همسرداری به سبک بانویی که برای پیامبر(ص) شعر می سرود

به مناسبت وفات حضرت خدیجه
۰۵ خرداد ۱۳۹۷

 

 

بر اساس گزارش هفته نامه «Life» از پرتیراژترین هفته نامه های آمریکا، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، رتبه اول را در ایجاد دگرگونی و رساندن جامعه خود به تمدن در طول تاریخ داراست(۱) و برای ایجاد این  دگرگونی و پیشرفت سه عامل مهم وکلیدی را معرفی کردند:

 

۱- منش پر جاذبه پیامبر؛

۲جهاد خالصانه امیر المؤمنین علی علیه السلام؛

۳ثروت و تبلیغ عملی و زبانی و همتِ بلند خدیجه علیه السلام

در این نوشتار به بررسی بخش بسیار کوچکی از فضایل و سیره بانویی می پردازیم که اگر همراهی، غم خواری و ثروت ایشان در دفاع از پیامبر و دین اسلام نبود و شاید امروزه بیش از یک میلیارد مسلمان در روی این کره خاکی زندگی نمی کردند.

 

 ۱_ فضائل اخلاقی و علمی

با مطالعه تاریخ زندگی حضرت خدیجه علیها السلام به وضوح در می یابیم که ایشان هم در دوران جاهلیت و هم بعد از بعثت دارای فضائل اخلاقی و کمالات معنوی بوده است و به همین دلیل نیز شایستگی هم کفو بودن و همتای واقعی بودن با پیامبر را داشتند. عدم ازدواج مجدد پیامبر (ص) در زمان ایشان هم مؤید این مطلب است، چرا که پیامبر تا زمانی که ایشان در قید حیات بودند؛ ازدواج نکردند و بعد از رحلت ایشان موضوع تعدد زوج های ایشان ایجاد شد.

 

 

حکیم و ورقه دو آموزگار و الگوی زندگی خدیجه

تاریخ گواهی می دهد که حضرت خدیجه (ع) در مورد دانش عصر خود اطلاعات فراوانی داشت و به واسطه تربیت در خاندان و تبار اهل علم و فضل و یکتا پرستی از نظر عقل و درایت و زیرکی بر تمام زنان حتی بسیاری از مردان معاصر خود برتری داشت. عموی ایشان «ورقه» از چهره های برجسته روزگارش بود و برای یهود، نصارا و مشرکین عرب مرجعیت علمی و اخلاقی داشت و همچنین برادر زاده اش «حکیم» که سرآمد ثروتمندان و نامداران در دستگیری از افتادگان و محرومان و از کتاب به نام عرب و مردی خردمند و صاحب نظر و خودساخته بود. این دو چهره خوش قریحه و روشن اندیش عرب، در کودکی و جوانی ایشان، بیشترین اثر را روی اندیشه و منش او داشتند؛ به گونه ای که دختر خردمند حجاز، هنرِ مدیریت اقتصادی و مهندسی اجتماعی و هوشمندی در تجارت را از برادرزاده با تدبیرش «حکیم» اقتباس می کرد، و اندیشه وری و پروا و مردم خواهی را از عمویش «ورقه» دریافت کرد و در زمان خود دارای تمام کمالات و امتیازهایی بود که یک زن می تواند داشته باشد.

 

 

۲_ رعایت آیین شوهرداری

یکی از برنامه های تربیتی اسلام، آموزش آیین شوهرداری به بانوان است. اگر به آمار اختلافات خانوادگی و طلاق و ناهنجاری های خانواده ها توجه شود، بخش قابل توجهی از این مشکلات به رفتارهای بانوان، زنان و دختران جوان مربوط می شود و این همه، به خاطر ناآگاهی و عدم توجه به حقوق شوهران، رعایت نکردن آداب معاشرت، عدم آگاهی از اصول شوهرداری در اسلام است. حضرت خدیجه علیها السلام در ترویج آیین شوهرداری اسلامی و رعایت حقوق همسر، نهایت تلاش را به عمل می آورد.

حضرت خدیجه علیها السلام با شیوه های مختلفی فضای خانواده را آرام نگاه داشته و امنیت روحی و روانی را برای شوهر و فرزند برقرار و زمینه را برای رشد فضائل اخلاقی فراهم می آورد. در اینجا به برخی از روش های تکریم شوهر و همسرداری حضرت خدیجه اشاره می کنیم:

 

ابراز محبت

حضرت خدیجه در فرصت های مناسب به همسر گرامی خویش ابراز علاقه و محبت می کرد. او در قالب اشعاری زیبا درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مکنونات قلبی خویش را چنین ابراز می دارد:

«فلو اننی امشیت فی کل نعمه

ودامت لی الدنیا وملک الاکاسره

فما سویت عندی جناح بعوضه

اذا لم یکن عینی لعینک ناظره (۲)

«اگر تمام نعمت های دنیا و سلطنت های پادشاهان را داشته باشم و ملک آن ها همیشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشه ای ارزش ندارد زمانی که چشم من به چشم تو نیفتد

 

طرح غیرمستقیم خواسته ها

بدون شک هر زنی از شوهر خویش انتظارات و توقعاتی دارد. این در خواست های معقول زن، اگر در محیطی محبت آمیز و همراه با حفظ حریم های اخلاقی باشد، امری پسندیده تر و جذاب خواهد بود. اگر این خواسته ها به صورت غیرمستقیم انجام گیرد، در تحکیم روابط خانوادگی و افزایش محبت تأثیری فوق العاده خواهد داشت. حضرت خدیجه علیها السلام خدمات زیادی را در خانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انجام داده و صدمات فراوانی متحمل شده بود، از این رو به صورت طبیعی می توانست انتظارات و توقعاتی را نیز از آن حضرت داشته باشد، اما او هیچ گاه خواسته های شخصی خویش را به صورت مستقیم بیان نمی کرد بلکه سعی می کرد آن ها را به عنوان یک پیشنهاد و یا خواهش غیر مهم و در کمال ادب و احترام مطرح نماید.

 

حضرت خدیجه در آستانه وفات خویش هنگامی که وصیت های خود را بیان می کرد، آن ها را در قالب یک گفت و گوی صمیمانه و محبت آمیز مطرح نمود. وی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: «یا رسول الله! چند وصیت دارم، البته من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن

 

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «هرگز از تو تقصیری مشاهده نکردم. تو نهایت درجه تلاش خود را به کار گرفتی و در خانه من زحمات و مشکلات زیادی را متحمل شدی و تمام دارایی خود را در راه خدا مصرف کردی. حضرت خدیجه علیها السلام عرض کرد: یا رسول الله! می خواهم خواسته ای را توسط دخترم فاطمه به شما برسانم و شرم دارم آن را مستقیمأ بازگو نمایم

 

پیامبر از منزل خدیجه بیرون رفت. آن گاه خدیجه دخترش فاطمه را صدا کرد و به او گفت: «عزیزم! به پدر بزرگوارت بگو که مادرم می گوید: من از قبر هراسناکم، دوست دارم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی کفن کرده و در قبر بگذاری

 

فاطمه علیها السلام به نزد پدر آمده و پیام مادرش را رساند. پیامبر صلی الله علیه و آله آن لباس را برای خدیجه فرستاد. هنگامی که  حضرت فاطمه علیها السلام آن را آورد، نشاط زایدالوصفی وجود خدیجه را فرا گرفت. آنگاه حضرت خدیجه با دلی آرام چشم از جهان فرو بست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مشغول تجهیز و غسل و حنوط وی شد، هنگامی که خواست خدیجه را کفن کند، حضرت جبرئیل امین نازل شد و گفت: یا رسول الله! خداوند سلام می رساند و می فرماید: کفن خدیجه به عهده ماست و آن یک کفن بهشتی خواهد بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اول با پیراهن خود و از روی آن با کفن بهشتی خدیجه را کفن کرد.

 

دلجویی و دلداری همسر

خانواده کانون آرامش و راحتی بخش هر انسانی است. مردی که در بیرون خانه با هزاران مشکل و گرفتاری رو به روست و گاهی در راه رسیدن به هدف و کسب روزی حلال سخنان ناروا شنیده و لطمات روحی و جسمی زیادی را متحمل می شود، انتظار دارد که کسی از وی دلجویی کرده و حرف دلش را شنیده و با کلمات شفابخش و برخوردهای آسایش آفرین مرهم گذار دردهای انباشته در دل او باشد وحضرت خدیجه چنین همسری برای پیامبر(ص) بود.

 

مشرکان با سخنان توهین آمیز و اعمال وقیحانه ای پیامبر(ص) را ناراحت می کردند و از این ناحیه مشکلات فراوانی پیش روی پیامبر اکرم بود، اما همه این گرفتاری ها به وسیله ایشان جبران می شد. او شخص پیامبر و مشکلات آن حضرت را آگاهانه درک می کرد و بدین جهت در پیشرفت اهداف آن حضرت تلاش می نمود و سخنانش را تصدیق می کرد و او را از تمام غم ها و غصه ها می رهانید.

 

علامه سید شرف الدین در این مورد می نویسد: «او مدت ۲۵ سال با پیامبر صلی الله علیه و آله زندگی کرد بدون آنکه زن دیگری در زندگی او شریک شود و اگر در حیات باقی می ماند، پیامبر باز هم شریک دیگری انتخاب نمی کرد. او در تمام طول زندگی زناشویی شریک درد و رنج پیامبر صلی الله علیه و آله بود، زیرا با مال خود به او نیرو می بخشید و با گفتار و کردار از او دفاع می نمود و به او در مقابل عذاب و درد کافران که در راه رسالت و ادای آن نصیبش می کردند تسلی می داد. او به همراه علی علیه السلام هنگام نزول نخستین وحی آسمانی به پیامبر صلی الله علیه و آله، در غار حرا بود.(۳)

 

خدیجه آنچنان در روح و جان همسر بزرگوارش تأثیر گذاشته بود که به گفته عایشه همسر پیامبر(ص): «پیامبر هرگاه گوسفندی ذبح می کرد، نخست سهم دوستان خدیجه را می فرستاد. یک بار به این کارش اعتراض کردم و گفتم: چقدر از شکوه و عظمت خدیجه علیها السلام می گویی؟ حضرت فرمود: خدا عشق او را رزق و روزی ام کرده است.»(۴)

 

 

۳- برترین معیارهای انتخاب همسر

مهم ترین دغدغه هر دختر و پسر جوان که در آستانه ازدواج قرار دارند این است که همسری را انتخاب کنند که دارای بهترین ملاک ها و معیارهای ازدواج باشد.

حضرت خدیجه (ع) به عنوان الگوی دختران و زنان مسلمان در مورد انتخاب پیامبر (ص) به عنوان همسر آینده خویش ملاک ها و اصولی را مطرح می کند که از گفت و گوی وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معلوم می شود و می تواند الگوی برای جوانان باشد.

 

ایشان هنگام پیشنهاد ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی گفت: به خاطر خویشاوندی ات با من، بزرگواریت، امانتداری تو در میان مردم، اخلاق نیک و راست گوئیت، مایلم با تو ازدواج کنم .(۵)  

ارزش این انتخاب خدیجه آنگاه نمایان می شود که بدانیم او در آن هنگام، موقعیتی عالی و ممتاز در جامعه خود داشت و تمام امکانات و زمینه ها برای ازدواج وی با هر یک از جوانان نامدار و ثروتمند قریش فراهم بود.

 

۴_پرورش فرزندان صالح

بدون تردید، مادر به عنوان مؤثرترین عامل محیطی و وراثتی در پرورش و رشد شخصیت کودک نقش به سزایی دارد. حضرت خدیجه علاوه بر این که به نص قرآن مادر روحانی همه مؤمنین است، به عنوان مادری شایسته و با ایمان در دامن خویش فرزندان نیک و صالحی برای رسول اکرم (ص) تربیت نمود. وی شش فرزند برای پیامبر به دنیا آورد و در دامن پر مهر خویش پرورش داد که در میان آن ها حضرت فاطمه علیه السلام از رتبه خاصی برخوردار است. دختری که رهبری اسلام بعد از پیامبر اکرم و علی علیه السلام از نسل او پدید آمد و ادامه یافت.

 

امامان معصوم علیهم السلام نیز همیشه به وجود چنین مادری افتخار می کردند؛ همچنانکه حضرت مجتبی علیه السلام هنگامی که با معاویه مناظره می کرد، در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی و سعادت و خوشبختی خود به نقش مادر در تربیت افراد اشاره کرده و فرمود: معاویه! چون مادر تو «هند» و مادربزرگت «نثیله » می باشد [و در دامن چنین زن پست و فرومایه ای پرورش یافته ای] این گونه اعمال زشت از تو سر می زند و سعادت ما خانواده، در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه (ع) فاطمه (ع)می باشد.(۶)

امام حسین علیه السلام در روز عاشورا برای معرفی خویش و آگاه کردن دل های بیدار، به مادرش فاطمه علیها السلام و مادربزرگ شایسته و فداکارش حضرت خدیجه اشاره نمودند.

 

۵_ توجه به نیازهای عاطفی و خواسته های فرزندان

مهرورزی و محبت به کودکان و رفع نیازهای معنوی و عاطفی فرزندان، یکی دیگر از اصول تربیتی اسلام می باشد. حضرت خدیجه(ع) به عنوان یک مادر دلسوز و مربی آگاه در این مورد حساسیت ویژه ای داشت. چنانچه در ایام بیماری که منجر به مرگشان شد، روزی اسماء بنت عمیس به عیادتش آمد، ایشان را گریان و ناراحت مشاهده کرد و علت را جویا شد و ایشان فرمودند: «اسماء! من در فکر این هستم که دختر هنگام ازدواج نیاز به مادر دارد تا نگرانی ها و اسرارش را به مادر بگوید و خواسته هایش را به عنوان محرم اسرار مطرح نماید، فاطمه علیه السلام کوچک است، می ترسم کسی نباشد که متکفل کارهای وی در هنگام عروسی شود و برایش مادری کند

همچنین حضرت خدیجه در مورد آینده دختر خردسال خویش خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دغدغه هایی را به این ترتیب بیان نمود: «یا رسول الله! این دختر من با اشاره به حضرت فاطمه علیه السلام بعد از من غریب و تنها خواهد شد. مبادا کسی از زنان قریش او را آزار برساند، مبادا کسی به صورتش سیلی بزند، مبادا کسی صدای خود را بر روی او بلند کند، مبادا کسی با او رفتاری تند و خشن داشته باشد.»(۷)

 

 

تحریریه سایت باحجاب_ زینب نیکبخت

 

پی نوشت:

۱ماهنامه پیام زن، بهمن و اسفند ۱۳۸۵، ص ۱۰۱٫

۲مستدرک سفینه البحار، ج ۵، ص ۴۴ .

۳خدیجه، علی محمد علی دخیل، ص ۳۱

۴گنجی شافعی، کفایه الطالب، ص ۳۵۹

۵کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۳۲

۶الاحتجاج، طبرسی، ج ۱، ص ۲۸۲

۷شجره طوبی، ج ۲، ص ۳۳۴

دیدگاهتان را بنویسید