رعایت حیا، شُکر عملی و تجلی بندگی خداوند

انسان های با حیا نه تنها در پیشگاه پروردگار از انجام اعمال خلاف و ناپسند پرهیز می کنند بلکه صحنه زندگی را محضر خدا می دانند و در بین خانواده و اجتماع به رعایت این ویژگی پای بندند...
28 تیر 1399

 

 

هدف از خلقت، عبودیت و بندگی و رسیدن به مرتبه کمال و استفاده از رحمت بی پایان الهی است و تجلی بندگی و عبودیت باید در تمام شئون زندگی انسان نمایان باشد، از بارزترین خصلت هایی که عبد باید سر لوحه زندگی خود قرار دهد، عفت پیشگی و رعایت حیا و آزرم در زندگی است و از مشخصه های مؤمن، عفت و پاکدامنی است که قرآن بدان سفارش کرده و اولیای الهی بر رعایت آن تأکید نموده اند.

 

 

حیا یکی از خصلت های آدمی که خداوند زمینه های آن را در نهاد تمامی انسان ها قرار داده است، که هر فردی می تواند با کوشش و مجاهدت به آن دست یابد. این خصلت آثار ارزشمندی در عرصه های گوناگون اجتماعی دارد.

 

 

استحکام روابط جمعی و خانوادگی، بهره گیری شایسته از نیروهای کارآمد بر پایه احکامی چون رعایت حجاب و عفاف، اصلاح روابط صحیح زن و مرد و کنترل نگاههای حرام، جویبارهایی هستند که از کوهسار حیا سرچشمه می گیرند. انسانی که به این خُلق نیکو و صفت شایسته دست یافته، کلید بسیاری از خوبی ها را به خویشتن اختصاص داده است. حضرت علی(ع) فرمود: «الحیاء مفتاح کل خیر.»(۱) و در جای دیگری امام(ع) فرمودند: «خردمندترین مردم، باحیاترین آنهاست.»(۲)

 

 

مفهوم حیا

 

واژه شرم و آزرم را می توان در فارسی به جای حیا قرار داد. در برخی منابع، اجتناب نفس از اموری که هراس، ملامت و مجازات را به دنبال دارد، حیا نامیده اند که دو نوع است: نفسانی و ایمانی. نوع اول را خداوند در تمامی آحاد بشر قرار داده است. ایمان، اصولاً شرمی است که مؤمن به جهت خوف از پروردگار، از ارتکاب معصیت پرهیز می نماید.

در تأیید این مطلب امام سجاد(ع) فرمود:

«از خدا بترس، به سبب قدرتی که بر تو دارد و از او شرم کن، به جهت نزدیکی اش به تو.»(۳)

برخی از مفسّران معاصر خاطرنشان نموده اند این واژه از حیات گرفته شده است، زیرا بر اثر شرم و احساس قُبح امکان دارد تغییری در روند زندگی آدمی پدید آید، مانند حالتی که در چهره و گونه های افراد بر اثر این خصلت پدید می آید.

 

 

از پاره ای روایات استفاده می شود که انسان وقتی مرتکب گناهی شود و از آن استغفار نماید و با یادآوری حالت معصیت شرمسار گردد خداوند وی را می آمرزد و سیئاتش را به حسنات تبدیل می کند. بنابراین حالت روانی پس از توبه، شکلی از حیاست. حیا برخاسته از عزت نفس و بیداری وجدان است که با فروغ آن انسان از منکرات و پلیدی ها ناراحت می شود، اما در حالت بی حیایی آنچنان گستاخ می گردد که در برابر پروردگار دست به عصیان می زند. آفاتی چون خودخواهی و تکبر، بی حیایی را در انسان تشدید می نماید.

 

 

زندگی سعادت آفرین برای بشر در سایه شناخت پروردگار و عمل به دستورهای جاودانی اسلام به دست می آید. از آنجا که حیا صفتی است در نهاد انسان که با کسب ایمان و تلاشی مطلوب به شکوفایی می رسد، ائمه معصومین(ع) در توصیه های خویش به رعایت حیا همراه با ایمان به خدا تأکید نموده اند. صفت حیا با ایمان، مقبول تر و ایمان با حیا پسندیده تر است. رسول خدا(ص) فرمود:«ایمان پیکری است برهنه که لباسش حیاست.»(۴)

 

 

اگر حیا از میان افراد اجتماع رخت بربندد، ایمان آنها نیز دستخوش دگرگونی و بی ثباتی می گردد و نه تنها اثرات سوء آن، حلقه اتصال بنده با خدا را می ساید بلکه زشتی ها و رذیلت های بی حیایی چونان تبری روابط سالم اجتماعی را می گسلد. پیامبر اکرم در چگونگی شرم و حیا از خداوند متعال می فرماید: «از خداوند آن طور که شایسته است شرم کنید و حیا داشته باشید. هیچ کدام تان نخوابید مگر آنکه مرگ را پیش رو ببیند و سرش و آنچه را در آن است (چشم و گوش) از معصیت حفظ کند و شکمش و آنچه را در آن است (از مال حرام) نگه دارد و به یاد گور و پوسیده شدن در قبر باشد. هر که آخرت را بخواهد باید به زر و زیور آن آراسته گردد.»(۵)

 

 

صاحب حیا وجودش خیر و نیکی است زیرا در اثر شرم از پروردگار، نفس خویش را به معصیت آلوده نمی کند و به واسطه حیا از خدا به انسان ها شر و بدی نمی رساند و به حقوق شان تجاوز نمی کند. مسلح شدن به سلاح حیا، مصونیت از امراض روحی و روانی را برای آدمی به ارمغان می آورد و او را در پیمودن پله های سعادت و رستگاری یاری می رساند.

 

 

پیشوایان دینی برای حیا درجاتی قائل شده اند.

پیامبر اکرم(ص) برای حیا پنج درجه ذکر کرده است:
۱ـ پایین ترین مرتبه حیا که مربوط به عوام الناس است و مانع گناه می گردد.
۲ـ حیای تقصیر، به این معنا که شخص، شرم می کند مرتکب عملی گردد که مقصر واقع شود.
۳ـ حیای کرامت، که به سبب بزرگواری و عزت حق، از ارتکاب خلاف جلوگیری کند.
۴ـ حیای محبت، که ناشی از تابش شعاع محبت الهی بر قلب انسان است و اجازه مخالفت با حق را نمی دهد.
۵ـ حیای هیبت، که علت آن خشیت از خالق جهان است.(۶)

 

 

امام صادق(ع) در رهنمودی، حیا را چنین تقسیم بندی فرمود: «حیا دو نوع است؛ حیای عقل که انسان را از گفتن و ارتکاب خلاف باز دارد و حیای جاهلانه (احمقانه) که انسان را از تکامل و پیشرفت باز دارد.»(۷)

 

حیای مطلوب و پسندیده، حیای عقل (صادق) است و حیای مذموم، حیای جهل (کاذب) می باشد. کسی که چیزی را نمی داند و فراگیری آن از نظر عقل و شرع لازمه زندگی است، اگر دچار شرم و خجالت باشد و نپرسد، مبتلا به حیای جهل است. بنابراین کوتاهی در دستیابی به علم و اطلاعات پذیرفته نیست و چه بسا به جهت این سستی، در عالم آخرت مورد مؤاخذه و مجازات قرار گیرد. حیا از انجام معصیت و یا هر عمل زشتی، فضیلت است اما حیا در فراگیری احکام دینی، رذیلت است.

 

 

آقای عباس پسندیده در مقدمه کتاب پژوهشی در فرهنگ حیا درباره حیا نوشته است:

مهار نمودن خود و تنظیم رفتارها ، افکار و هیجان‏ها ، از ارکان بنیادین موفّقیت بشر ، چه در بُعد شخصى و چه در بُعد اجتماعى است، چرا که بدون آن نمی ‏توان به اهداف والاى انسانى دست یافت. مهار کردن و تنظیم، از یک دیدگاه به دو بخش بیرونى و درونى تقسیم می شود و بهترین و مؤثّرترین نوع آن، مهار کردن و تنظیم درونى است و در واقع موضوع «خودنظم ‏دهى» در این نوع آن، معنا می ابد. انسان به نیرویى درونى نیاز دارد تا افکار، احساسات و رفتار او را مهار کند و به آن ها نظم دهد. این مفهوم، در ادبیات دینى ذیل عنوان «تقوا» مطرح می ‏شود. تقوا، عنوانى کلّى ، جامع و فراگیر است که همه عوامل مهار کردن و تنظیم خود را شامل می شود. در فرهنگ دینى، مجموعه ه‏اى از عوامل مهارکننده و نظم‏ دهنده وجود دارند که هر کدام، ویژگى خاصّ خود را دارند و به نوعى این کنترل را اِعمال می کنند.

 

 

 

یکى از مهم‏ ترین عوامل خودنظم دهى که دین معرّفى می کند، «حیا»ست از دیدگاه اسلام، حیا در نظام تربیتى انسان از جایگاه والایى برخوردار است. در بحث انسان‏ شناسى، اخلاق در درجه نخست اهمّیت قرار دارد که در بردارنده عناصر بسیارى است. در میان این مجموعه عناصر، برخى از عوامل، امتیاز و برترى ویژه‏اى نسبت به دیگر عوامل دارند که اصطلاحا «مکارم اخلاق» نامیده می ‏شوند»

 

 

حیا و عفت مکمل یکدیگرند

 

واژه عفت و حیا اکثرا در کنار هم به کار می روند و در انجام یک عمل پسندیده و یا ترک یک کار نادرست، لازم و ملزوم یکدیگرند. استمرار حیا آدمی را به عفت و پاکدامنی سوق داده و از زشتی ها و پلیدی ها حفظ می کند. عفت نفس، انسان را از ارتکاب گناهانی چون خوردن مال حرام (عفت شکم) و فحشا (عفت جنسی) و فحش و دشنام (عفت زبان) باز می دارد، در حالی که حیا حالتی موقت است که به هنگام روبه رو شدن با یک صحنه خلاف و گناه به انسان دست می دهد. لغت شناس معروف، راغب اصفهانی، می گوید: عفت حالتی است در نفس که آدمی را از غلبه شهوت مصون می دارد و بیشترین خودداری مربوط به شهوت فرج و شکم است. بنابراین اصل عفت، پرهیز از گرایش های حرام بخصوص در زمینه های جنسی و مالی می باشد.(۸)

 

 

از مشخصه های مؤمن، عفت و پاکدامنی است که قرآن بدان سفارش کرده و اولیای الهی بر رعایت آن تأکید نموده اند. مردی به امام باقر(ع) عرض کرد: من کم کارم، عملم در عبادت ضعیف است و روزه مستحبی کم می گیرم ولی امیدوارم جز حلال نخورم. حضرت فرمود: چه عبادتی بهتر از اینکه آدمی در امور مربوط به شکم و فرج عفیف باشد.(۹)

 

 

مصادیق حیا و عفت

 

با نظر به زندگی اولیای دین و انسان های با تقوا در می یابیم که داشتن حیا و عفت تا چه اندازه در نیل به کمالات انسانی و تقرب به پیشگاه الهی تأثیرگذار بوده و کسب این شایستگی، آنان را به مقامات عالی و دوستی پروردگار رسانده است تا جایی که نفس شان به دم الهی مسیحا گشته و به موجب پرهیز از حرام و عفت ورزی، صاحب باطنی پاک و بصیرتی نیک شده و در پهنه عالم به برکت حضور و وجود آنها، انسان های بسیاری از شعاع انوار ملکوتی بهره مند شده و از رنج و عذاب رهایی یافته اند. نمونه بارز عفت و حیا را می توان در زندگی حضرت یوسف(ع) مشاهده کرد.

 

 

در قرآن کریم آمده است که همسر عزیز مصر در بیان علت زندانی کردن یوسف گفت: من از او تقاضای مراوده کردم و او عفت ورزید، پس او را زندانی کردم. هنگامی که یوسف این سخن را شنید دست به دعا برداشت و بیان داشت: پروردگارا! رنج زندان را خوش تر از عمل زشتی می دارم که مرا به آن دعوت می کنند.(۱۰)

 

 

انسان های با حیا نه تنها در پیشگاه پروردگار از انجام اعمال خلاف و ناپسند پرهیز می کنند بلکه صحنه زندگی را محضر خدا می دانند و در بین خانواده و اجتماع به رعایت این ویژگی پای بندند. کسی که از خدا شرم نکند از دیگران نیز حیا نمی کند.
رفتارهای حاکی از حیا، برجسته ترین نکات زندگی پیامبر خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) می باشد.

 

 

حیا و عفت در نگاه

 

در قرآن کریم برای رعایت مصالح فردی و اجتماعی مردان و زنان، وظیفه مشترکی وضع شده که مربوط به نگاه است. این تدبیر به تعدیل غریزه جنسی و حفظ حیا و پاکدامنی کمک می نماید. خداوند در آیات ۳۱ و ۳۰ سوره نور از مردان و زنان می خواهد که در برخورد با یکدیگر چشم ها را ببندند و سر را به زیر اندازند، زیرا این کار برای پاک ماندن آن ها لازم است. در آیات فوق، کلمه «یغضوا» و «یغضضن» که خطاب به مردان و زنان است از ریشه لغوی «غضّ» به معنای کاهش دادن نگاه گرفته شده است. عبارات «غض بصر»، «غض نظر» و «غض طرف» در متون دینی اشاره به کم کردن نگاه دارد.

 

 

کاهش در نگاه، حیا را به دنبال دارد و اگر انسان این رفتار را انجام ندهد و چشم خویش را آزاد گذارد تا هر شخصی و هر صحنه نادرستی را مشاهده کند، به دنبال نگاه، دل به انحراف کشیده می شود که ممکن است خطرات و عوارض جبران ناپذیری را به وجود آورد.

امام صادق(ع) فرمود:
«نگاه های پیاپی، شهوت را در دل می کارد و برای بیننده، فتنه و لغزشگاه خواهد بود.»(۱۱)

 

 

در کلام قرآن و احادیث معصومین(ع) دستور عملی نسبت به نگاه داده شده و آن ترک نگاه حرام است که اولین فایده آن پاکدامنی و عفت می باشد. نگاه های آلوده، سلامت و سعادت جامعه را تهدید می کند و بر روابط معقول و مطلوب بین افراد اثرات نادرستی به جای می گذارد. از این رو راهنمایان دین به زنان و مردان توصیه کرده اند به نامحرم ننگرند و با چشمی دریده و ناسالم آرامش و امنیت را از انسان ها سلب نکنند.

 

 

امام صادق(ع) در این باره می فرماید: «با پدران تان نیکی کنید تا به شما پسران تان نیکی کنند و از زنان چشم پوشی کنید (نسبت به زنان عفیف باشید) تا مردم از زنانتان چشم بپوشند (در باره زنان شما عفت ورزند).»(۱۲)

 

 

حیا و عفت در پوشش

 

در فرهنگ اسلامی حیا و عفت به عنوان یک خصلت انسانی مبنای روابط زن و مرد است. پوشش و متعلقات آن در راستای حفظ و رشد این ویژگی ارزنده قرار دارد و منع از تبرّج و نگاه حرام با این هدف صورت گرفته است. قرآن کریم در داستان آفرینش آدم و حوّا به تلاش آن ها برای ستر عورت اشاره می کند که ناشی از کشش فطری و درونی به حیاست. با مرور تاریخ زندگی انسان های پیشین و آثار به جا مانده از کتیبه ها و نقاشی ها در می یابیم که علت اصلی اختیار پوشاک، سرما و گرما نبود، بلکه داشتن حیا دلیل اصلی پوشاندن شرمگاه بوده است.

 

 

مسئله پوشش، قبل از اسلام و ادیان مختلف رایج بوده ولی حد و مرز آن توسط اسلام تعیین شده است. پوششی که در قالب حجاب وضع گردیده، عامل نیرومندی برای حفظ عفت و حیاست. اگر وظیفه پوشش، بیشتر به زن تعلق گرفته، از این روست که ملاک آن مخصوص زنان می باشد زیرا آن ها بیشتر به خودنمایی و جلوه گری تمایل دارند، بر خلاف مردان که به نگاه کردن و چشم چرانی گرایش دارند.

 

 

بنابراین حفظ حیا و پوشش وظیفه ای است که زنان و مردان باید بدان گردن نهند زیرا بی توجهی و غفلت یک قشر می تواند زمینه سوء استفاده و تخریب روابط سالم اجتماعی را فراهم کند.علاوه بر پوشش، نوع رفتار و برخورد زنان و مردان در جامعه قابل توجه است. سخن گفتن از روی ناز و کرشمه که دل مردان را وسوسه کند و موجبات فساد را فراهم نماید، از طرف شارع مقدس منع شده است.

 

وقار در سخن و حیا در کلام، حکمی است که از طرف خداوند به زنان پیامبر فرمان داده شده:
«مواظب باشید در سخن، نرمش زنانه و شهوت آلود به کار نبرید که موجب طمع بیماردلان گردد. به خوبی و شایستگی سخن گویید.»(۱۳)

 

 

ریشه بسیاری از مشکلات و نابسامانی های افراد بشر فقدان و یا ضعف حیا و عفت است، زیرا این فضیلت ارزنده در به وجود آوردن زندگی سالم و شاداب و به دور از تنش های اخلاقی و اجتماعی تأثیرگذار است. هر کجا حضور حیا و عفت کمرنگ شده انسان دچار خسران گردیده، نه تنها از پیشرفت واقعی عقب مانده بلکه غمی سنگین و ندامتی همیشگی وجودش را احاطه کرده است. با یادآوری، شناخت و عمل به این فضیلت فراموش شده، گرفتاری های بشر امروزی حل می گردد و قفل های بسته گشوده می شود و به دام افتادگان هوا و هوس در سایه عفت و حیا طعم شیرین آزادی و بندگی پروردگار را خواهند چشید.

 

 

گر حیا نبود، بیفتد رسم عصمت از میان

ور حجابی در میان است، از تقاضای حیاست

 

 

تحریریه سایت باحجاب_حانیه فرجی

 

 

پی نوشت:
۱ ـ غررالحکم، ج۱، ص۹۳٫
۲ ـ همان، ج۲، ص۳۸۰٫
۳ ـ بحارالانوار، ج۷۱، ص۳۳۶٫
۴ ـ مشکاه الانوار، ح۱۳۹۱٫
۵ ـ همان، ح۱۳۹۰٫
۶ ـ مصباح الشریعه، ص۴۰۳٫
۷ ـ بحارالانوار، ج۷۱، ص۳۳۱٫
۸ ـ معارف و معاریف، سیدمصطفی حسینی دشتی، ص۳۹۴٫
۹ ـ اصول کافی، ج۴، ص۲۴۳٫
۱۰ ـ یوسف، آیات ۳۳ ـ ۳۲٫
۱۱ ـ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۴۰٫
۱۲ ـ خصال شیخ صدوق، ص۴۴، ح۷۵٫
۱۳ ـ احزاب، آیه ۳۲٫

 

 

دیدگاهتان را بنویسید