به مناسبت ۲۱ تیر، روز عفاف و حجاب

رضا پهلوی؛از سوغات منحوسِ ترکیه تا کشتار خونین مردم در صحن مسجد گوهر شاد

کامیون های نظامی برای حمل جنازه ها آماده می شدند به گفته یک شاهد عینی پنجاه و شش کامیون جنازه از مسجد بیرون بردند و حتی زخمیان را نیز همراه کشته شدگان در گودال دفن کردند....
21 تیر 1399

 

 

واقعه تاریخی قیام گوهرشاد، از وقایع مغفول مانده ایست که تنها بخشی از آن به صورت محدود منتشر شده است. در این واقعه شخصیت های بزرگی چون مرحوم آیه الله حاج اقای حسینی قمی، مرحوم آقازاده، مرحوم آقای کاشانی و جناب بهلول نقش کلیدی داشتند که منجر به قیام بزرگ و خونین گوهرشاد شد.

 

نقش شخصیت های مهمی همچون حاج آقا حسین قمی در این حادثه چنان مهم و پررنگ است که مقام معظم رهبری در بخشی از سخنان خود پیرامون قیام مسجد گوهر شاد می فرماید: “ببینید اصلاً قضیه ی مسجد گوهرشاد برای چه به وجود آمد؟ این را فراموش نکنیم. نکته ی محوری، مرحوم حاج‌آقا حسین قمی است‌”(هشتاد و دومین سالگرد حماسه گوهرشاد_۹۶/۴/۲۴)

 

 

به منظور روشن شدن عظمت این خیزش دینی (قیام گوهرشاد) ذکر بخش های مهم تاریخی و رویدادهای تلخ و ناگوار آن دوران، لازم و مناسب است.

 

 

 

 

در آن ایام اسلام زدایی و محو تدریجی مذهب و منزوی کردن علما از مهم ترین و اساسی ترین استراتژی سیاستمداران وقت انگلستان در برخورد با کشور ایران قرار گرفت و آنان در این زمینه از دو عنصر سیاسی و نظامی چون سید ضیاءالدین و رضاخان استفاده نمودند.

 

هنگامی که رضاخان در روز نهم آبان ۱۳۰۴ ش. به پادشاهی منصوب شد خود را مسلمان متعصب معرفی کرد، چون می دانست که در ایران ریشه عمیق مذهبی وجود دارد و پیمودن مسیر خلاف آن، موفقیت ندارد. اما به هنگام دستیابی به قدرت و رسیدن به سلطنت، بتدریج سیاست مذهبی گذشته خود را کنار گذاشت و به منظور ریشه کن کردن آیین مقدس اسلام از جامعه ایران، به سرکوبی و تضعیف علما و روحانیت پرداخت و به صراحت مذهب را منافی تمدن و تجدد معرفی کرد.(۱)

 

این در حالی رخ می داد که کوشش مرموزانه و مستمر فراماسونری و ماسونها در ایران برای ناتوان ساختن روحانیان نیز به یاری اش شتافت.(۲)

 

 

اقدامات رضاخان در حذف تدریجی اسلام 

 

رضاخان در مدت دوران سلطنت خود اقدامات به اصطلاح تجدد طلبانه ای را در جهت حذف تدریجی مذهب اسلام و روحانیان انجام داد که در ذیل به گوشه ای از آن عملکردها اشاره می کنیم :

 

 

۱.نظام وظیفه اجباری برای روحانیون (۳)

۲.حذف تاریخ قمری و جایگزینی تاریخ شمسی – که نشانه تهاجم وسیع و همه جانبه بر فرهنگ اسلامی بود – به بهانه ((عربی زدایی )) در ایران (۴)

۳.اختلاط دختر و پسر در مدارس (۵)

۴.جایگزینی محضرهای رسمی به جای محضرهای شرعی برای منزوی ساختن و طرد روحانیون (۶)

۵.بستن مساجد و جلوگیری از برپایی مراسم عزاداری

 

 

یکی از مورخان تاریخ معاصر ایران چنین می نویسد:
((به جای عزاداری، کاروان شادی (کارناوال ) در ایام عاشورا به راه انداختند و صنوف را مجبور کردند که در برپایی کارناوال پیشقدم شده، هر صنفی رسته خود را شرکت دهد. خوب به خاطر دارم در اواخر سلطنت پهلوی حرکت کارناوال (کاروان شادی ) مصادف بود با شب عاشورا، و در کامیون ها دسته جات رقاصه با ساز و آواز و پایکوبی و رقص، در شهر به گردش درآمده بودند. در عوض اگر احیانا افرادی از ذاکری با عبا و عمامه دیده شدند، تحت تعقیب قرار می گرفتند.))(۷)

 

 

 

 

۶.لباس متحدالشکل (۸)

یکی از اهداف رضاخان برای مبارزه با روحانیت اصیل از طریق محو تدریج لباس خاص اهل علم بود. با اجرای این طرح، نسبت به کسانی که عمامه داشتند سخت گیری های بسیار می شد. روحانیان نمی توانستند در معابر عمومی ظاهر شوند و ناچار بودند در خانه یا در مدرسه علمیه باقی بمانند، در غیر این صورت گرفتار پلیس می شدند.

 

 

 

 

 

۷. از کلاه پهلوی تا کلاه لگنی

از تاریخ ۱۳۰۷ش. کلاه یک لبه پهلوی با اعمال فشار دولت، متداول گردید، اما در خرداد ۱۳۱۴ ش کلاه یک لبه ناگهان به کلاه تمام لبه (شاپو) تبدیل گردید! می گویند این تبدیل کلاه از سوغاتی هایی بود که رضاشاه از مسافرت به ترکیه آورده بود، زیرا ترک ها هم پس از تغییر رژیم ((کلاه فنه )) را تبدیل به شاپو کرده بودند.(۹)
این اقدامات در پی توطئه ((اسلام زدایی )) از طریق اشاعه فرهنگ غرب و مقابله با هویت فرهنگی که با اصول اسلامی درآمیخته بود، صورت می پذیرفت.

 

 

 

 

۸. کشف حجاب
رضاخان در اجرای اهداف استعمارگران، اشاعه فرهنگ غرب را یکی از راه های مبارزه با اسلام و تضعیف آن در میان مردم می دانست. او پس از مسافرت به ترکیه به کشف حجاب شدت بیشتری داد و کلیه اقشار جامعه را به شرکت در مجالس جشن و سخنرانی مجبور کرد و آنها را مؤ ظف ساخت که به اتفاق همسرانشان در مراسم ها شرکت کنند.(۱۰)

 

 

 

 

 

امام خمینی (ره ) در این زمینه می فرماید: ((بهانه دومی که باز به تقلید از آتاتورک بی صلاحیت، آتاتورک مسلح ! غیرصالح، باز انجام داد قضیه کشف حجاب با آن فضاحت بوده. خدا می داند که به این ملت چه گذشت در این کشف حجاب. حجاب انسانیت را پاره کردند این ها. خدا می داند که چه مخدراتی را این ها هتک کردند و چه اشخاصی را هتک کردند… در بعضی از جشن ها (به اصطلاح خودشان ) آنقدر گریه کردند مردم، که اینها از آن جشن شاید اگر حیایی داشتند، پشیمان می شدند، یک رشته … .)) (۱۱)

 

 

رژیم رضاخانی رد اجرای این توطئه، به چند شهر بزرگ و مذهبی از جمله شهر مقدس مشهد و قم حساسیت بیشتری از خود نشان می داد زیرا در صورت موفق بودن اجرای این امر و وادار کردن زنان این دو شهر در پذیرش کشف حجاب، عملی شدن آن در سایر شهرها حتمی بود.

 

بر این اساس بیشترین فشار را بر شهرهای مذهبی وارد کردند. در نوروز سال ۱۳۰۶ش. همزمان با ماه مبارک رمضان، اعضای خانواده رضاشاه به طرز بسیار نامناسب و زشت وارد غرفه بالای ایوان آیینه حرم حضرت معصومه علیهاالسلام در قم شدند که با برخورد آیه الله شیخ محمد تقی بافقی مواجه گردید.(۱۲)

 

 

کشف حجاب در شهر مقدس مشهد نیز به سختی عملی می شد. آنان در این هتک حرمت کار را به جایی رساندند که زمینه تحولات بعد و قیام گوهرشاد گردید. استاندار خراسان در بخشی از گزارش عملکرد خود به دولت وقت چنین می نویسد: ((… در نظر است پس از خاتمه جشن ها، ورود صحن و حرم مطهر و بیوتات شریفه برای زن های با چادر قدغن شود. البته زوار خارجه که تذکره ارائه بدهند، مستثنی خواهند بود. فعلا دستور داده شد زن های با چادر را در ادارات دولتی و محاضر رسمی نپذیرند. امیدوارم بزودی موضوع تجرد نسوان در مشهد بکلی عملی شود.))(۱۳)

 

 

قیام خونین  گوهرشاد

 

علما و مجتهدان مشهد همچون حاج آقا حسسین قمی، سید یونس اردبیلی و میرزا محمد آقازاده جلسات متعددی برگزار کردند و توطئه حجاب زدایی و موضوع اجباری شدن کلاه بین المللی و برپایی جشن ها و مجالسی همچون جشن مدرسه شاپور شیراز را – که گروهی از دختران جوان با گیسوان نمایان به رقص و پایکوبی پرداخته بودند(۱۴) – مورد بحث و نقد قرار دادند. در یکی از نشست ها که در منزل حاج آقا حسین قمی برگزار گردید ایشان از اوضاع جاری مملکت و فشاری که بر اسلام وارد شده بشدت متاءثر و گریان می شوند و سپس می فرمایند: ((امروز اسلام فدایی می خواهد. بر مردم است که قیام کنند.))

 

 

 

 

در نهایت علما تصمیم می گیرند که حاج آقا حسین قمی در اعتراض به اقدامات رضاخان به تهران رفته ، با او صحبت کند. ایشان به قرآن تفاءل کرده، پس از خوب دانستن این اقدا ، برای سفر مصمم می شود و اعلام می کند که اگر رضاخان از اعمال غیر شرعی خود دست بر ندارد تا پای جان در انجام این مبارزه خواهد ایستاد.

 

 

آیه الله قمی ، در آخرین جلسه درس خود می فرماید: ((به عقیده من اگر پیشرفت این جلوگیری از خلاف مذهب، منوط به کشته شدن ده هزار نفر، که راءس آنها حاج آقا حسین قمی است باشد، ارزش دارد.))(۱۵) ایشان پیش از حرکت، پیامی برای رضاخان می فرستد وسبب حرکت خود را اعلام می دارد. قبل از حرکت، گروهی از مؤ منین مشهد از وی می پرسند که در ملاقات با شاه چه خواهید کرد؟ معظم له می فرماید: ((اول از او درخواست می کنم که از برنامه های غیراسلامی دست بردارد و اگر موافقت نکرد خفه اش می کنم .))(۱۶)

 

 

حاج آقا حسین پس از ورود به تهران (۲۹ ربیع الاول ۱۳۵۴) با قید استخاره ای راهی شهر ری شده، در باغ ((سراج الملک )) منزل کردند. مردم مؤمن و دین باور با حرکت خود به حضرت عبدالعظیم علیه السلام و دیدار با مرجع خود، آمادگی خویشتن را برای هر گونه جانفشانی و فداکاری اعلام نمودند. حضور گسترده دیدارکنندگان موجب وحشت و هراس دولت رضاخانی گردید و در نتیجه ظهر روز دوم ربیع الثانی ملاقات با آیه الله قمی ممنوع اعلام شد و محل اقامت ایشان به محاصره کامل درآمد. پس از گذشت چند روز از محاصره محل، فرستادگان رضاخان به دیدار حاج آقا حسین قمی آمدند و با لحن بی ادبانه اظهار کردند که : عرایض شما به سمع ملوکانه رسیده است.

 

 

ایشان با بی اعتنایی به آن ها فرمودند: ((من باید با شخص شاه ملاقات کنم .)) این در حالی بود که رضاخان به شدت از انجام این ملاقات واهمه داشت و از تحقق آن دوری می جست. خبر بازداشت حاج آقا حسین قمی به مشهد رسید و حال و هوای شهر را دگرگون ساخت. بسیاری از مردم مشهد در مسجد گوهرشاد اجتماع کردند و به سخنان وعاظ و خطبا چون شیخ محمد تقی بهلول ، شیخ محمد واعظ خراسانی ، شیخ عباسعلی محقق ، شیخ علی اکبر مدقق ، شیخ محمد قوچانی که در مذمت اقدامات رضاخان از جمله اجباری نمودن کلاه بین المللی و تبلیغ کشف حجاب، به ایراد سخن پرداخته بودند، گوش فرادادند.(۱۷)

 

 

روز چهاردهم ربیع الثانی ۱۳۵۴ گروه های مختلف مردم مشهد و روستاهای اطراف، به سوی مسجد گوهرشاد حرکت کردند تا به جمع مردم و روحانیون متحصن در مسجد بپیوندند، لیکن قزاقان رضاخان، با نواختن شیپور جنگ بی محابا به روی مردم آتش گشودند و حدود یکصد نفر را شهید و مجروح کردند. اما مردم مقاوم و صبور، با داس و چهارشاخ و بیل به مقابله برخاسته، به حرکت خود ادامه دادند و پس از عقب راندن قزاق ها، به طرف مسجد سرازیر شدند. حضور زنان مسلمان در این قیام بسیار چشمگیر است.

 

 

 

 

با درخواست آنان چادری در مسجد پیرزن که در وسط صحن مسجد گوهرشاد واقع بود، زده شد و آنان در آنجا مجتمع گشتند. نیمه های شب یکشنبه نیروهای قزاق پس از دستور رضاخان به فرماندهی سرهنگ ایرج مطبوعی در نقاط حساس مسجد گوهرشاد و اطراف آن مستقر شدند. مسلسل های سنگین را بر بامهای مشرف به حیاط مسجد قرار داده سپس حمله را آغاز کردند و هنگامی که سپیده صبح زد بیش از دو هزار (تا پنج هزار) شهید در مسجد گوهرشاد و در صحن و دالانهای مسجد در خون غلتان بودند.

 

کامیون های نظامی برای حمل جنازه ها آماده می شدند. به گفته یک شاهد عینی، پنجاه و شش کامیون جنازه از مسجد بیرون بردند و حتی زخمیان را نیز همراه کشته شدگان در گودال دفن کردند. پس از این حادثه خونبار، رضاخان زمینه اخراج حاج آقا حسین قمی را فراهم کرد و ایشان را به عتبات مقدس تبعید کرد.(۱۸)

 

 

 

 

 

تهدید به اعلام جنگ

پس از تبعید خفت بار رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ ش. ایران شاهد گسستن رشته های پوسیده اختناق گردید. آیه الله حاج آقا حسین قمی از این فرصت پیش آمده استفاده کرد و به قصد زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه السلام و به منظور پیگیری اقدامات گذشته خود آماده سفر به ایران شد و به ایران بازگشت. ایشان در شهر مشهد پیامی به دولت مخابره کرد و پیشنهادهای ذیل را مطرح نمود: لغو کشف حجاب ، انحلال مدارس مختلط، برپایی نماز جماعت و تعلیم قرآن و درس دینی در مدارس، آزادی حوزه های علمیه ، کاهش فشار اقتصادی از دوش طبقه ضعیف ، تلاش برای تعمیر قبور ائمه بقیع علیهم السلام .(۱۹)

 

بعد از گذشت چند روزی از ارسال پیام، حاج آقا حسین قمی به تهران آمده، متوجه می شود که دولت تصمیم ندارد به خواسته های ایشان ترتیب اثر دهد. بر این اساس ، به طور علنی با دولت اعلام جنگ می کند. طبقات مختلف مردم و علما به حمایت از درخواست های مرجع بزرگوار خود برمی خیزند. دولت با ملاحظه این خیزش عمومی و از سویی ایستادگی آن مرد الهی ، سرانجام مجبور به عقب نشینی می شود و در تاریخ دوازدهم شهریور ۱۳۲۲ ش. پیشنهادهای ایشان را می پذیرد.(۲۰) پس از آن آیه الله حاج آقا حسین قمی که ثمره تلاش های ده ساله خویش را نظاره می کند راهی کربلا می شود.

 

 

این تنها بخشی از حوادث روزهای تلخ حکومت دیکتاتوری رضاخان بود و رنج و سختی های که مردان و زنان آن روز برای حفظ دین و شرف و غیرت خود تحمل کردند در این مقال نمی گنجد.

 

در حقیقت حجابی که امروز بازیچه دست برخی شده است، همان حجابی است که روزگاری برای حفظ آن خون ها ریخته شده، حفظ حجاب این هدیه الهی و ریشه حفظ بنیان خانواده باید همچنان اصلی باشد که همه به آن پایبند باشند و برای آن تلاش کنند.

 

 

 

تحریریه سایت باحجاب _حانیه فرجی

 

 

 

پی نوشت:

۱- تاریخ معاصر ایران ، ص ۱۴۴؛ قیام گوهرشاد، سینا واحد، ص ۲۰؛ تاریخ بیست ساله ایران ، حسین مکی ، ج ۱، ص ۱۱۵٫
۲- نهضت امام خمینی ، سید حمید روحانی ، ج ۳، ص ۷۷٫
۳- تاریخ سیاسی معاصر ایران ، سید جلال الدین مدنی ، ج ۱، ص ۱۱۸٫
۴- قیام گوهرشاد، ص ۳۱٫
۵- همان ، ص ۳۳٫
۶- تاریخ سیاسی معاصر ایران ، ج ۱، ص ۱۱۹٫
۷- تاریخ بیست ساله ایران ، ج ۴، ص ۱۹٫
۸- واقعه کشف حجاب ، ص ۵۰٫
۹- قیام گوهرشاد، ص ۳۲٫
۱۰- تاریخ بیست ساله ایران ، ج ۶، ص ۱۵۳٫
۱۱- صحیفه نور، ج ۱، ص ۲۶۸٫
۱۲- مجاهد شهید آیدالله حاج شیخ محمد تقی بافقی ، محمد رازی ، ص ۲))
۱۳- واقعه کشف حجاب ، ص ۱۹۰، سند شماره ۱))
۱۴- حاج آقا حسین قمی (قامت قیام ) ص ۱۰۵٫
۱۵- مجله نور علم ، شماره اول ، سال دوم ، ص ۸۴٫
۱۶- عنصر فضیلت و تقوا، ص ۴۳٫
۱۷- قیام گوهرشاد، ص ۱۶۱٫
۱۸- اسرار ۲، مایس ۱۹۴۱ اوالحرب العراقیه الانگلیزیه ، یونس بحری ، ص ۱۴٫
۱۹- نهضت روحانیون ایران ، علی دوانی ، ج ۲، ص ۱۶۲؛ ناگفته ها، شهید عراقی ، ۱۹٫
۲۰- مجله نور علم ، شماره اول سال دوم ، ص ۸۹٫

 

 

دیدگاهتان را بنویسید