تفاوت دختر ایرانی و عرب در شعر نظامی (3)

بررسی جایگاه زنان در اشعار ایرانی
۱۰ آبان ۱۳۹۷

در قسمت قبل به بیان دیدگاه چند تن از شاعران نامی کشورمان در مورد زنان و جایگاه پاکدامنی برای آنان پرداختیم حال در ادامه به بررسی دیدگاه نظامی گنجوی و سعدی شیرازی می پردازیم.

 

 

نظامی و بانوان پنج گنج

 

نظامی را بیشتر با آثار معروف و ارزشمندش مثل منظومه های خسرو و شیرین و لیلی و مجنون و پنج گنجش می شناسند. این شاعر بزرگ که به حکیم (عالم در دین ) معروف بوده است، با دید کاملا منصفانه ای زنان را که گاه، نقش اللهی دارند و گاه می توانند منفی ظاهر شوند، به تصویر کشیده است. برای مثال در داستان بانوی حصاری، زن نماد زیبایی و کمال حضرت حق است که برای رسیدن به وصالش باید از موانع بسیار رد شد و با توکل به خداوند و ایمان به راهش می توان به جلوه ی زیبا و نورانیش رسید، در عوض در داستان هامان و دیوان زنان بیشتر در هیبت دیو و شیاطین ظاهر می شوند و سعی در گمراه کردن از راه حق و حقیقت دارند.

 

 

 

تفاوت دختر ایرانی و عرب در شعر نظامی

 

نظامی در منظومه های خسرو و شیرین و لیلی و مجنون با توجه به تفاوت های فرهنگی که بین دو کشور بوده است سعی در به تصویر کشیدن دو داستان عاشقانه با دو دید مختلف داشته است برای مثال:

 

نظامی گنجوی در داستان خسرو و شیرین، شکوه باستانی ایران و ارزش والای زن و ازدواج در ایران باستان و نقش و اهمیت پیشوایان دینی، حکیمان و هنرمندان را بیان می ‌کند. یکی از نکات مهمی که در داستان خسرو و شیرین به تصویر کشیده می شود اهمیت تقوا و پاکدامنی برای زنان و دختران است چرا که در این داستان می بینیم شیرین ضمن داشتن عشقی شدیدی و سوزناک به خسرو، در برابر تمایلات و خواسته‌های هوس‌انگیز خسرو از خود استقامت نشان می‌دهد و گوهر خویش را حفظ می‌کند و حتی به کسی که عاشق اوست اجازه ی دست درازی نمی دهد.

 

نظامی در این داستان که در شمال و غرب ایران رخ می‌دهد، با توصیف آبادانی‌ها، باغ‌ها و بوستان‌های زیبا، آبادانی کشور و ارزش‌ دهی به کار و کوشش را در آن دوران نشان می‌دهد. در آن سو، نظامی بیان می‌دارد که چگونه عواملی همچون خیانت‌کاری سران کشور، غرور و ستمگری شاهان و شاهزادگان، موجب پریشانی کشور شده است و با این توصیفات علاوه بر بیان داستان عشقی خود تصویری از اوضاع مملکت هم به مخاطبین خود می دهد.

 

در مقایسه با این داستان در داستان لیلی و مجنون، از همین شاعر، هر چند داستان خسرو و شیرین در مکانی سرسبز و خرم اتفاق می‌افتد، اما داستان لیلی و مجنون در صحرای خشک عربستان اتفاق می افتد. ایرانیان در داستان خسرو و شیرین مردمانی شاد، ثروتمند، اهل رزم و بزم بودند، در حالی که در داستان لیلی و مجنون عکس این است.

 

 

زنان خردمند و انتخاب گر

 

در داستان خسرو و شیرین، زن نقش اول را در انتخاب همسر و حتی حکومت دارد. زنان دوش به دوش مردان و هم‌ سان با آنان به حکمرانی، بزم و شادی، شکار و سرگرمی می‌پردازند و در عین حال گوهر عفاف خود را پاس داشته و با عزت نفس و شخصیت مساوی مردان به سر می ‌بردند. مثلاً در داستان خسرو و شیرین، شیرین خود به تنهایی به شکار رفته، به تنهایی سوار بر اسب سوی تیسپون می‌تازد، بر تخت سلطنت می‌نشیند و در عین حال، در برابر کام‌ خواهی خسرو مقاومت کرده و گوهر عفاف خویش را پاس می‌دارد.

 

شیرین وقتی خسرو در حال از دست دادن تاج و تخت است به او مشورت می دهد و خسرو را به بازپس‌ گیری تخت و تاج تشویق می‌کند و سرانجام هم بدون ازدواج و کابین درخور، هرگز تن به خواسته های نفسانی خسرو نمی‌دهد. شیرین در نهایت در راه عشق با شجاعت و ایثار خود را فدا می ‌کند. در مقابل، لیلی زنی بی‌نوا و تحت ستم است که جز آه و اشک نصیبی ندارد و حتی به او اجازه ی دیدار مجنون هم داده نمی ‌شود. لیلی از حق انتخاب همسر محروم است، چه رسد به شکار وحکومت و غیره…

 

 

عشقی محکوم به شکست

 

 در داستان لیلی و مجنون، لیلی در عین اینکه ازدواج کرده است به شوهر قانونی خود اجازه نمی دهد به او نزدیک شود و در نهایت پس از مرگ همسرش وقتی به مجنون خبر مرگ شوهر لیلی را می دهند، در حالی که لیلی منتظر مجنون است تا به سراغش بیاید، مجنون به خاطر اینکه ثابت کند عشقش نفسانی نیست یا به عبارت دیگر به خاطر انکار احساسات خود، لیلی را در غم و نا امیدی رها می کند و باعث می شود لیلی در غم و خجالت باقی بماند و در نهایت این غصه او را به کام مرگ بکشاند….

این تفاوت دیدگاه ها در دو منظومه به خوبی به تصویر کشیده شده است، نظامی با دقت سعی کرده است که در این دو منظومه علاوه بر روایت داستان، تفاوت ها را هم نشان بدهد. البته گاهی اغراق هایی هم صورت گرفته است، برای مثال در داستان واقعی لیلی و مجنون، این دو در صحرا با هم آشنا می شوند ولی نظامی این دو را در مکتب با هم آشنا می کند، که امری کاملا بعید است مخصوصا یادگیری سواد برای دختری مثل لیلی در آن زمان و به خصوص در مکتب خانه، امری کاملا غیر واقعی و فانتزی محسوب می شود!

 

 

زنان اسکندرنامه ی نظامی

 

در اسکندرنامه منظومه ی دیگر نظامی، نقش زنان بیشتر در جایگاه قهرمانان جنگی و سیاست مداران عنوان می شود و نظامی این جایگاه را چندان مورد تمجید قرار نمی دهد و زن را که دراین جایگاه نمی پسندد.

 

یکی از مثال های روشن این داستان وقتی است که اسکندر برای بانو نوشابه (فرماندار یکی از شهر های ایران) نامه ای از روی نیرنگ می برد و نوشابه با هوشمندی خود او را می شناسد و در گفتگویی که بین این دو صورت می گیرد، اسکندر به برتری هوش و استعداد نوشابه اعتراف می کند ولی همچنین ابراز می دارد که زن نباید فرمانده و دلیر باشد و اگر پرده نشین باشد بهتر است.

 

البته در این منظومه نگاه به زن نگاهی تقریبا تیره است چرا که اسکندر در نهایت اعتقاد دارد که به زنان نباید اعتماد کرد هر چند پارسا و با تقوا باشند، چرا که در نهایت زن، زن است و  همچنانکه نباید به دزد اعتماد کرد ولو آنکه دوست و آشنای تو باشد!

 

به دل گفت کاین کاردان گر زنست

به فرهنگ مردی دلش روشنست

زنی کو چنین کرد و اینها کند

فرشته بر او آفرینها کند

ولی زن نباید که باشد دلیر

که محکم بود کینه ماده شیر

 

 

 

سعدی چه می گوید

 

در نگاه سعدی بیشتر روابط اجتماعی و نقش روزمره ی زنان عنوان می شود و ما کمتر در آثار سعدی جایگاه اللهی برای زنان می بینیم. زنان در آثار سعدی چه در نقش نیک و چه شریر، هر دو در جهان واقعی و مادی زندگی می کنند و نقش آن ها با توجه به جایگاه واقعی شان صورت می گیرد.

در شعر سعدی، مادر بودن برای زنان جایگاهی بسیار والاست و مادر، پند آموز فرزندان، بخصوص دختران است و رموز زندگی چون صرفه جویی در روز آسانی و توشه نهادن از بهر تنگدستی و در دنیا به فکر آخرت بودن را به ایشان می آموزد. از دیدگاه سعدی، وجود مادر نعمت الهی است که باید شکر آن را به جای آوری، وگرنه با کوران برابری. اما در همیشه تاریخ، جوانانی یافت می شده اند که قدر مادر، نیکو نمی دانستند و کودکی خویش و زحمات او را فراموش می کردند. سعدی نقل می کند که:

 

جوانی سر از رای مادر بتافت

دل دردمندش به آذر بتافت….

 

این مادر در این شعر چون درمانده شد، گهواره فرزند سست مهرِ فراموش عهد را، پیش آورده ضعف کودکی را به او خاطر نشان کرد و تذکر داد «تو آنی که از یک مگس رنجه ای» سپس نصیحتش کرد که دوباره درگور به همان ناتوانی برمی گردی که نتوانی موری از خویش برانی.

 

 

زیبا رویان بخشندگان عمرند

 

چنانکه سعدی در اشعارش نشان می دهد نخستین و یکی از مهمترین ملاک های انتخاب همسر در جامعه او، زیبایی و خوبرویی بوده است. این ملاک هم از جانب مردان مهم شمرده می شد و هم از سوی زنان. در یکی از داستان های گلستان دختری که همسر پیرمردی زشت رو شده بود، سرانجام طلاق گرفت و سپس با جوانی تند، ترشروی، تهیدست وبدخوی ازدواج کرد. جور و جفا می دید و شکر نعمت حق می گفت: ” که الحمدلله از آن عذاب الیم برهیدم و بدین نعمت مقیم برسیدم”

این خود نشان از دید منفی سعدی نسبت به تفاوت سنی زیاد در ازدواج و اجبار زنان به این نوع ازدواج ها دارد.

 

با اینهمه جور و تندخویی

بارت بکشم که خوبرویی

 

البته باید توجه داشت که از نظر سعدی زیبایی تنها به جذابیت چهره محدود نمی شده است و از نگاه او وقتی پای عشق درمیان باشد، زیبایی خود آفریده می شود. یعنی، عاشق در معشوق جز زیبایی نمی بیند. چنانکه آورده اند یکی از ملوک عرب، مجنون را به عشق لیلی سرزنش کرد؛ مجنون گفت:

 

کاش کانان که عیب من جستند

رویت ای دلستان بدیدندی

تا به جای ترنج در نظرت

بی خبر دستها بریدندی

 

در کل نگاه سعدی شیرازی نسبت به زنان نگاهی مثبت و اثر گذار است این شاعر گرانقدر که در شعرهایش بعضی وقت ها به ریز ترین مشکلات اجتماعی هم توجه نشان داده است زنان را هم به زیر ذره بین خود برده است و شخصیت و علایق آنان را مورد بررسی قرار داده است.

 

 

فاطمه قاسم آبادی _ تحریریه سایت با حجاب

دیدگاهتان را بنویسید