شاغل یا خانه دار بودن زنان ؟

۲۶ مهر ۱۳۹۷

 

 

حقیقت این است که در جامعه ی امروز ما نقش زنان در بیرون از خانه و در مشاغل مختلف بسیار پر رنگ شده است. بر اساس آمارهای مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۸۴ نزدیک به ۳ میلیون و ۹۶۱ هزار نفر از شاغلان کشور را زنان تشکیل می دادند، در حالی که این تعداد در سال گذشته یعنی سال ۹۴ به حدود سه میلیون و ۱۴۵ هزار نفر رسیده که از کاهش تعداد شاغلان زن در سالهای گذشته حکایت دارد، به عبارتی سالانه به طور متوسط بیش از صد هزار نفر از زنان شاغل کشور از بازار کار کنار رفته‌ اند.

 

در فرهنگ ما، در گذشته زنان بیشتر از اینکه در بیرون از خانه مشغول باشند به کارهای درون خانه رسیدگی می کردند. اما این روند با پیشرفت جامعه به سمت مدرنیته و نیز نیاز برخی ارگان ها تغییر کرد و حضور زنان در کارهای بیرون از خانه افزایش یافت.

 

در حال حاضر مسأله ی مشاغل زنان به یکی از دغدغه های آنان بدل شده، اما اینکه زنان چقدر موفق بوده اند تا شغلی مناسب با روحیات خود پیدا کنند و یا اینکه چقدر توانسته اند میان فعالیت های بیرون از خانه و مسولیت های درون خانه تعادل برقرار کنند و مهم تر اینکه درآمد حاصل از شغلشان را چطور توقع می رود خرج کنند، جزو مسائلی است که نیاز به بررسی دارد.

 

قبل از اینکه در مورد مشکلات اشتغال زنان بحث کنیم، نگاهی  کوتاه به فواید شاغل بودن  و اثراتی که در زندگی زنان دارند، می اندازیم.

 

 

اثرات مثبت کار زن در بیرون از خانه

 

طبق برخی بررسی ها که در مورد اشتغال زنان به عمل آمده است، کارشناسان به اتفاق به نظراتی دست پیدا کرده اند که قسمت مثبت آن به شرح زیر است:

 

۱ _ اشتغال در بیرون از منزل به زنان کمک می کند تا از تخصص و تحصیلات خود بهره ببرد که این مسأله در امنیت روانی و احساس کارآمدی آن ها بسیار موثر است.

 

 

۲_  این دسته از زنان، با کار کردن در بیرون از منزل، باری از مشکلات اقتصادی را از دوش همسر برداشته و موجب می گردند که خانواده از لحاظ مالی در رفاه بیشتری به سر ببرد.

 

۳ _ در دوران کهنسالی و کهولت سن و در نبود همسر به علت برخورداری از مستمری، وابسته و نیازمند فرزندان نخواهند بود که خود این مسأله در سلامت روان دوران پیری و استقلال بیشترشان موثر خواهد بود.

 

۴_ مشارکت اجتماعی زن در جامعه، مراودات وسیع اجتماعی و به خصوص اشتغال در بخشه ای فرهنگی باعث افزایش آگاهی ها و دانستنی های زن شده و او را در تربیت فرزندان حمایت بسیاری می کند.

 

۵ _ زنان امروز با زنان دیروز که صرفا همراه شوهرانشان به کار کشاورزی و دامداری می پرداختند فرق دارند. عصر فن آوری جدید همه چیز را در هم ریخته و طبعا نوع کار ها هم عوض شده است، زنان نیاز دارند از تحصیلات و تخصصی که برای گرفتن آن زحمت کشیده اند سود بجویند. این کار به آن ها کمک می کند تا احساس مفید بودن در جامعه ای که آن ها را به آنجا رسانده بکنند.

 

 ۶ _ بیشتر زنان مایل نیستند برای رفع نیاز های مالی ریز و درشتشان که این روزها بسیار زیاد شده است دائم از همسران خود تقاضای پول کنند و مسلم است که مردان هم نمی توانند در رفع این نیاز های نو خواسته درآمد برنامه ریزی شده خود را، مدام تقسیم کنند. به خاطر همین آن ها میل دارند خود بخشی از احتیاجات خانواده را تأمین کنند.

 

۷ _ از نظر روحی زنانی که شاغل هستند، دچار پیری زودرس نمی شوند و کمتر افسردگی به سراغشان می آید.

 

 ۸_  وقتی زنی در خارج از خانه کار می کند خواه نا خواه با مشکلات کسب در آمد و به اصطلاح پول در آوردن آشنا می شود، بنا براین به ارزش کار شوهرش بیشتر پی می برد و در نتیجه او را بهتر درک می کند.

 

تمام این ها از فواید کار زنان در بیرون از خانه بود اما اگر بخواهیم منصفانه مسأله را بررسی کنیم باید مضراتی را که اشتغال زنان و خانواده ها را در بر می گیرد را هم مورد بررسی قرار دهیم.

 


اثرات منفی کار زن در بیرون از خانه

 

۱_ اشتغال زن در بیرون از منزل مسلما وقت و انرژی بسیاری را از وی می گیرد و لذا طبیعی است که چنین زمانی با خستگی روانی و جسمی بیشتری (نسبت به زن خانه دار) در منزل حضور یافته و آن انرژی را که باید صرف همسر و فرزندانش کند را نمی تواند بگذارد.

 

۲_ یکی از مسایلی که باعث مراوده و گفتگوی بیشتر زن و مرد با یکدیگر می شود، مسایل اقتصادی و مالی است. این در حالی است که در زنان شاغل به علت استقلال مالی، میزان گفتگو پیرامون این مسایل بسیار کاهش یافته و لذا می تواند باعث ایجاد گسل عاطفی میان زن و مرد گردد.

 

۳_ زنان شاغل علاوه بر کار خارج از خانه ناچارند عمده ترین کارهای داخل خانه را هم به تنهایی به دوش بکشند. در حالیکه اکثریت مردان یا مهارت های مربوط به خانه داری را نیاموخته اند و یا همکاری لازم را با همسری که پا به پای آن ا در بیرون از منزل مشغول به کار است ندارند. این مسأله از یک طرف باعث خستگی بیش از حد زن می شود که نتیجه آن کاهش توجه و رسیدگی به همسر و فرزندان می شود و از طرف دیگر می تواند موجبات اختلاف میان زن و مرد را پدید آورد.

 

 

۴_اشتغال زنان و درآمدی که از شغلشان دارند گاه باعث می شود که مردان توقع داشته باشند که بخش اعظمی از گردش مالی خانه بر گردن زن باشد که این چه با موافقت زن صورت بگیرد چه غیر از این باشد، باعث می شود که یا زن به ماشینی برای تأمین نیاز خانواده تبدیل شود و یا بین زن و شوهر دعوا و بحث های مداوم که به سرد شدن روابط می انجامد، صورت بگیرد.

 

۵_ در نهایت آخرین و و مهم ترین عیبی که اشتغال زن در بیرون از خانه دارد، مشکل نگهداری و تربیت فرزند (یا فرزندان) است. در بسیاری از موارد کار مادر و بچه داری در تضاد یکدیگر قرار می گیرد. برای مثال با توجه به تعهدات مادر در محل کار و مسئولیت هایی که وی بر عهده دارد همیشه این نگرانی را دارد که می تواند وقت برای فرزندش بگذارد و با او حرف بزند؟ می تواند در امر تربیت وی نقش اصلی و اساسی را داشته باشد؟ و…

 

 

مشکلات تربیت فرزندان

 

مادران شاغل نسبت به مادران خانه دار وظیفه ی بسیار بیشتری دارند، این مادران باید هم خانه و هم شغل خود را اداره کنند.
مسلما اکثر کودکانی که مادر شاغل دارند ( صرف نظر از اینکه گاه پدربزرگ یا مادربزرگی هست که وظیفه ی نگه داری را بر عهده بگیرد ) در مهد کودک به سر می برند اما آیا واقعا مهد کودک می تواند جایگزینی برای مادر باشد؟ کیفیت و نحوه مراقبت از کودک چگونه است؟

 

از طرف دیگر هزینه یک مهد کودک خوب، که استاندارد های تربیتی در آن رعایت شود، از عهده هر پدر و مادری بر نمی آید. در برخی دیگر از موارد نیز مادر مجبور است برای نگهداری از فرزند خود دست به دامان والدین خود یا والدین همسرش گردد که خود این مسأله به مرور می تواند موجبات مشکلات بیشتر را فراهم آورد.

 

برای مثال مشاهده شده که انتخاب این مسأله موجب دخالت بیشتر والدین در زندگی زن و شوهر می گردد و یا آن جنبه خصوصی که زندگی زناشویی باید داشته باشد از بین می رود چرا که زن و مرد مدام  در تماس مستقیم با والدین خود و همسرشان هستند.

 

 

شغل مناسب، امنیت و آرامش می آورد

 

حقیقت این است که یک شغل مناسب که با روحیات یک زن سازگار باشد می تواند یک دریچه ی مناسب یرای رشد مادی و معنوی برای یک زن باشد اما این حرف، شامل خیلی از مشاغل امروز در جامعه ما نمی شود.

 

مهری سویزی – جامعه شناس و استاد دانشگاه – معتقد است:

“بسیاری از زنان اگر از حمایت‌های کافی از سوی پدران، همسران یا دولت بهره‌ مند شوند، اشتغال تمام‌ وقت برای تأمین مالی را به نگه‌ داری و تربیت فرزندان خویش ترجیح نمی ‌دهند.”

 

وی از مقوله‌ ای به نام “عطش کاذب اشتغال” نام برده و می‌افزاید:

“ریشه اشتغال زنان بعضا خاموش کردن یک عطش کاذب است و این عطش کاذب گاه می‌ تواند چشم و هم چشمی نسبت به کار کردن یک دوست یا آشنا یا نگرانی فرد از تأمین آینده خود باشد و برای روز مبادا و به دلیل نگرانی از عدم پاسخگویی خانواده به نیازهای فردی در پی یافتن شغل برود.”

 

به گفته سویزی اشتغال زنان و پذیرش مسئولیت های اجتماعی از سوی آنها هیچ منافاتی با انجام وظایف و مسئولیتهای خانوادگی ندارد، منتها زنانی که به فضای کسب و کار و اشتغال ورود می‌ کنند باید عنصر توازن را بین شغل و امور خانه برقرار کنند.

 

از نگاه این استاد دانشگاه زنانی که در فرایند اشتغال مشارکت دارند و عنصر توازن را رعایت می ‌کنند به فضای کاری خود حس و حال خوبی می‌ بخشند به نحوی که هم فرد، هم خانواده و هم اجتماع از اثرات آن بهره‌ مند می‌شوند.

 

 

فاطمه قاسم آبادی _ تحریریه سایت با حجاب

دیدگاهتان را بنویسید