پرونده حجاب استایلرها

گرایش حساب شده یا چشم و گوش بسته به سمت مدگرایی؟!

05 مرداد 1399

 

 

خیابان هفتم تیر؛ فروشگاه بزرگ مانتو غرق در مشتری های ماسک زده ای است که سعی می کنند با دستکش مرغوبیت اجناس را تشخیص بدهند. بیشتر خریداران دختران نوجوان و جوانی هستند که میان آن همه تنوع مانده اند کدامیک را انتخاب و پِرو کنند.‌

 

 

مانتوها تقریبا یک شکل هستند انگار از روی یک الگو همه را بریده اند و فقط تفاوت رنگ است که آنها را از هم تمیز می دهد. اما مشتری ها مخصوصا آنهایی که کم سن و سال ترند کمتر به این موضوع توجه می کنند، یکی از میان آنها نت تلفن همراهش را باز و بعد صفحه اینستاگرام را بالا و پایین می کند و یکی از تصاویر را به مادرش نشان می دهد انگار کشف بزرگی کرده، مانتو را از روی رگال برمی دارد و می رود تا امتحانش کند.‌

 

 

این تنها گوشه ای از روایت این روزهای بازار خرید لباس و خریداران است، بازاری که می توان آن را در تسخیر مدسازان مجازی و حقیقی دانست و البته خریداران جوان و نوجوان هم بدون در نظر گرفتن بسیاری از مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی به آن تن می دهند.‌

 

 

مد به عنوان پدیده ای اجتماعی مختص جامعه و فرهنگ خاصی نیست و پیدایش و افول آن پنج مرحله آفرینش، معرفی مد، تبلیغ مد، تولید انبوه و تقاضای جدید را سپری می کند. علل گرایش جامعه بانوان به مد از رویکردهای مختلفی قابل تبیین است از نظر روانشناسان نیاز انسان ها به زیبایی و خودنمایی زمینه مدگرایی را در افراد فراهم می کند اما جامعه شناسان مقولاتی مثل الگو و فرهنگ مصرف، سبک زندگی، رهبران مد، بدن آگاهی را در تبیین گرایش به مد مطرح می کنند البته این نکته نیز قابل طرح است که پدیده مد با طبقه اجتماعی-اقتصادی افراد، نقش رسانه های جمعی، فرایند جهانی سازی و نظام سرمایه داری مرتبط است.‌

 

 

پدیده مد با تبرج رابطه تنگاتنگی دارد. میل به دیده شدن سبب می شود اداره کنندگان صنعت مد و لباس در کمپانی های بزرگ و کوچک نسبت به تولید ذائقه اقدام کنند اما مصرف کنندگان که عموما از میان جامعه جوان و نوجوان هستند در فرایندی نسبتا پیچیده مسحور طراحی ها می شوند و به جرأت می توان گفت به شکلی چشم و گوش بسته آماده پذیرش آن خوراکی می گردند که طراحان آن را ارائه می کنند. به نظر می رسد بخش عمده ای از این بدپوشی های خیابانی ناشی از فقدان آگاهی در زمینه فرهنگی و اجتماعی و موقعیتی است.‌

 

 

نکته قابل توجه در جلب توجه زنان و دختران ایرانی به پدیده مد باید از زاویه دیگری نیز نگریسته شود. بدون شک بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در طی دهه های گوناگون تا امروز، جامعه ما درگیر مسائل ضدفرهنگ نظیر تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی و جنگ نرم شده است. ‌

 

 

تبلیغ هژمونی فریب برای تغییر ذائقه زنان ایرانی و مسلمان بیش از هرچیز در حوزه حجاب و پوشش مورد نظر و توجه دشمن و عوامل آن قرار داشته و این درحالی است که پیچیدگی های جدید جامعه نیز مزید بر علت شده و چالش های متعددی را در حوزه مسائل فرهنگی و اجتماعی زنان ایجاد نموده که بعضا ساختار فرهنگی نامتناسب و نامأنوس با آموزه های اسلامی، فقدان الگوی فرهنگی مطلوب و تقابل با عوامل هم عرض جامعه را در پی داشته است.‌

 

 

در این میان اما پدیده استایلرهای حجاب جای تحلیل و بررسی بیشتری دارد. عده ای که به نام و حمایت از حجاب این واجب الهی در پوشش چادر و در قالب مزون های لباس زنان در حال ارائه الگویی جدید به زنانی هستن که حجاب را برگزیدن… الگوی که در آن میتوان ارایش چهره داشت و مزین به لباس های شد که عین تبرج و جلوه گری است، تبرجی که با پوشش به نام چادر این حجاب برتر سعی در پنهان کردن آن دارند، پنهان کردنی از جنس دُم خروس و حجاب داشتن با رعایت استانداردهای مد و به روز کشور!!!

 

 

در حقیقت مجموعه ای از این سلسله مسائل باعث گرایش چشم و گوش بسته به مد شده است و از همین حیث است که گاهی شاهد پوشش و آرایش های عجیب و غریب در سطح جامعه هستیم این پوشش ها اصولا با فرهنگ اجتماعی و خانوادگی ما در تضاد جدی است اما فرد به واسطه اینکه این پوشش مد شده است از آن استفاده می کند در چنین شرایطی تلنگر هویتی به جامعه می تواند کارساز باشد این امر از طریق متولیان فرهنگی و با نگاه به پیشینه ایرانی-اسلامی و احیاء هویت زن مسلمان ممکن خواهد شد .‌

 

 

البته استفاده از شیوه های نوین برای احیاء فرهنگی و بهرمندی از ابزارهای رسانه ای تازه، استفاده از ظرفیت آموزش و پرورش و آموزش عالی بدون ایجاد اجبار اجتماعی که منجر به هنجارگریزی می شود نیز نباید از نظر دور بماند در کنار این موارد طراحی لباس مناسب و تبلیغ صحیح و طی نمودن فرایند مدسازی می تواند بخش وسیعی از نیاز جامعه زنان را به تهیه پوشاک زیبا و در عین حال عفیفانه پاسخ گوید.‌

 

 

 

 

تحریریه سایت باحجاب _نفیسه زارعی

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید