زنی که دیدن خواب شهید حججی مسیر زندگیش عوض شد

۳۲سال سن دارم و خدا را شکر می‌کنم که امروز می‌توانم بگویم که یک محجبه هستم؛
29 آبان 1396

به گزارش باحجاب، همواره در اطراف خود خبرهایی از تغییر مسیر زندگی برخی افراد شنیده‌ایم که حتی در باورمان نیز نمی‌گنجد؛ این گزارش قصه زندگی زنی‌ است که با دیدن شهید محسن حججی در عالم رؤیا، صراط زندگی‌اش به‌ کلی تغییر یافت.

 

چند صباحی است که در رسانه ملی نیز با پخش برنامه «از لاک جیغ تا خدا» با چنین افرادی آشنا می‌شویم؛ سوژه مطلب پیش‌رو نیز یکی از همان موارد جذاب و خواندنی است.

 

مشروح صحبت‌های این بانو را در زیر می‌آوریم.

 

* همسرم بی‌غیرت نبود

 

در گذشته ظاهرم به‌ گونه‌ای بود که از پوشش ظاهری خوبی برخوردار نبودم و می‌توانم بگویم به معنای واقعی یک بدحجاب بودم.در پوششم از رنگ‌بندی‌های متنوع استفاده می‌کردم، به‌ گونه‌ای که جذاب و مورد پسند دیگران باشد، همواره با خود می‌گفتم داشتن حجاب، هنر نیست، اگر این گونه در جامعه حاضر شوند و با وجود نگاه‌های هیز نامحرمان در امان بمانند، این هنر است.

 

همسرم راضی به این پوشش نبود و واقعاً ناراحت بود، این من بودم که به او تحمیل می‌کردم که بدحجاب باشم، شوهرم بی‌غیرت نبود اما از درون می‌شکست.

 

* باحجاب‌ها را به سُخره می‌گرفتم

 

۳۲سال سن دارم و خدا را شکر می‌کنم که امروز می‌توانم بگویم که یک محجبه هستم؛ حالا هم وقتی  بد‌حجابی‌ها را می‌بینم به خودم جرأت نمی‌دهم کسی را نصیحت کنم یا عقایدم را به او تحمیل کنم.دو پسر ۱۴ و ۱۶ ساله دارم که حاضر نمی‌شدند در جمع‌ها همراهم باشند و یک دختر ۳ ساله دارم که لباس‌هایش را با خودم سِت می‌کردم و ناخواسته عقایدم به او تحمیل می‌شد.همیشه فکر می‌کردم حجاب عقب‌ماندگی و تحجر است و باحجاب‌ها را به سُخره می‌گرفتم؛ الان خودم به درد آنها دچار شدم و بعد از باحجاب شدن مورد تمسخر قرار می‌گیرم.روزی که می‌خواستم محجبه شوم، حقیقتاً خجالت‌زده بودم که این ناشی از حال و روز گذشته‌ام بود.فروشنده لوازم‌التحریر هستم، بعد از اینکه باحجاب شدم برخی از آشنایان مرا نمی‌شناختند، واقعاً حجاب به سلاحی برای حفظ من تبدیل شد.

 

* شب چهارم محرم

 

در محرم امسال، اتفاقی، مسیر زندگی مرا تغییر داد، هیچ شناختی نسبت به شهدای مدافعان حرم نداشتم و بر این باور بودم که آنها خودخواه هستند که از خانواده خود می‌گذرند تا در کشوری دیگر کشته شوند؛ تا اینکه شبی به یکی از شهدای مدافع حرم وقتی در حال ذبح او بودند، توهین کردم.شب چهارم محرم در عالم خواب دیدم چند تا خانم محجبه، چادری را به من هدیه کردند، حیران از خواب برخاستم، دوباره به خواب رفتم، باز هم همان خانم‌ها را دیدم که مقنعه سرم گذاشتند و پیشانی مرا بوسیدند، نسبت به این کارشان معترض شدم، باز هم از خواب بلند شدم، رفتم خواب را برای همسرم تعریف کنم اما شنیده بودم که خواب بد را تعریف نمی‌کنند.خوابیدم تا اینکه صبح از خواب بیدار شدم اما باز هم متقاعد نشدم که این خواب بد را برای کسی تعریف کنم.

 

* صبح روز پنجم محرم

 

ساعاتی از صبح نگذشته بود که باز هم خواب به سراغم آمد، این‌بار در خواب، شهید مدافع حرم محسن حججی که پرچمی به دستش بود را دیدم، خودش را معرفی کرد و گفت: آرزویم شهادت بود، من سرم رفت تا روسری‌ات نرود، اگر حجابت را رعایت کنی نزد خدا عزیز  می‌شوی و … .قبل از این خواب اصلاً شهید حججی را نمی‌شناختم، در فضای مجازی به‌ دنبال نامش رفتم تا اینکه عکس‎های بی‌سر او را دیدم، زندگی‌اش را مطالعه کردم و صحبت‌ها و نگرانی‌هایش را در مورد حجاب شنیدم.

 

پس از شناخت کامل شهید، منقلب شدم و دیگر اشک امانم نمی‌داد، خواب را برای همسرم تعریف کردم و گفتم: «می‌خواهم چادری شوم». همسرم گفت: «اگر می‌خواهی مدت کوتاهی به‌ طور احساسی چادر بگذاری و دوباره از کار خودت پشیمان شوی، این کار را اصلاً انجام نده».همچنان در پی تعبیر کردن خوابم بودم و احساس می‌کردم تعبیر خوابم این است که باید چادری شوم.

 

* تصمیم نهایی

 

همسرم مرا از چادری شدن منع می‌کرد، بین دو راهی بودم که این‌بار در همان روز مجدداً در عالم رؤیا شهید حججی را دیدم، هدیه‌ای به من داد که با پارچه سبزی آن را پوشانده بود، وقتی که پارچه را کنار زدم، سر بریده او را دیدم، با وحشت از خواب بلند شدم و در همان لحظه تصمیم نهایی‌ام را گرفتم که هر طوری شده باید چادری شوم.

 

بدون اینکه آرایش کنم به فروشگاه حجاب که نزدیک محل کارم بود، رفتم تا چادر و مقنعه بخرم، فروشنده مرا نشناخت، وقتی خودم را معرفی و خوابم را برای او تعریف کردم، خیلی خوشحال شد.بعد از این ماجرا پوستر شهید را به شیشه مغازه‌ام زدم، هر کسی اگر حرف‌ یا طعنه‌ای می‌زد، دلم می‌خواست با تمام وجودم از شهید حججی دفاع کنم.همسرم یک روز از من حمایت می‌کرد و یک روز نیز به‌ دلیل حال و روز گذشته‌ام سکوت می‌کرد، این در حالی بود که دیگر به فرزندان، همسرم و مال دنیا تعلق خاطر گذشته را نداشتم.

 

* عزم سفر

 

یک روز همسرم پیشنهاد داد تا با هم به شهر شهید حججی «نجف‌آباد» برویم، چند نفر از آشناها هم راغب شدند که

 

با ما بیایند، در خبرها آمده بود که قرار است پیکر شهید حججی را به اصفهان بیاورند.۳۵ نفر آماده رفتن به اصفهان شدیم، همسر و پسرم نیز تصمیم گرفتند به مراسم پیاده‌روی کربلا بروند.عازم سفر شدیم، وقتی رسیدیم، دیگر آرام و قرار نداشتم و بی‌تابانه سراغ مزار شهید حججی را گرفتم، از جمع جدا شدم و دوان دوان به سوی مرادم گام برداشتم، از ورود به بارگاه جلوگیری می‌کردند، در صف انتظار بودم، از نرده‌ها بالا رفتم تا اینکه قبر او را دیدم.

 

* وصال یار

 

با اشک و ناله از آنها خواستم تا بگذارند به کنار قبر بروم، سنگ قبری که تازه آن را نصب کرده بودند، ابتدا اجازه نمی‌دادند بروم، اما با اصرار نزدیک مزار شهید شدم، به شهید حججی گفتم دیگر حرف‌هایت را عملی کردم، از این پس خودت محافظتم کن.

 

بعد از زیارت او احساس می‌کردم سبکبال شده‌ام و هیچ نگاه بدی دور و برم نیست، در همان اوضاع ناگهان از حال رفتم و بعد از مدتی به هوش آمدم، همه نگران بودند که نکند جانم را از دست داده باشم، بار دیگر در را باز کردند، باز هم با دلی سیر زیارتش کردم.خادم بارگاه از ما برای ماندن دعوت کرد، به خانه‌ای دعوت شدیم که واقعاً حس آرامش خاصی به ما داد، با نهایت عزت و احترام با ما رفتار می‌کردند.پرسیدم چرا ما را دعوت کردید، پاسخ داد یکی از اقوام شهید حججی هستم، به این درک رسیده‌ام که اگر محسن کسی را دعوت کند، آبروی او را هم می‌خرد.دیگر پس از این اتفاقات شهدا خیلی برایم عزیز شده‌اند، از حال و روزم خیلی راضی هستم اما از گذشته‌ام اصلاً…

منبع:فارس

دیدگاهتان را بنویسید

  1. ناشناس گفت:

    این مطالب خیلی منقلبان کردمت خودم خواب سیدمحمد رادیدم دنبال تعبیرش می‌گشتم. .

  2. ناشناس گفت:

    واقعا ادم رو منقلب میکنه
    شهید حججی زندگی من رو هم خیلی تغییر دادن برام دعا کنید تو خواب ببینمشون ارزو دارم ببینمشون التماس دعا

  3. دختری عاشق خدا گفت:

    واقعا منقلبم کرد دعا کنید منم ایشون رو تو خواب ببینم ارزو دارم ببینمشون

  4. در ارزوی شهادت گفت:

    خیلی منقلب شدم من خودم هم خواب شهید حججی را دیده ام وفقط همین را میتوانم بگویم که مقمش از همه شهدا بالاتر است و بسیار حاجت میدهد دعا کنید من هم بتوانم بر سر مزارشان بروم.

  5. یازهرا گفت:

    واقعاشهیدحججی باشهادتشون خیلیاروازخواب بیدارکردن
    منم‌همه زندگیم مدیون این شهیدم
    دعاکنید منم شهیدبشم…

  6. آرزو گفت:

    منم خواب شهیدحججی رودیدم وازاون زندگیم کامل عوض شده ولی تعبیراون اتاقی که بهم داد رونمیدونم یعنی جاروکردن اتاق توسط اون خانم پاک کردن گناهای من بوده???

  7. ..... گفت:

    محسن جان …تو زندگی من گم شده تواین دنیایه فانی را به مسیرزیبایی عوض کردی …فراموشت نمی کنم ..بخدا که راه تو را پیش خواهم گرفت. …

  8. طلوع گفت:

    محسن جان …تو زندگی من گم شده تواین دنیایه فانی را به مسیرزیبایی عوض کردی …فراموشت نمی کنم ..بخدا که راه تو را پیش خواهم گرفت. …

  9. در آرزوی شهادت ... گفت:

    واقعا عالی برای منم دعا کنید شهید بشم

  10. در آرزوی شهادت ... گفت:

    بسیار عالی

  11. ناشناس گفت:

    ای کاش به خواب من هم بیاید.محسن جان حواست باشد باهم دوست بودیم،هوای رفیقت راهم داشته باش

  12. ناشناس گفت:

    خیلی زیبا بود برای من هم دعا کنید که خداوند کمکم کند مرسی

  13. فاطمه گفت:

    من هم ارزو دارم ایشون را در خواب ببینم

  14. فاطمه گفت:

    خدا قسمت من هم بکنه اخه من هم ارزو دارم ایشون را در خواب ببینم

  15. ناشناس گفت:

    من هم یه بار شهیدو توخواب دیدم که ازتابوت اومد بیرون هردودستموگرفت ومحکم فشارمیداد منم ترسیده بودم میگف من زندم

  16. ناشناس گفت:

    انشااله شهدا دست همه ما رو مخصوصا جوانها رو بگیرن وما رو درمسیر و راه خودشون قرار بدن .انشااله

  17. درسا گفت:

    مرحبا وخوشا بسعادت این خانم

  18. ناشناس گفت:

    برای بنده هم دعاکنید منم به شهادت ازاین دنیابرم

  19. زهرا گفت:

    آآآآه ای شهدا منو هم دریابید چقدر ازتون دور شدم….

  20. ناشناس گفت:

    التماس دعا برای من از روی اخلاص لطفا✋

  21. ناشناس گفت:

    تو رو خدا دعا کنید که شهید حججی اون دنیا شفاعت هممونو بکنه ایشالا خیلی دوست دارم شهید حججی بیادخوابم تورو خدابرام دعابکنید بیاد خوابم

  22. ناشناس گفت:

    تو رو خدا دعا کنید که شهید حججی اون دنیا شفاعت هممونو بکنه ایشالا خیلی دوست دارم شهید حججی بیادخوابم تورو خدابرام دعابکنید

  23. حسین گفت:

    محسن جان منم دیشب خوابت رو دیدم امیدوارم بازم تکرار بشه تا راه درست رو تشخیص بدم واز گناهان دوری کنم امیدوارم کمکم کنی

  24. محسن گفت:

    ماسینه زدیم بیصدا باریدند ازهرچه که دم زدیم آنهادیدند مامدعیان صف اول بودیم ازآخرمجلس شهداراچیدند برامنم دعاکنید

  25. مصطفی گفت:

    ماسینه زدیم بیصدا باریدند ازهرچه که دم زدیم آنهادیدند مامدعیان صف اول بودیم ازآخرمجلس شهداراچیدند برامنم دعاکنید

  26. احمدی گفت:

    سلام
    شهدا زنده هستند. شادی روح شهدا صلوات.

  27. احمدی گفت:

    عالی بود

  28. قاسمی گفت:

    محسن جان عزیز!!! مدت هاست آروزی شهادت دارم ولی چون سرشار از گناهم حتی نزدیک هم نشدم! تو را به حق مادرمان زهرا دعا کن آدم شوم و پس از آن شهید عازم شوم. در پیش خدا از حقیر هم یاد کن. الهی طهرنی

  29. روسیاه گفت:

    سلام،خوش به حالتون،کاش شهید حججی،امام زمان،شهدا و ائمه هم برای ما دعا کنن تا از اصحاب آنها شویم

  30. روسیاه گفت:

    الهی العفو

  31. گمنامم گفت:

    سلام .خیلی عالی بود.دوستی باشهداهیچوقت ادم ضررنمیکنه کافی حیلی انس بگیری بایه شهیدودردل حرف شک نکن میادتوخوابت منم قبل اذان صبح خواب شهیدعارف کایدخورده دیدم خیلی حس قشنگی بودوقتی بیدارشدم فقط گریه کردم .

  32. سرباز گمنام ... گفت:

    شهید حججی نمی دونم اما هر بار که به عکست نگاه میکننم یاد خدا می یوفتم یاد امام زمانم که همیشه شرمنده اونم .تو امام زمان رو دیدی نه؟ بهش بگو به ما کمک کنه مارو یاری کنه امام زمان جان مادرت زهرا ظهور کن جوان ها و آدم های زیادی دارن به گناه میوفتن بیا بیا… هر بار که به عکست نگاه میکنم شهید حججی حسادت من را می کشد همش به حال تو غبطه می خورم تو جهاد اکبر رو انجام دادی (مبارزه با نفس) و همین طور جهاد اصغر (مبارزه با دشمن) اونوقت من تو امنین .آرامش و …. همین مبارزه با نفس رو نمی تونم انجام بدم . بیا کمکم کن کمکم کن دستم را بگیر . یاد یکی از حرف های شهید جهان آرا افتادم که می گفت مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند شهر اگر سقوط کرد پس میگیریم آیا حرفی درباره اینکه چگونه ایمان رو پس بگیریم چیزی گفتن ؟ خیر اما با رفتارشون و با عمل کردن شون با ما نشون دادن اگر کسی می خواد مبارزه با نفس و دوری از گناه رو یاد بگیر بره زندگی نامه این شهدای گرانقدر رو بخونه . اصلا یه نفر مثل شهید حججی بزرگوارو رو الگوی خودش قرار بده اونجا مبارزه با نفس رو یاد میگیره حتی از کار های بد و گناه های کوچیکم دوری می کنه. می خواین مقام یه شهید رو پیدا کنید ها می خواین مبارزه با نفس راهشه حضرت علی علیه السلام گفته که کسی که در جهاد راه خدا شهید شود مقامش بالاتر از کسی نیست که قدرت انجام گناه را دارد اما خودش را آلوده نمی کند زیرا انسان عفیف فرشته از فرشته هاست. می خواین مقامتون از سلمان فارسی زمان پیامبر بالا تر بره امام صادف علیه السلام فرموده خداوند در روز قیامت مقامی به انسان با تقوا و عفیف که در اخر الزمان بوده می دهد که سلمان فارسی که پیامبر می گفت اون چیزی که منو حضرت علی میبینیم و میشنویم سلمان هم میشنوه و میبینیه ببین تو دیگه چه مقامی داری که … راهش رو بگم گناه نکنید آره به همین سادگی ای پسر نوجوان غیرتی باش نگاه به نامحرم نکن ای دختر نوجوان حجابت را حفظ کن غیبت نکن . دروغ نگید، تهمت و.. همین وچیکاست که بزرگ میشه کمر ادم رو میشکنه . والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته . اللهم عجل لولیک الفرج…

  33. بهروز گفت:

    خواهرم خوشا به سعادتت.منم چند ماه پیش تو اینترنت دنبال یک چیزی میگشتم یهو دیدم عکس شهید حججی را کنار عکس یک فاحشه لخت معروف گذاشتند خیلی ناراحت شدم همان شهید به خوابم اومد خیلی باهم حرف زدیم چند تا سوال هم ازش کردم من پاهایش را که جوراب سفید پوشیده بود بغل کردم و بوسیدم اونم پیشانی منو بوسید بعد صورت همدیگر را بوسیدیم خیلی خوشحالم که چنین سعادتی نصیب من شده.

  34. ناشناس گفت:

    شهد حججی عزیز قوربون لطفت که به خواب من حقیر هم آمدی و به سوال هایم جواب دادی روحت شاد

  35. ناشناس گفت:

    داداش محسن عزیزم خیلی دوستت دارم قول میدم تلاشموکنم که راهتو ادامه بدم

  36. محسن گفت:

    بسم رب الشهدا
    اوایل شهادت شهید حججی خیلی با کلیپ ها و صوت های شهید حججی مانوس بودم خیلی موثر بود . تا اینکه یه شب توفیق نصیبم شد این شهید سعید رو در خواب ببینم . خیلی دوروبرش شلوغ بود ولی خداروشکر هروقت به اسم کوچک صداش میزدم رو به من میکرد وجوابمو میداد یه سوالم این بود که گفتم آیا حضرت اباعبدالله رو هم دیدی گفت . وقتی اینو گفتم همون تصویر معروف و نقاشی جناب روح الامین رو نشونم داد گفت مگه ندیدی همین جا آقا اباعبدالله رو دیدم و اومد به استقبالم . خداروشکر بخاطر این خواب شیرین.

  37. ناشناس گفت:

    من هم شهید حججی را در خواب دیدم که با هم همدیگر را در آغوش گرفته بودیم و همش داد می زنم شهید حججی من با شهید حججی ام به همسرم میگفتم شهید شهید به خونه ما اومده ، خدایا شکرت

  38. مهدی معین گفت:

    شهید بی سر آوازه نمیخواد کسی پا تو رکاب آقا میگذارد نیازی به معرفی نداره

  39. مهدی معین گفت:

    کسی پا تو رکاب آقا میگذارد نیازی به معرفی نداره

  40. یوسف فرخ گفت:

    با سلام خوش به حالت خواهر عزیز ؛رستگار ی را نسیب خود کردی. و مطمئناً در روز قبر و قیامت فاطمه زهرا س شفیع تو خواهدشد.حجابت مبارک شما و دودمانت باد . خدا پدر و مادرت را ببخشد و بیامرزد.

  41. فلاح گفت:

    سلام روزی مادر همان شهید را در خواب دیدم گفت تا صبح فرش می بافم تا نماز صبحم قضا نشود

  42. خادم المهدی(عج) گفت:

    سلام و درود خداوند بر روح و روان پاک جمیع شهدا،
    شهدا شرمنده ایم
    الهم الرزقنا توفیق شهادت

  43. خادم المهدی(عج) گفت:

    سلام و درود خداوند بر روح و روان پاک جمیع شهدا
    شهدا شرمنده ایم
    الهم الرزقنا توفیق شهادت

  44. نسرین گفت:

    واقعا شهدا زنده هستند و حرفهای ما را می شنوند من به این ایمان دارم تو خواب میان و جواب حرفها مونو می دن مواظب حرف و عملمون باشیم

  45. ناشناس گفت:

    سلام خدا به روح پاک شهید حججی واقعا دلمون از شهادتش آتیش گرفت خیلی مظلومانه شهید شد روحش شاد و راهش پر رهرو باد

  46. الهام گفت:

    سلام و درود خدا بر روح پاک شهید محسن حججی

  47. سید گفت:

    درود خداوند بر تمامی شهدا و شهید حججی عزیز

  48. فاطمه السادات گفت:

    سلام نمیدونم چرا وقتی به عکس این شهیدنگاه میکنم گریه امونم نمیده خداشاهده براهیچ شهیدی اینقدرگریه نکردم حتی برابرادرجوان مرگم ای شهید عزیز ازغم داغ شهیدمحمدطاها اقدامی دلم به تنگ اومده دلم راآروم کن

  49. یا اباعبدالله الحسین(ع) گفت:

    سلام، شهید عزیز و بزرگوار ازت میخوام برام دعا کنی امسال اربعین کربلا باشم و به خواسته و حاجتم برسم و عاقبت بخیر شوم .امین رب العالمین.

  50. نرگس گفت:

    باعرض سلام خدمت دوستان گلم بچه ها من خواب دیدم. یه شهید امد تو بخوابم که مرده من میرم جسدشو باز میکنم اما جزه سوزن جز اون هیچی نیست ولی میگفتن که شهیده میشه لطف کننین بگین معنیش چیه ممنون میشم

  51. م گفت:

    منم ی شب خواب شهید حججی رو دیدم ک سوار همون ماشین ک داعشی بردنش سوارم کرد از میان دوستام و با خودش بردم بهم گفت میدونم ک از بین اینا تو همسفر منی میخواستم برم مدافعان حرم مادرم نمیذاشت حالا ک مادرم و راضی کردم کسی نیس ک منو جهاد ببره قلبم مدتهاس ک پر از غمو اندوه بغض راه گلوم بسته نمیدونم چرا تمام درهای رحمت خدا ب روم بسته شدن چرا مادرم زهرا ص منو نمیخره چرا کسی پیدا نمیشه منو تو سپاه امام حسین ببره همه جا پارتی بازی شده تا اشنا نداشته باشی کاری برات نمیکنن دوستا و اشناها بچه محلام میگن قیافم شبیه محسن حججی ب شوخی صدام میکنن حججی دلم برا داداش محسنم تنگ شده کاش بیاد تو خوابم باز بهم لبخند بزنه

  52. ناشناس گفت:

    اره واقعا شهدا رفتن تا ما با امنیت زندگی کنیم
    خواهران بیایید به هم قول بدیم که حجابمان را رعایت کنیم

  53. فاطمه گفت:

    مرحبا خانومی.ایشالا شهید حججی دست همه ما جوونا رو بگیره حاجتمون بده.

  54. خسروی گفت:

    سلام..من خواب دیدم که بافردی علاقه زیادی بهم داریم وتوخواب میخواستم باهاش برم امامادرم نزاشت وبخاطرمادرم همراهش نرفتم..توخواب بقیه میگفتن حججی من صداش میزدم حسین.بنابراین باناراحتی ازاینکه نتونستم برم خودش تنهارفت انگارداشت میرفت جبهه ومرزاینا صداش میزدم برگرده یک اقایی گفت مرزبستست جبهه تموم شده برمیگرده نگران نباش..
    قبل ازرفتش بهم یک چاقوداد که انگاربااون زخمی شده بود وخونی بود تااخرخواب تودستم بود..
    تعبیرش برام خیلی مهمه کمک کنید.

  55. یا رقیه گفت:

    قدر خودتو بدون و تواین راه ثابت بمون این اتفاق برای هرکسی نمی افته

  56. ناشناس گفت:

    سلام
    من شهید حججی روتوخواب دیدم

  57. ش. فتحی گفت:

    سلام منم امشب خواب شهید حججی را دیدم خیلی خوشحالم که ایشونو خواب دیدم من داشتم طلاق میگرفتم ولی برگشتم دو روز بعد از برگشت به خونه ام ایشونو خواب دیدم همه اش تو خونه بهشون میگفتم آقا حججی به حق بی بی حضرت زهرا ما رو هم تو اون دنیا شفاعت کن وضو گرفته بود میخواست نماز بخواند به من به نشانه باشه اشاره کرد یعنی باشه شفاعت میکنم و من در رو بستم آمدم بیرون ، خدایا به حق امام حسین و به حرمت شهدا ما رو سعادتمند بفرما

  58. عیدی منش گفت:

    سلام منم دوبارهست خواب این شهید رو می بینم جالبه نظراتو ک خوندم خیلیا خواب شهید حججی رو دیدن وبنظرم این ی نشانه است بار اول ک خوابشونو دیدم خواب این بود ک رفتم تو منزل ایشون مادرشون گفتن برا پسرم دورکعت نماز بخون بعد تو قنوت هرچی من گفتم اونو تکرار کن بعد تو سجده رکعت دوم سراز سجده برندار تا پسرم پیامشو بهت بده اینکارا رو کردم تو سجده اخر یه عدد۲۱۶ بهم گفتن سرچ کردم اون شماره کد یه ناو جنگی ازایران بود اونم سال ۹۲ بار دوم دیشب خواب دیدم واین بود یه جایی تابوت شهید رو گذاشته بودن من داشتم گریه میکردم بعد پدرشون اومدن یه کیسه اندازه ی نایلون فریزر دستشون بود میگفتن اونجا چرا گریه میکنی پسرم هرچی ازش مونده تواین کیسه اس???واقعا این خوابها هم ارامش بخشه هم عذاب میده چون معینشو نمی فهمم???

  59. z گفت:

    خوش به سعادتتان,منم خیلی دوست دارم به خوابم بیادو کمکم کنه

  60. حسن گفت:

    منم امروز ایشونو تو خواب دیدم.منو بغل کرد خیلی خوب بود و خیلی باهام با مهربانی رفتار کرد بش گفتم داش محسن نگران نباشا منم رفتم سوریه با تکفیریا بجنگم

  61. عسل گفت:

    من خودم یه ساله متحول شدم عالی بودورفیق شهیدمن آقامحسن هست آرزومه ببینمش توخوال

  62. ناشناس گفت:

    منم دیشب خواب شهیدحججی رو دیدم. روزه بود وامامه به سر داشت بهش گفتم از خدا برام طلب مغفرت کنه

  63. در آرزوی خوردن شربت شهادت گفت:

    منم بار ها این شهید بزرگواررو تو خوابم دیدم هر شبم برام یه چیزی می آورد ولی متاسفانه الان دیگه نمیبینمش لطفا هر کسی اینو میخونه برام دعا کنه تا شهید بشم…مگه دختر بودن نقطه ضعفه که ما دخترا نمیتونیم شهید بشیم…

  64. زهرا گفت:

    اتفاقا منم دیشب خواب شهید حججی رو دیدم اومدم دنبال تعبیرش

  65. ناشناس گفت:

    اتفاقا منم دیشب خواب شهید حججی رو دیدم اومدم دنبال تعبیرش

  66. سکینه اسماعیلیان گفت:

    من دیشب خواب شهید حججی رو دیدم اما خئابم متفاوت و خیلی زیبایی و واقعی بود نمیدونم چه طوری بلید تغبیرشو مشخص شه واقعا نمیدونم ازلحظه ای که پاشدم فقط دارم صداش میزنم لطفا کمکم کنید

  67. کاربر گفت:

    عکسهای بی سر شهید حججی منتشر نشده است. چرا داستان سازی می‌کنید!

  68. ناشناس گفت:

    منم خیلی دوست دارم شهید بشم آرزومه برای منم دعا کنید هر چند لیاقت ندارم

  69. علی گفت:

    ای کاش می تونستم با این سن کمم برم مدافع بشم ۱۴ سالمه دعا کنید بتونم

  70. یازهراسلام الله علیها گفت:

    عالی…..من….چی بگم…چشمای محسن همش حرف بود وحرف وحرف….
    آقامحسن….یه نگاهی به دست خالی ماهم بکن….
    ممنون محسن ممنون محسن….

  71. ناشناس گفت:

    خوشبحالتون..منم خواب ایشونو دیدم که بهم سفارش نمازو کردند،انشالله لیاقت داشته باشم یه باردیگه هم ببینمشون تو خواب..خیلی حس خوبیه

  72. .... گفت:

    خوشبحالتون..منم خواب ایشونو دیدم که بهم سفارش نمازو کردند،انشالله لیاقت داشته باشم یه باردیگه هم ببینمشون تو خواب..خیلی حس خوبیه

  73. ناشناس گفت:

    منم خواب شهید حججی را دیدم هنوز موندم که از کجا شروع کنم توراخدا برام دعا کن راه تو را ادامه بدیم

  74. رسول یزدانی گفت:

    شهدا شرمنده ایم،شهدا شرمنده ایم……

  75. سحر لطفی گفت:

    سلام من یه دختر ۲۵ساله هستم. من دیشب خواب ۱۴شهید گمنام که تو تابوت بودن و همراه تابوت حضرت علی علیه السلام.. از صبح که بیدار شدم حالم اصلا خوب نیست از روزی سردار شهید شدن نمیتونم با مانتو بگردم. دست خودم نیست.. الانم اومدم مطلب های لاک جیغ تا خدا بخونم که این مطلب برخوردم.. فقط بغض گلوم گرفته نمیدونم چی بگم… فقط میتونم بگم یا زهرا 😔

  76. ناشناس گفت:

    درود بر روح پر فتوح شهدا اگر حاجتی بخواهیم دریغ نمیکنند

  77. ناشناس گفت:

    سلام عالی بود کتاب سه دقیقه در قیامت را هم بخونید متحول می شوید.

  78. فریبا گفت:

    سلام خواب دیدن شهید لیاقت میخواد خوشبحالت

  79. آرش گفت:

    از یکی ده میلیون طلب داشتم شکایت کرده بودم ادم ناجوری بود ولی فقیر بود کم مونده بود حکم جلبشو بگیرم گذشت کردم در خواب شهید حججی رو دیدم سرش و بدنش رو جدا دیدم و دیدم که کنار مزارشم پرچم ایران هم بود اونجا

  80. اعظم گفت:

    سلام خانم بسیار عزیز التماس دعا دارم شما نظر کرده اید دختری دارم که پزشکه وعاشق رهبر وشهدااست اواستاد دانشگاهه هیئت علمیه خدا می دونه که یکی از استادان همکار او ،چه قدر اورا اذیت می کنه چون ریزیدنتها همه عاشق اخلاق وایمان دخترم هستند واو حسادت می کنه .خواهش می کنم شکایتش را به شهید حججی عزیز بکنید .چون اون از دخترم میخاد حق وناحق کنه

  81. سمیه گفت:

    سلام خانم بسیار عزیز التماس دعا دارم شما نظر کرده اید دختری دارم که پزشکه وعاشق رهبر وشهدااست اواستاد دانشگاهه هیئت علمیه خدا می دونه که یکی از استادان همکار او ،چه قدر اورا اذیت می کنه چون ریزیدنتها همه عاشق اخلاق وایمان دخترم هستند واو حسادت می کنه .خواهش می کنم شکایتش را به شهید حججی عزیز بکنید .چون اون از دخترم میخاد حق وناحق کنه

  82. اعظم گفت:

    سلام برای دخترم دعا کنید باحجابه ودشن دار

  83. ناشناس گفت:

    بخواب من هم امد با عمویم سردار سلیمانی در کنار مادر شهید حججی در حالی که سرش دستم بود تا صبح کنار مادرش نشستیم وقتی بیدار شدم دیدم اذان صبح است از خوابم لذت بردم که من را نصیب این زیارت قشنگ اون دو شهید مدافع کشور شدم

  84. ناشناس گفت:

    بخواب من هم امد با عمویم سردار سلیمانی در کنار مادر شهید حججی در حالی که سرش دستم بود تا صبح کنار مادرش نشستیم وقتی بیدار شدم دیدم اذان صبح است از خوابم لذت بردم که من را نصیب این زیارت قشنگ اون دو شهید مدافع کشور شدم