نقدی بر فیلم زرد؛

تصویری زرد از جوانان نخبه ایرانی

۰۶ آبان ۱۳۹۶

فیلم زرد اولین ساخته “مصطفی تقی‌زاده” است به تهیه‌کنندگی “کامران مجیدی”. این فیلم که شباهت بسیار زیادی به فیلم‌های “اصغر فرهادی” دارد تا کنون توانسته جوایز زیادی را از جشنواره‌های خارج از کشور نصیب خود کند.       داستان فیلم   داستان فیلم زرد  در مورد چند جوان نخبه است که به خاطر بورسیه‌ای که […]

فیلم زرد اولین ساخته “مصطفی تقی‌زاده” است به تهیه‌کنندگی “کامران مجیدی”. این فیلم که شباهت بسیار زیادی به فیلم‌های “اصغر فرهادی” دارد تا کنون توانسته جوایز زیادی را از جشنواره‌های خارج از کشور نصیب خود کند.

 

 

 

داستان فیلم

 

داستان فیلم زرد  در مورد چند جوان نخبه است که به خاطر بورسیه‌ای که دریافت کرده‌اند راهی ایتالیا هستند به خاطر همین هم این جوانان تمام زندگی خود را می‌فروشند تا تبدیل به پول نقد کنند اما درست چند شب قبل از عزیمت، تصادفی  رخ می‌دهد، محسن ( بهرام رادان) مقصر اصلی از محل حادثه فرار می‌کند و حامد (شهرام حقیقت دوست ) کودکی که با ماشین آن‌ها تصادف کرده را به تنهایی به بیمارستان می‌برد و همین رفتن به بیمارستان است که باعث می‌شود حامد متوجه بیماری وخیم کبدی خود شود و رفتن بقیه را هم تحت تاثیر خودش قرار بدهد.

 

در این بین داستان اصلی از وقتی شروع می‌شود که این جوانان نخبه سعی می‌کنند هر یک به روش خود برای جمع‌آوری پول مورد نیاز برای خرید کبد ( عضو مورد نیاز حامد) اقدام کنند. از اینجا به بعد داستان وارد مسیری جدید می‌شود که هر یک از این جوانان در این مسیر چهره واقعی خود را نشان می‌دهد که خب این چهره خیلی هم انسانی نیست.

 

 برای مثال در روند داستان مشخص می‌شود که حامد، جوان با وجدان داستان در چند ماه اخیر با دختری که به او موسیقی درس می‌داده است، رابطه عاطفی برقرار کرده است و نهال همسر حامد هم با خونسردی تمام بعد از فهمیدن این ماجرا خودش را به عنوان خواهر حامد به آن دختر معرفی می‌کند و سعی می‌کند قسمتی از مبلغ مورد نیازشان برای خرید عضو را از این دختر بگیرند!

 

داستان در جایی به اوج خود م‌ رسد که این جوانان نخبه مبلغ مورد نظر را بدون هیچ تحقیقی به رحیم پسرخوانده کسی که مرگ مغزی شده می‌دهند و طبیعی است که در این فیلم داران بی اخلاقی، رحیم هم پول را بر می‌دارد و غیب می‌شود و این گروه می‌مانند که باید چکار کنند… .

 

 

 

شخصیت پردازی‌ها

 

یکی از مهم‌ترین و اولین اشکالاتی که می‌توان به فیلم زرد  وارد کرد، شخصیت‌پردازی‌های نه چندان دقیق این فیلم است و عدم سنخیت شرایط ظاهری و شخصیتی کاراکترها با آنچه موقعیت اجتماعی آن‌ها ایجاب می‌کند.

 

به عنوان مثال فرامرز (مهرداد صدیقیان) نه به لحاظ ظاهر و نه به لحاظ نوع رفتار هرگز نمایانگر یک مخترع نخبه نیست. این مسئله در رابطه با نهال و نیکی نیز صادق است. فیلمساز در انتخاب بازیگران، نوع پوشش، رفتار و …سعی کرده تصویری واقعی و باورپذیر از این جوانان را به مخاطب نشان دهد ولی متاسفانه چندان موفق نبوده است.

 

یکی از عوامل مهم در نچسب بودن شخصیت‌ها، عدم مطابقت سنی بازیگران انتخاب شده برای ایفای نقش در فیلم «زرد» است که منجر به عدم یکدستی پرسوناژهای فیلم شده است و باعث می‌شود مسئله‌ی همکلاسی بودن آن‌ها در دانشکده مخاطب را با تردید رو به رو سازد.

 

این شخصیت‌ها در ترسیم موقعیت‌های بغرنج نیز عاجز هستند که البته دلیل اصلی این مطلب در پرورش ضعیف شخصیت‌ها است. بازیگرانی که مخاطب آن‌ها را می‌شناسد و از آن‌ها انتظار دارد بازی‌های قابل قبولی داشته باشند در فیلم زرد تا حدود قابل توجهی  ناامید کننده ظاهر می‌‌شوند چراکه شخصیت‌هایشان آن طور که باید پخته و قابل باور نیستند. به گفته منتقدان بسیاری  مسلماً  زرد پیش‌زمینه داستانی داشته که در ذهن نویسنده‌اش جریان داشته است اما بیننده‌ای که از این پیش‌زمینه آگاه نیست نمی‌تواند باشخصیت‌ها و چالش‌های پیش رویشان هم ذات‌پنداری کند که این نقطه ضعف بزرگی برای فیلم به حساب می‌آید و شاید به خاطر همین هم باشد که بازیگران در این فیلم شخصیت‌هایی تکراری را به نمایش گذاشته اند.

 

در زرد فیلمساز نتوانسته است شخصیت‌ها را برای مخاطب آن طور که باید به تصویر بکشد و شاید این بزرگترین نقدی باشد که به فیلم وارد است البته نداشتن فیلمنامه‌ای که گره‌های شخصیت‌ها و داستان را باز کند هم در این بین بی‌تاثیر نبوده است .

 

 

 

تماشاگر می‌فهمد

 

فیلم زرد، فیلم شلوغی است که فیلم نامه‌اش آن طور که باید پخته نیست. تقی‌زاده در زرد سعی کرده فضای فیلمش را با سکانس‌های مختلف طوری شکل بدهد که تماشاگر عام از دیدن فیلم احساس خستگی نکند قاعده‌ی قصه‌گویی در فیلم زرد بر اساس سلیقه‌ی تماشاگر عام شکل گرفته چرا که مختصات ساختاری زرد به تماشاگرش اطلاعات لحظه‌ای می‌دهد.

 

به طور مثال در سکانس های آخر نیکی به نهال می‌گوید که از ارتباط حامد و بهار خبر داشته( پس چرا در چند سکانس قبل آن رفتار را با بهار می‌کند) فیلمساز با این دیالوگ و نشانه‌های مقطعی کلیاتی را ترسیم می‌کند که تماشاگر هم این گونه روایت را هرچند غلط ولی می‌پذیرد، اما تماشاگر هوشمند می‌تواند حفره‌های فیلمنامه و ضعف فیلم را شناسایی کند حتی می‌تواند تشخیص دهد چند سکانس در فیلم یادآور فیلم‌های اصغرفرهادی است.

شاید اگر فیلمساز دقت بیشتری در فیلمنامه و شخصیت‌پردازی داشت زرد فیلم بهتری از آب در می‌آمد و می‌توانست برای مخاطب باورپذیر باشد.

 

 

 

شباهت به آثار فرهادی

 

تقریبأ چند سالی می‌شود که تعداد قابل توجهی از کارگردانان ما بعد از جایزه‌آوری آثار اصغر فرهادی در جشنواره‌ها و مراسم‌های بین‌المللی فیلم، به سمت ساخت آثاری می‌روند که سبک و سیاق تلخ و سیاه ساخته‌های فرهادی را دارد . فیلم زرد هم از این دسته مستثنا نیست مخاطب با دیدن چند سکانس آغازین این فیلم متوجه این موضوع می شود.

 

نمی‌شود در مورد خوب یا بد بودن الگو گرفتن یک هنرمند از هنرمند دیگر ایراد گرفت این یک واقعیت است، اما این الگوبرداری هر چند جایی برای بروز خلاقیت و دید های متفاوت باقی نمی‌گذارد اما اگر قرار است وجود داشته باشد حداقل باید با رعایت نکات اساسی همراه باشد.

 

برای مثال طبق نظر منتقدین در آثار اصغر فرهادی، اگر فرهادی تعداد زیادی پرسوناژ وارد فیلم خود می‌کند و برای هر یک بحرانی متصور می‌شود و گره های فیلمنامه اش را پیچیده و پیچیده تر می‌کند، قطعاً در پس این گره افکنی ها و مشکل تراشی‌ها اندیشه‌ای قرار دارد که حاصل آن بینش، فیلم‌هایی چون «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» می‌شوند و می‌تواند در نهایت این گره‌ها را برای مخاطب بگشاید اما در فیلم زرد  این‌طور نیست؛ در زرد کلکسیونی از بحران‌های مختلف وجود دارد که نه به سر و سامان می‌رسند و نه در نهایت گره اساسی از آن‌ها گشوده می‌شود بلکه این بحران‌ها و گره‌ها تنها از طرف فیلمساز مطرح می‌شوند.

 

این نوع از الگو برداری بدون رعایت مفاد منطقی از کارگردانان دیگر، نه تنها نمی‌تواند مخاطب هوشمند را جذب کند، بلکه باعث سردرگمی او می‌شود و تنها در جشنواره‌های خارجی آن هم در ساخته‌های اول کارگردانش خریدار پیدا می‌کند، نه در بین منتقدین و مخاطبین هنر دوست ایرانی.

 

 

فروش موفق در گیشه

 

فیلم زرد با توجه به حضور گسترده بازیگران نام آشنا و تبلیغات بسیار خوبش توانست مخاطب را در همان روزهای نخست اکران خود، به سینماها بکشاند و تا به حال فروش قابل قبولی داشته باشد.

 

زرد با توجه به اینکه اولین ساخته کارگردانش است اما توانست مخاطب را به سینما بکشاند و پای داستان خود بنشاند که خب این مطلب، برای سینمای ما که با بحران مخاطب روبرو است به نوعی موفقیت محسوب می شود.

 

البته در موفقیت گیشه این فیلم، عواملی چون انتخاب بازیگران مشهور، تیپ شخصیت پردازی‌ها و… هم تاثیرگذار بوده‌اند و می‌شود گفت زرد به نوعی بیشتر به فیلم‌های مخصوص فتح گیشه شباهت دارد تا فیلم معناگرایی که حرفی برای گفتن دارد.

 

 

 

سخن آخر

 

فیلم زرد داستان مشخص اما موقعیت‌های به ظاهر پیچیده‌ای دارد که باعث می‌شود مخاطب را به چالش بکشد ولی متأسفانه تصویری که در این فیلم از جوان نخبه ایرانی نشان داده می‌شود بسیار بی‌مایه و حتی می توان گفت بی‌وجدان است.

 

جوانان نخبه در فیلم زرد مرزهای اخلاقی و انسانی را اصلأ نمی‌شناسند و به تنها هدفی که فکر می‌کنند نجات خود و رفتن از این مملکت است و به خاطر این اهداف هر کاری می‌کنند.

 

این تصویر در مورد قهرمان به فیلم یعنی حامد هم به نوعی صادق است و منتها بی‌اخلاقی او شکل متفاوتی دارد وگرنه می‌شود گفت که سر و ته این جوانان یک کرباسند و ارزشی ندارند!

 

متأسفانه فیلم‌ساز برای ساخت فیلمش و مورد توجه قرار گرفتن آن تصویری سراسر مغشوش و بی‌مایه از جوانان نخبه نشان داده است، تصویری که مخاطب را به این فکر فرو می‌برد که چرا نگاه فیلم سازان ما به جوانان ایرانی تا این حد سیاه و بی‌انصاف است.

 

 

 

               تحریریه سایت باحجاب- فاطمه قاسم‌آبادی

 

 

پاسخ دهید