هزار پا فیلمی 18+

به بهانه 25 میلیاردی شدن فیلم هزار پا
27 مرداد 1397

 

سینمای ایران این روزها پس از چند دهه پر افتخار روزهای عجیبی را می گذارند. فیلم‌هایی که امروزه در سینماهای ایران شاهدشان هستیم، اغلب آثاری خام با فضاهای تکراری و به دور از رعایت کوچکترین استاندارهای سینما هستند که به هیچ وجه نیازهای مخاطبان این عرصه را برطرف نمی‌کنند.

این مسأله در ژانر کمدی بیش از هر جای دیگری خود را نشان می دهد به طوریکه موج کمدی‌های مبتذل، سخیف و بی‌ارزش سینما را به تسخیر درآورده است. آثاری که در دریایی از ضعف و کاستی غوطه‌ورند و در کمال ناباوری از فروش بسیار بالایی برخوردار می‌شوند و همین مسأله بقای آن‌ها و تکرار دوباره‌شان را تضمین می‌کند.

 

 

فیلم هزار پا پر فروشترین فیلم کمدی ایران!!! 

هزار پا که به تازگی به عنوان پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران نام گرفته یکی از این کمدی ها ست. این فیلم آخرین ساخته آقای ابوالحسن داودی و روایتگر داستان رضا و دوستش منصور است که به کیف قاپی مشغول هستند. رضا از طریق مادرش متوجه می شود که دختر فردی پولدار نذر کرده است که با یک جانباز ازدواج کند به همین دلیل رضا تصمیم می گیرد خود را به دختر نزدیک کند تا بتواند با وی ازدواج کند….

 

فیلمی سراسر تکرار مکررات

به گفته اکثر منتقدان فیلمنامه « هزارپا » ویرانه ای است که هیچ چیز در آن سر جای خودش قرار ندارد و یافتن منطق روایی در داستان غیرممکن به نظر می رسد. فیلمی تکراری با فیلنامه تکه تکه و بر گرفته از آثار کمدی اخیر، که چندان زحمتی در پرداخت داستان و شخصیت ها در آن دیده نمی شود. شعار فیلم دوساعت خنده است اما کدام خنده؟ رضا عطاران به عنوان شخصیت اصلی داستان، همان ارژنگ فیلم « نهنگ عنبر » است که از آن فیلم به اینجا منتقل وجواد عزتی که وضعیتی به مراتب بغرنج تر از عطاران دارد، مستقیماً و بدون کم و کاستی از فیلم « اکسیدان» به اینجا آمده و فیلم تکراریست بر اساس اتفاقات دهه ۶۰ و سوژه شدن کمیته و رقصیدن با آهنگ های لوس آنجلسی ، زنانی که به دنبال شوهر هستند و… است.

 

 

شوخی ها جنسی در سراسر فیلم

در حقیقت آنچه سبب تضمین موفقیت « هزارپا » و آثار مشابه آن شده، فراوانی شوخی های جنسی است که جای خلق موقعیت های کمیک در ژانر کمدی را گرفته اند. اشاره های جنسی است که تعداد آن بسیار بیشتر از دیگر آثار کمدی سال های اخیر است و به نظر می رسد که سازندگان همت ویژه ای را بکار بسته اند تا در تمام دیالوگ های فیلم اشارات جنسی جای داشته باشد و از رمق نیفتد، تا جایی که تعدادی از سکانس‌هایی که به هر دلیلی از فیلم حذف شده‌ ولی دارای شوخی جنسی هستند را نیز در تیتراژ پایانی فیلم گنجانده اند.

 

به طوری که در سکانس دستگیری رضا و خانم عباسی توسط مجاهدین دیالوگ های مستهجنی میان رضا و خانم عباسی ردوبدل می شود که این سکانس اوج خنده ی مخاطب است ، دیالوگ هایی که اساسا همه جنسی هستند و یا شوخی‌های زننده ای که با هیکل و چاقی یکی از شخصیت‌های مؤنث فیلم می‌شود و در واقع تنها دلیل حضور این کاراکتر در فیلم این است که هر فردی از کنارش رد می‌شود چیزی راجع به هیکل او بگویدو…

 

 

نظر گارگردان در ارتباط با فضای جنسی فیلم

با وجود اذعان بسیاری از منتقدان از فضای نامناسب حاکم بر این فیلم، آقای داودی اما نظر دیگری دارد ایشان در برابر این انتقادات بیان داشت:

« شعار ندهید! ما فیلمی ساخته‌ایم که داستان چند آدم از کف خیابان

را روایت می‌کند، این‌ها نمی‌توانند مثل پروفسورها یا لفظ قلم حرف بزنند

 کافیه خودتان روزی پیاده در خیابان راه بروید

تا میزان فحش‌هایی را که برخی از مردم به زبان می‌آورند متوجه شوید

مطمئناً اگر آن‌ها را بشنوید عرق شرم

بر صورت‌تان خواهد نشست …»

 

 با وجود درستی اظهارات داودی مبنی بر رواج فحش های رکیک در جامعه و فضای مجازی، این رویکرد توجیهی بیش در تطهیر فیلم نیست،چرا که اساسا رسالت سینما نشان دادن تمام مسائل موجود در کف خیا بان های جامعه نیست و این که فیلمساز از این دیالوگ های جنسی دوپهلو استفاده ی ابزاری و غیرسینمایی می کند بسیار تأسف آور است آن هم به وسیله آقای داودی که با آثار قبلی او آشنایی داریم.

 

 

 زنان نادان و جانبازانی سر خوش

یکی دیگر از نکات قابل تأمل در این فیلم بی حرمتی به زنان و جانبازان است:

 

۱ـ زنانِ فیلم هزارپا همه بی عقل اند وبه دنبال شوهر. تمام زنان از ضریب هوشی بسیار پائینی برخوردار هستند و مانند زنان در سینمای سال های دهه هفتاد، به محض دیدن یک مرد از او می خواهند که با وی ازدواج کند!

 در پرداخت شخصیت ضعیف فیلم، حتی الهام که قرار است زنی قدرتمند و مستقل و هدایت گر یک مجموعه باشد نیز چیزی شبیه به ویشکا آسایش در « ورود آقایان ممنوع » است  به طوری که سازندگان در ادامه داستان با تلاشی مثال زدنی، زن مقتدر را بطور کامل حذف و انسانی با حداقل ضریب هوشی را جایگزین می کنند.

 

۲ـ مقوله ی بعدی شوخی با جانبازان است . انگار داودی خیلی راحت از خط قرمزها عبور کرده است که توانسته از جانبازان کاراکترهای کاریکاتوری خلق کند. شما کدام آسایشگاهی را سراغ دارید که جانبازهای آن آهنگ بخوانند و برقصند و سیگار بکشند؟ کمدی هم حد و اندازه یی دارد و اساسا شوخی با آرمان ها آزار دهنده است.  درواقع ما در این فیلم تعدادی جانباز را می‌بینیم که نه تنها درد و رنجی نمی‌کشند بلکه فقط در پی سیگار کشیدن و جاساز سیگار و اذیت و آزار پرسنل آسایشگاه هستند….

 

 

علی رغم تمام توضیحات باید گفت که « هزارپا » در نهایت مخاطب امروز سینمای ایران را می خنداند. مخاطبی که سالهاست سلیقه اش به واسطه رویکردهای فرهنگی اشتباه جامعه تغییر کرده و به همین دلیل اثری مانند « هزارپا » توانایی خنداندن او را دارد بدون اینکه به زحمت بیفتد. مخاطب سینما از جامعه ایی برخاسته که غم و اندوه در آن فراوان است و سینمایش نیز غم زده است. بنابراین برای فرار از این وضعیت، به سراغ تماشای اثری می رود که او را بخنداند و چه چیز ساده تر از بکارگیری شوخی های جنسی در یک اثر سینمایی که به هرحال امروزه طرفداران فراوانی دارد و افراد به واسطه استفاده مکرر از آن در شبکه های اجتماعی حتی از محبوب ترین شخصیت های اجتماعی محسوب می شوند! ودر نهایت آنچه باقی می ماند سینمای رو به افول در ژانر کمدی و نزول سلیقه مردم به سوی آثار سخفیف و سطحی است و این یعنی مرگ تدریجی آرمان ها و ارزش های یک جامعه…

 

نیکبخت ـ تحریریه سایت با حجاب

دیدگاهتان را بنویسید