شود که این عمارت که از طرف صاحبش “عمارت بهشت” نامگذاری شده و متعلق به فرقه ای من درآوردی است که  به عمارت به عنوان پاتوق وارد می شوند و از طرف دیگر ماجرا بر می گردد به سال ها قبل و زمان جنگ جهانی اول که مردم به خاطر اتفاقات هولناک ایمانشان سست شده بود…

 

در ماجرای دوم باز  زنی را میبینیم به نام “لتی” که به همراه خواهرش وارد فرقه ای عجیب شده ولی این بار جوانی که به زور پدر و مادرش به این فرقه آمده، سعی می کند چشم این زن را به حقایق و شیادی رهبر این فرقه باز کند اما…

 

 

زنان در دام فرقه های عجیب و غریب

 

در کتاب رز برفی نویسنده سعی کرده روایت داستانش را از چشم انسان های معمولی و زنان ساده بیان کند. به همین خاطر هر دو داستان به موازات هم و از دید دو زن معمولی بیان می شود.

 

در داستان اول ریچل زنی است که به خاطر ضربه روحی دچار بحران شده و این بحران باعث می شود که ناخواسته قدم در راهی بگذارد که می توان برای او خطر آفرین باشد. در داستان دوم اما مخاطب به زمان های گذشته سفر می کند و با دختری مواجه می شود که به تحریک خواهرش به عضویت فرقه ای عجیب در می آید که در آن کشیش مورد نظر، بعد از مدتی ادعا می کند که مسیح موعود است و همزمان با دختران جوان و زیبای گروه ازدواج روحی می کند!

 

در هر دو داستان نویسنده پله پله مخاطب را با روش ها و دلایلی که این زنان بخت برگشته را به این فرقه های من درآوردی پیوند زده آشنا می کند و در آخر  هر دو زن بعد از گذشت مدتی می فهمند که راه را اشتباه آمده و باید هرچه زودتر برای نجات خود اقدام کنند، ولی در راه بازگشت مشکلات بسیار زیادی وجود دارد… به زبان ساده تر درست است که با پای خود آمده اند ولی به همین راحتی نمی توانند از راهی که آمده اند، باز گردند…

 

 

داستانی تکراری اما دردناک

 

در داستان کتاب رز برفی مانند واقعیت، مخاطب انسان هایی را می بیند که به اسم دین و مذهب گرفتار شیادانی می شوند که از آن ها به صورت های مختلف استفاده می کنند.

 

البته زنان این داستان به محض این که روی دیگر شیادان را می بینند از پیوستن به این فرقه ها پشیمان می شوند، ولی در واقعیت همیشه انسان ها اینقدر خوش شانس نیستند که بتوانند به موقع نجات پیدا کنند. برای مثال جریانی موسوم به “پرستشگاه مردم” به رهبری “جیم جونز” باعث شد، مردم بیگناهی که عضو این فرقه بودند، به تحریک رهبر فرقه، همگی با سم خودکشی کنند و بزرگترین خودکشی دسته جمعی تاریخ بشر را رقم بزنند.

 

در داستان رز برفی اما تاریخ در دو دوره زمانی مختلف تکرار می شود ولی در هر دو دوره، زنان داستان موفق می شوند به کمک مردانی که به آن ها اعتماد دارند از چنگال این فرقه ها که با توجه به نیاز زمان خود، هر بار تغییر می کنند، نجات پیدا کنند.

 

در کتاب رز برفی نویسنده سعی می کند یکی از دغدغه های جامعه خود را که گم گشتگی انسان در زمان خود است، نشان دهد. در این داستان مخاطب می بیند که زنان ماجرا به خاطر نیاز های روحی و سختی های زندگی شکننده شدند و زمانی که شیادانی به اسم مذهب و نجات به سراغشان می آیند، راحتر فریب می خورند. در حقیقت این داستان  نشان می دهد که سواستفاده از دین، در هر زمان بنا بر شکل نیاز مردم، فرق می کند.

 

 

 

قسمتی از کتاب

 

” لتی: منظورت چیه؟

آرتور: به خودتون نگاه کن. ببین که چطور همه تان برایش سر و دست می شکنید و از یک شیاد حمایت می کنید!

لتی: محبوب، شیاد نیست.

آرتور: مطمئن باش که هست. یک آدم هفت خط قهار. یک حقه باز کلاهبردار.

هر چند با کاری که می کند ، نمی توانم بگویم که تحسینش نمی کنم. این که چطور به این درجه از حقه بازی رسیده که توانسته دروغ هایش را به شما قالب کند و همه شما زنان را اینطور فریب داده، فوق العاده است. واقعا باید برایش کف زد….

لتی: اما او می خواهد روح تو را نجات بدهد…

آرتور: بله او می خواهد چیزی را نجات بدهد ولی مطمئن نیستم که آن چیز روح من باشد! “

 

 

تحریریه سایت باحجاب_  فاطمه قاسم آبادی

پاسخی بگذارید